سن آموزش قانون به کودکان

 

تبیان

شاید تا به حال اندیشیده اید که چرا بچه های ما قانون گریزند؟ به محض این که امری به حالت قانون در خانه درمی آید، اولین احساسی که به همه دست می دهد، دافعه نسبت به آن است و طبیعی است که کودکان هم نسبت به آن دافعه داشته باشند. نکته این جاست که آموزش و اجرای قانون از اوایل دوران کودکی آغاز می شود و چنانچه این آموزش دیر شروع شود، در آینده جا انداختن آن بسیار دشوار خواهد بود. در این باره با دکتر شهرام ناصری مشاور و روان پزشک گفت وگو کرده ایم که در ادامه می آید.


سن آموزش قانون

 بهترین سن برای آموزش مهارت های اصلی زندگی سنین ۳ تا ۸ سالگی است و اگر یک سری آموزش ها را در این فاصله سنی به کودک دهیم می توانیم مطمئن باشیم که زندگی فردی اجتماعی سالمی در پیش خواهد داشت.

همچنین بهترین سن برای آموزش احترام به قانون در کودکی، ۵ تا ۷ سالگی است و کودک در این سنین است که می تواند معنای قانون را با اعمال صحیح آن در خانه دریابد. وی ادامه می دهد: در حال حاضر بسیاری از والدین از رفتارهای فرزند خود شکایت می کنند در این شکایت ها چند وجه مشترک بین والدین و فرزندان وجود دارد.

در چنین شرایطی است که مشاور می تواند به خوبی متوجه اشتباهات در طرز فکر والدین و شیوه تربیتی آن ها شود. در واقع والدین دچار مشکلات شناختی نسبت به فرزندان خود و شیوه تربیتی اعمال شده در خانه شده اند و تصور می کنند این بچه ها هستند که باید تغییر کنند اما مدت زمانی نمی گذرد که درمی یابند بسیاری از مشکلات آن ها در نتیجه بی توجهی به وضع قوانین مناسب در خانه و نبود آموزش مناسب و به هنگام در دوران کودکی رخ داده است.

بسیاری از والدین فقط محبت بی قید و شرط بدون گذاشتن خط قرمز و محدودیت را در خانه اعمال می کنند و در طول زمان از نارضایتی دایمی فرزند خود تعجب می کنند. در صورتی که علت این نارضایتی دایمی رفتارهای خود آن هاست. بنابراین نکته ای که باید مدنظر قرار داد، این است که آموزش مهارت های فرزندپروری از مهارت های اساسی است که در تربیت نسل جدید نقش مهم و موثری ایفا می کند و هرقدر بیشتر به این مهم توجه کنیم، در آینده افراد قانون مدارتر و سالم تری به جامعه تحویل خواهیم داد.

 از سوی دیگر برای بسیاری از والدین شناخت درمانی برای ریشه یابی و حل تعارضات تربیتی در خانواده و کنار گذاشتن شیوه های تربیتی پراشتباه، اقدامی اساسی است تا اشتباهات آن ها اصلاح شود.

قانون و انتظارات

هر والدی انتظاراتی از فرزند خود دارد. بنابراین والدین باید متناسب با انتظاراتی که از فرزند خود دارند، قانون وضع کنند.

درس خواندن، لجبازی نکردن، کمک کردن به دیگران، به موقع به منزل آمدن جزو رفتارهای مثبت است بنابراین والدین باید با ارائه مشوق هایی تلاش کنند، رفتارهای مثبت فرزند خود را تشویق و در مقابل رفتارهای نادرست موضع گیری و اعمال قانون کنند.

نکته این جاست که اگر آموزش عمل به قانون در سن طلایی رشد یعنی در ۳ تا ۸ سالگی داده شود، بیشترین بهره وری را در آینده برای والدین خواهد داشت. آموزش عمل به قانون و اجرای صحیح آن در دوران کودکی میسر است زیرا در دوران نوجوانی والدین می توانند با او وارد معامله شوند و از او بخواهند به قانون عمل کند.

دکتر ناصری با بیان این که نه فقط سن آموزش قانون بلکه نحوه اجرای آن هم در میزان تاثیرگذاری آن نقش دارد، تصریح می کند: افراط و تفریط در اعمال قانون در خانواده ها بسیار شایع است و واقعیت این است که حفظ تعادل در این زمینه کار بسیار دشواری است. اما انجام آن ضروری است. سخت گیری بیش از حد در اجرای قانون ممکن است باعث اضطراب، نگرانی و گرایش کودک به ناخن جویدن، مکیدن انگشت و کارهایی از این قبیل شود. کودک وقتی بزرگ تر می شود به قلدری و گردن کلفتی رو می آورد تا زیر بار قانون نرود.

