مقدمه :
منابع انسانی میهن ما به هیچ وجه محدودتر از منابع غنی طبیعی آن نیست.
ما درکشوری زندگی می کنیم که برای رسیدن به استقلال و پیشرفت همه جانبه در زمینه های فردی و اجتماعی ، علمی و فرهنگی به شخصیتهای رشد یافته و به دلهای بیدار و مغزهای اندیشمند و دستهای ماهر و توانا نیازمند است.



چنین شخصیتها و مغزها و دلها و دستهایی باید تربیت شوند ، برای چنین منظوری ضروری است که متخصصان تعلیم و تربیت و روان شناسی و سایر دست اندر کاران آموزش و پرورش آنچه در توان دارند به کار گیرند و لزوم تعلیم و تربیت منابع انسانی کشورمان و بویژه کودکان تیزهوش و با استعداد را تبیین کنند و اشاعه دهند.

تعریف تیزهوش
کودکان تیز هوش چه کسانی هستند ؟ آیا آن دسته از افرادی هستند که خلاقیت دارند و رهبران نسل آینده خواهند بود ؟
از نظر تعریف به کودکی تیز هوش گفته می شود که با کمک فکر و استدلا و استفاده از فرآیندهای ذهنی عالی بتواند قضاوت صحیح بکند و دارای استعداد خاص در کارهای خلاقه باشد. کودکان تیزهوش و با استعداد کسانی هستند که برطبق تشخیص افراد صلاحیتدار و اهل فن به دلیل استعدادهای برجسته خود قادر به عملکردهای عالی هستند.
اسمیت و ریس تیزهوشی را اینگونه تعریف کردهاند « فردی با قوای ذهنی عالی ، نیروی خلاقیت و دارای انگیزه های خاص و با ارزش که کودک را کاملاً از همسالان متمایز می کند و او توانایی این را دارد که سهم وارزش قابل قبولی در اجتماع خود داشته باشد. »
در تقسیم بندی وکسلر به کودکانی که هوشبهر از 130 به بالا داشتند کودکان تیزهوش یا طبقه بندی تیز هوشها پر استعداد می گفتند که 2.2% افراد را تشکیل می دهند.
افراد تیز هوش را به چهار دسته تقسیم می کنند :

1- تیز هوشهای خلاق :
علاوه بر هوش سرشار ، برتری این افرا د برای خلق و ایجاد مسائل هنری وابداع از همان ابتدا مشخص است . عقیده بر این است که برای توفیق در ایجاد آثار هنری باید مراحل مختلفی طی شود و عبور از این مراحل لازمه دست یافتن و خلق هنر است . مراحل به شرح زیر است :
الف – مرحله تهیه و آمادگی
ب- مرحله پنهانی یا نهفتگی
ج- جرقه فکری
د- مرور تکرار
2- تیز هوشهای درس خوان
این کودکان به مفاهیم مجرد توجه بیشتری دارند و بهتر ، سریعتر و بیشتر از دیگران مطالب کتاب را یاد می گیرند و تعداد کتابهایی که خوانده اند به مراتب زیاد است .
از لحاظ نگارش نیز این افراد برتری دارند و تعداد نوشته ها و رونویسیها زیاد است.
مسلماً اعضای خانواده و تهیه وسایل تحصیل در پیشرفت این کودکان نقش مهمی دارد زیرا از یک طرف باعث به کار انداختن قدرت و استعدادهای کودک می شود واز طرف دیگر برنامه ها طوری تنظیم می شود که کودک احساس خستگی نکند.

3- تیز هوشهای حرفه ای یا مکانیک
در این کودکان یادگیری اعداد بهتر است . چون عدد یک مفهوم مجرد است این افراد علاقه زیادی به ساختن اشیاء ، کارهای دستی ، ریاضیات ، اندازه گیری دارند و اشکال هندسی را تمیز و زودتر از موقع خود یاد می گیرند. این کودکان ممکن است به تعلیمات کلاسیک رغبت زیادی نداشته باشند وبه مسائل فنی ، عینی و واقعی بیشتر از مسائل ذهنی علاقه مند باشند. به علاوه در کارهای حرفه ای پیشرفت خارق العاده دارند.

