پسره، پسره.... با شنیدن این واژه حاج‌آقا دستی به محاسنش کشید و در حالی که تسبیحش را در مچش جمع می‌کرد دست‌ها را بالا برد و بلند و کشیده گفت: شکر. حاج خانم هم که داشت بال درمی‌آورد گردی صورت را پشت چادر مشکی جمع و جور کرد و بلندتر گفت: نگو پسر، بگو قندعسل، بگو کاکل زری و با افتخار سرتاپای پسرش را که تازه پدر شده، ورانداز کرد. حاج‌آقا دست به جیب شد تا مشتلوق بدهد و حاج خانم به طرف ورودی اتاق زایمان رفت تا پیشانی عروسش را ببوسد؛ این بوسه یعنی تشکر از عروسی که از امروز حرفش خریدار دارد، می‌تواند سری تو سرها بلند کند و... اما اگر مسافر تازه از راه رسیده دختر بود چطور؟


خیلی از پدرها و مادرها وقتی حرف از جنسیت فرزندشان می‌شود با تعارف و رودربایستی می‌گویند: فرقی نمی‌کند یا هرچی خدا بخواهد، اما ته دل بسیاری هنوز پسر را به دختر ترجیح می‌دهد؛ ترجیحی که در درازمدت منشأ تبعیض‌های ناخواسته وآزاردهنده‌ای است.

هنوز یک تحقیق رسمی که تایید کند خانواده‌ها همچنان فرزند پسر را بر دختر ترجیح می‌دهند وجود ندارد یا دستخوش دستکاری‌هایی شده تا از بیان صریح واقعیت امتناع شود، اما تجربه زندگی اجتماعی گواهی می‌دهد که هنوز بعضی همسران به داشتن فرزند پسر راغب‌تر هستند؛ رغبتی که ریشه در پیشینه ذهنی بسیاری از خانواده‌ها در دوران سنتی دارد.

براساس یک نظرسنجی اینترنتی، نزدیک به 88 درصد مادران اقرار کرده‌اند که با پسران خود به شیوه‌ای متفاوت رفتار می‌کنند و رفتار آنها تبعیض‌آمیز است. بیش از 55 درصد از مادران اعلام کرده‌اند که راحت‌تر با پسر خود ارتباط دوستانه برقرار می‌کنند و همچنین 7 درصد نیز اقرار کرده‌اند که با پسر خود بیشتر از دخترشان مهربانی می‌کنند.

 در این نظرسنجی مشخص شد مادران به دو برابر بیشتر از فرزندان دختر خود، نسبت به پسرانشان انتقاد می‌کنند و میزان انتقاد کردن از دختران 21 درصد و از پسران نزدیک به 12 درصد است بیش از یک پنجم مادران یا 5‌‌/‌‌21 درصد از آنها اعتراف کرده‌اند در صورتی که پسر آنها شیطنت به خرج بدهد، آن را نادیده می‌گیرند، اما این موضوع در دختران فقط 8‌‌/‌‌17 درصد است، مادران همچنین بیشتر ویژگی‌های شخصیتی مثبت را به فرزند پسر خود نسبت می‌دهند و کمتر این کار را در مورد دختران خود انجام می‌دهند.

اما تمام این واکنش‌ها به مادران اختصاص ندارد، بلکه پدران هم بیشتر خواهان فرزند پسر هستند. این ترجیحات در بسیاری موارد ریشه در سنت‌های کهن و عادات قدیمی خانواده‌ها دارد که ناخودآگاه بر ذهنیت ما نسبت به دختران اثرگذار است. سهیلا قائمی، مردم‌شناس و محقق در این باره می‌گوید: داشتن فرزند پسر از گذشته‌های دور مزیتی به حساب آمده است؛ مزیتی که می‌تواند به ضرر دختران تمام شود. وجود برخی عبارات فرهنگی و تکیه‌کلام‌ها مثل پسر عصای دوران پیری است، پسر تکیه‌گاه والدین، دختر مال مردم است، دختر مال خانواده شوهر است و... بر این باورهای سنتی صحه می‌گذارد. باورهایی که این روزها مثل خوره برای اعضای خانواده آزاردهنده است.

شوهرم تا یک ماه نگاهم نمی‌کرد

وقتی مسوول سونوگرافی به من گفت حالا می‌تونی از جایت آرام بلند شوی، اولین سوالی که به ذهنم رسید این بود که خانم دکتر دختره یا پسر؟ او هم با بی‌تفاوتی گفت: دختره یه دختر خوشگل. با این جمله تمام اتاق روی سرم ریخت. دخترررر... ولی شما دفعه پیش گفتید پسره

مگه فرقی می‌کنه تازه این بار که ماه چهارمه بهتر دیده می‌شه حالا با اطمینان بیشتری می‌گویم که دختره. دیگر نمی‌توانستم سنگینی هوای اتاق را تحمل کنم، هنوز دکمه‌های مانتو را کامل نبسته بودم و نمی‌دانم خداحافظی کردم یا نه از اتاق زدم بیرون، حالا با چه رویی به شوهرم خبر بدهم. فرزند سومم بود و هر سه بار دختررررر...