روش های اعمال قانون

سوال مهمی که برای بسیاری از والدین مطرح می شود، این است که چطور می توانند این قوانین را اعمال کنند و چگونه برای رفتارهای اغلب پیش بینی نشدنی فرزند خود، یک رفتار مناسب در پیش بگیرند به نحوی که قانون وضع شده را خنثی و بی ضرر نکند.

 دکتر ناصری با اشاره به این که تنبیه یکی از اولین واکنش های والدین در مقابل رفتارهای غیرقانونی کودک است، می گوید: درگذشته ، فلک کردن و استفاده از روش های تنبیهی امری رایج بود و راهی موثر برای اعمال قانون شناخته می شد در دوره مدرن، تشویق و پاداش جزو اصول تربیتی معرفی شد و استفاده از روش های تنبیهی ممنوع شد و در پایان آن دوره بحران های تربیتی بروز کرد که راه حل آن در عصر ارتباطات آشکار شد.

 در عصر ارتباطات که در آن قرار داریم، تلفیقی از شیوه های تربیتی دوره سنت و مدرن ارائه شده است که شامل تنبیه و تشویق به موقع است. سرلوحه شیوه تربیتی عصر ارتباطات این است که در هر خانه ای قانون لازم است و فرزند بنا به واکنشی که نسبت به آن دارد تشویق یا تنبیه می شود. برای عینی کردن رفتارهای قانونی و غیرقانونی از چراغ راهنمایی استفاده می کنیم.

 رفتارهای سبز، قرمز و زرد داریم. رفتارهای سبز شامل رفتارهای مثبت، رفتارهای قرمز شامل رفتارهای منفی شایسته تنبیه و زرد شامل ۸۰ درصد رفتارهای کودک است که باید به آن بی اعتنایی شود.

بنابراین والدین می توانند به راحتی رفتارهای کودک را دسته بندی و واکنش مناسب را اتخاذ کنند. باید دانست فقط آن دسته از رفتارهای کودک که برای خودش صدمه زننده و آسیب زاست تنبیه در پی دارد. در گذشته تنبیه همراه با ابراز خشم والدین بود اما در حال حاضر تاکید می شود که فقط وقتی تنبیه اعمال می شود که کار وی خطر جانی برایش داشته باشد و والدین نباید وقتی عصبانی هستند، کودک را تنبیه کنند.

ملزومات اجرای قوانین

دکتر ناصری از ۴ شیوه تنبیهی برای مقابله با رفتارهای نامناسب کودک یاد می کند و می افزاید: اعمال صحیح قانون و آموزش عمل به آن، بسیار وابسته به رفتارهای صحیح والدین در برابر بی قانونی و اعمال شیوه های تنبیهی است. محروم کردن کودک از امتیازات باید به مدت محدود باشد.

 بهتر است والدین این شیوه را وقتی در آرامش هستند، اجرا کنند در غیر این صورت محرومیت هایی برای وی در نظر می گیرند که اجراشدنی یا منطقی نیست. بنابراین بهتر است به او بگوییم به مدت ۲ روز حق ندارد پارک برود، دوچرخه سواری کند یا فعالیت مورد علاقه خود را انجام دهد.

 در روش دوم که «بیرون مانی» نام دارد، کودک باید در جایی که دوست ندارد قرار بگیرد. هدف این است که ارتباط کودک با محیط بیرون قطع شود اما جایی که کودک قرار دارد، نباید تاریک و ترسناک باشد. او باید متناسب با سنش چند دقیقه ای در اتاق بماند و گریه یا عذرخواهی کودک نباید به توقف تنبیه منجر شود. در روش سوم استفاده از صندلی محرومیت یا تنبیه است که باید رو به دیوار باشد و روی آن قرار بگیرد.

تصحیح افراطی رفتار هم یک روش دیگر است که وقتی کودک شیئی را پرت می کند و می شکند، والدین از او می خواهند آن جا را تمیز کند و این کار را چندین بار تکرار کند. با این شیوه کودک پیامد کارش را فراموش نمی کند.

تشویق های صدمه زننده

نکته ای که درباره تنبیه باید متذکر شد، این است که تشویق بی جا و غیرمنطقی ممکن است به اندازه اجرای نادرست شیوه های تنبیهی صدمه زننده باشد. زیرا تشویق افراطی باعث می شود آستانه رضایت کودک به حدی بالا برود که او به یک کودک همواره ناراضی تبدیل شد.

به این منظور روان شناسان از واژه اقتصاد تشویق استفاده می کنند؛ یعنی استفاده به اندازه، به جا و مناسب از تشویق به منظور بهره وری بیشتر از آن. شکایت بسیاری از والدین از فرزندان خود این است که با وجود داشتن بیشترین امکانات و دریافت بیشترین تشویق ها، کمتر رضایت دارند و از شرایط زندگی خود راضی نیستند.



تاريخ : ۱۳٩۱/۸/٢٧ | ۱:۳۳ ‎ب.ظ | نویسنده : هادی | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.