4- تیزهوشهای کم پیشرفت
این کودکان با وجود هوش زیادی که با آزمونهای مخصوص مشخص می شود در یادگیری موفق نیستند وبه قول معروف فرد علیه خود قیام می کند ودر واقع هوش او به کار گرفته نمی شود. نکته جالب اینکه آموزگاران اکثراً گزارش می دهند که این افراد قدرت درک ، نبوغ و بصیرت کافی دارند ولی نمی دانند چرا نتیجه امتحاناتشان خوب نیست . بعضی عقیده دارن چون کودک با هوش به سرعت درسها را یاد می گیرد لذا مانند دیگران تمرین نمی کند. گاهی اوقات علت بی علاقه گی به درس ناشی از مسائل خانوادگی است . گاهی ضایعات مختصر مغزی و دیسلکسیا که باعث اشکال در خواندن و نوشتن می شود موجب بی دقتی و اختلال در یادگیری می گردد و یا آنکه معلولیت جسمانی به علت محدودیتهای حرکتی و مسائل روانی مانع پیشرفت صحیح فرد می گردد. طبق آمار ویترومیکر دو درصد افراد معلول تیز هوش هستند که در شناسایی آنها غفلت می شود.

سرچشمه های تیزهوشی
کاوش به منظور یافتن سرچشمه های تیز هوشی بسیار جالب است . آیا مهمترین عامل در تیزهوشی وراثت است ؟ آیا محیط است ؟ آیا هر دو به یک اندازه مهم هستند؟ اگر محیط مؤثر است آن کدام است ؟ در چه سنی ؟
تردیدی نیست که استعداد دست کم تا حدودی موروثی است. مربیان آنقدر به تغییرات محیطی اهمیت می دهند که اغلب از تأثیر وراثت غافل می مانند یا آن را ناچیز می پندارند. حتی اگر بدانیم که کودکی دارای والدین بسیار باهوش و محیطی غنی است، باز هم این اطلاعات کافی نیست تا بگوئیم کدام خصوصیات و چه ترکیبی از آنها را باید عامل نتایج مطلوب یا تیزهوشی دانست.
یک نگرش که به عنوان راهی برای تفکیک و دسته بندی عوامل گوناگون تا حدودی مورد توجه قرار گرفته عبارتست از مقایسه بین نتیج حاصله در مورد دو قلوهای همسان با عملکرد دوقلوهای همزاد . اگر وراثت مهم باشد، درآن صورت می توانیم انتظار داشته باشیم که عملکردهای دو قلوهای همسان به یکدیگر شباهت بیشتری داشته باشند تا دو قلوهای همزاد.
اخیراً نیکلاس با تحقیقاتی که روی دو قلوها انجام داد به این نتیجه رسید که تقریباً 70 درصد از کل عملکرد دانش آموز را می توان به وراثت نسبت داد . در عین حال زمینه های زیادی باقی می ماند که مربی باید روی آنها کار کند . ولی او نباید فرض را براین بگیرد که هر کودک در ابتدا به مثابه لوحه سفیدی است که عملکردش صرفاً بر پایه تأثیرات محیطی تعیین می شود. پدیده دیگری گرایش به این اعتقاد است که کودکان اول خانواده از خواهران وبرادران بعدی با استعدادترند و زودتر زبان باز می کنند زودتر به راه می افتند و برای خواندن آمادگی پیدا می کنند . شاید یک علت احتمالی برای این تفاوت آن باشد که رفتار تربیتی والدین با فرزندان اول با رفتار آنان با سایر فرزندان تفاوت می کند ، به فرزندان اول بیشتر توجه می شود و بیشتر مورد توجه قرار می گیرند .