شاید در دوره‌ای که از نبود تبعیض بین دختران و پسران دم می‌زنیم، باور این که همچنان برخی خانواده‌ها بر سر دختر یا پسر شدن فرزندشان با فشارهای عاطفی روبه‌رو هستند، دشوار باشد. مانند نگین که 29 ساله است و فرزند دومش دختر است. او در خاطرات شخصی خود می‌نویسد: همسرم مهندس و خودم معلم ریاضی هستم، 8 سال قبل ازدواج کردیم و در سال سوم زندگی مشترک خدا به من دختری داد، ولی همسرم عاشق پسر بود، هر چند سعی می‌کند نقش یک پدر خوب را بازی کند، اما همیشه حسرت می‌خورد که کاش فرزند اولمان پسر بود.

نگین ادامه می‌دهد: از طریق سونوگرافی ماه‌ها قبل از این که فرزند دومم به دنیا بیاید دانستم دختر است، اما از گفتن این خبر به شوهرم خودداری کردم. 9 ماه مخفیانه و بدون او به دکتر رفتم و با این بهانه که تو مشغله داری و نمی‌خواهم مزاحمت شوم از بردنش به مطب دکتر و سونوگرافی جلوگیری می‌کردم، وقتی می‌پرسید بچه چیه دختره یا پسر؟ از پاسخ طفره می‌رفتم، تا این که فرزندم را به طور طبیعی به دنیا آوردم، انگار نه انگار2 سال گذشته، همسرم بیمارستان نیامد، تا 3 روز در بیمارستان بلاتکلیف بودم تا بیاید و تسویه حساب کند، بعد مرا با حال نزارم خانه مادرم بردند، ولی بازهم او نیامد تا مرا ببیند، تا 3 هفته که با اصرار اقوام و فامیل به دنبالم آمد، اما همچنان طلبکار بود...

سعید کاتب هم تجربه جالبی از دختردار شدنش دارد و می‌گوید: «من واقعا بر سر دختر یا پسر شدن بچه‌هایم نظری ندارم چون خودم 4 تا خواهر دارم که رابطه‌ام با آنها گرم‌تر از برادرانم است، اما متاسفانه همسرم این طور فکر نمی‌کند و از همان ابتدای بارداری پسر می‌خواست با این بهانه که پسرها ‌مامانی‌تر از دخترها هستند و دخترها بیشتر بابایی‌اند این طور القا می‌کرد که باید بچه اولش پسر باشد.»

او با بیان این که به خواست خداوند فرزند اولشان دختر سالمی شده که الان کلاس اول ابتدایی است اضافه می‌کند: «فرزند دوم ما اما یک پسر 3 ساله است که متاسفانه همسرم بین او و دخترمان تبعیض قائل است و من این مطلب را بارها به او تذکر داده‌ام اما او زیربار نمی‌رود و با فرق گذاشتن و دادن امتیاز بیشتر به پسرمان، دخترمان را آسیب‌پذیر کرده است.»

نجمه مرادی مشاور تربیتی مدارس با 23 سال سابقه ارتباط با نوجوانان و جوانان در این باره توضیح می‌دهد: من بارها با دخترانی‌همصحبت بوده‌ام که از تبعیض‌گذاری والدین به نفع پسران خانواده بشدت گله‌مند بوده‌اند، این گونه رفتارها از سوی والدین و حتی اعضای بزرگتر فامیل مانند پدربزرگ و مادربزرگ، ممکن است دختران را با احساس حقارت مواجه کند.

 عده زیادی از دختران ما درونگرا می‌شوند. یعنی حرف‌هایشان را در درون خودشان نگاه می‌دارند، مسائل و مشکلات خود را پنهان می‌کنند و حتی به مادرانشان هم نمی‌گویند، لذا تنها و گوشه‌گیر هستند. این باعث می‌شود که دختران ما در آینده نتوانند با شوهر و فرزندانشان ارتباط دوستی برقرار کنند. متاسفانه گاهی مادران و پدران ما این قبیل دختران آرام، ساکت و درونگرا را تحسین می‌کنند که: دختر آرامی است یا دختر خوبی است یعنی بر این صفات صحه می‌گذارند بدون این که علت بروز چنین رفتارهایی را بدانند.

کودکانی که در ارتباط با تبعیض والدین، مظلوم قرار می‌گیرند ـ که در اینجا منظور من بیشتر دختران هستندـ عکس‌العمل‌های متفاوتی از خود نشان می‌دهند؛ از قبیل: تهدید کردن برادران و خواهران دیگر و آزار دادن آنها یا پیش گرفتن رفتارهای تهاجمی به صورت پنهانی، بازی کردن نقش نوزاد و با شیشه شیر خوردن، تر کردن لباس و بستر خود، ادای پسرها را درآوردن، انواع ناسازگاری‌ها و ناراحت کردن پدر و مادر و...

به گفته این مشاور، تبعیض باعث بروز احساسات خصمانه مستقیم و غیرمستقیم، ناامنی و عدم اعتماد به نفس می‌شود. عده‌ای از کودکان دچار عدم اعتماد به نفس و نگرانی و احساس شکست و ناامنی می‌شوند که‌ کینه و تنفر از برادران پیامد آن است.



تاريخ : ۱۳٩۱/۸/٢٧ | ۱:۱۳ ‎ب.ظ | نویسنده : هادی | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.