شناسایی کودکان تیزهوش
شناسایی کودکان تیزهوش مدتها موضوع مورد توجه و مورد بحث محافل آموزشی بوده است . هر شخص نسبتاً هوشمند می تواند تشخیص دهد که چه کودکانی تیزهوش هستند. بسیاری از کودکان برخوردار از قوه ادراک عالی را از طریق مشاهده به آسانی نمی توان پیدا کرد ، بلکه کشف این کودکان مستلزم توجه خاص معلمان ، مدیران و روان شناسان است.
نظامهای تحصیلی برای شناسایی و تعیین کودکان تیزهوش چند تدبیر نسبتاً تثبیت شده را به کار گرفته اند . در زیر شیوه های عمده به کاررفته و توصیه شده در برنامه ایلی نویز را بیان می کنیم.
مشاهده و شناسایی توسط معلم
نمره های آزمون موفقیت تحصیلی گروهی
نمره های آزمون هوش گروهی و فردی
موفقیتهای تحصیلی گذشته
نمره های آزمون خلاقیت
هر چند شیونه مشاهده و انتخاب توسط معلم بیش از تدبیرهای دیگر به کار رفته است ولی کارشناسان به دلایل آشکار اقتصادی ، روش آزمونهای فردی هوش و موفقیتهای تحصیلی گذشته را ترجیح داده اند. اغلب مطالعاتی که این مسأله را با دقت بررسی کرده اند دریافته اند که معلمان از شناسایی بسیاری از کودکان تیزهوش که توسط یک آزمون دقیق طراحی شده کشف می شوند غافل می مانند، و بالعکس ، بسیاری از معلمان ممکن است تحت تأثیر کودکان وظیفه شناس و پرکار قرار گیرند ودر ارزیابی خود بیش از اندازه به آنها اهمیت دهند.
دردو دهه اول قرن جاری شناسایی و معرفی کودکان تیزهوش با گزینش معلم انجام گرفته است و هنوز هم در بسیاری از مناطق روستایی این تنها روش شناسایی کودکان مذکور است . در چنین وضعیتی تعریف واقعی کودکان تیزهوش به این صورت در می آید : « کودکانی که عملکرد تحصیلی آنها بسیار خوب است ، خیلی بهتر از همکلاسیهایشان » این تعریف خاص چه اشکالی دارد؟ بسیاری از کودکانی که در استدلال و مفهوم سازی از استعداد بالایی برخوردارند در امر تحصیل عملکرد خوبی ندارند. بنابراین چنین تعریفی این دسته از کودکان را در بر نمی گیرد .
آلبرت اینشتن ، توماس ادیسون و وینستون چرچیل سه نمونه کلاسیکی هستند که با روش شناسایی توسط معلم نمی توان آنها را تیزهوش نامیده قضاوت معلم به عنوان مهمترین روش رفته رفته جای خود را به آزمونهای استاندارد سنجش توانایی ذهنی داده است. اگر آزمونهای هوش عملاً همه مواردی را که به نظر ما در تیز هوشی مهم است سنجید ، ما همچنین تعدادی از جوانان تیزهوش را از دست خواهیم داد.

ویژگیهای تیزهوشان
ویژگیهای یادگیری
نسبت به سنش از گنجینه ی لغات پیشرفته ای برخوردار است : اصطلاحات را به صورت معنی دار به کار می برد؛ رفتار کلامی اورا می توان با اصطلاحات « غنای » بیانی ، مهارت و روانی وسلامت توصیف کرد.
مشاهده کننده زیرک و با هوشی است ؛ معمولاً از یک داستان ، فیلم و چیزهایی نظیر آن بیش از دیگران مطلب درک می کند یا آنها را « بیشتر می بیند » به میل خودش بسیار کتاب می خواند . معمولاً کتابهای بزرگسالان را ترجیح می دهد از موضوعهای دشوار روگردان نیست؛ احتمالاً زندگینامه بزرگان به قلم خودشان و یا دیگران . دائرةالمعارفها و اطلسهای جغرافیایی را ترجیح می دهد. از آزمودن تجارب جدید لذت می برد، از کشفیات جدید علمی یا سایر زمینه ها خوشحالی نشان می دهد . از دامنه ی توجه وسیعی برخوردار است. قابلیت تمرکز شدیدی دارد، رشته تفکرش به آسانی گسسته نمی شود ؛ نسبت به گذر زمان تمایل به عدم آگاهی دارد. در تکالیف مدرسه نمرات بالا کسب می کند ، از برتری در تحصیل لذت می برد . در ریاضیات استعداد استثنایی بروز می دهد. با سرعت و کارآیی فرا می گیرد، به آسانی و اغلب بدون تلاش زیاد یاد می گیرد.

1- ویژگیهای انگیزشی
از کارهای عادی روزمره خسته می شود. در راه رسیدن به کمال جد و جهد می کند. از خود انتقاد می کند . بادگی از سرعت کار و محصول کار خود راضی نمی شود.
تواناییهای خود را ارزیابی می کند و معمولاً این کار را به نحو صحیح انجام می دهد به درستی و نادرستی و خوب و بد بسیار اهمیت می دهد . اغلب رویدادها ، مردم و اشیاء را مورد ارزیابی و قضاوت قرار می دهد . در زمینه شخصی با توانایی فوق العاده ای عمل می کند . دامنه ی علایق او بسیار گسترده است ؛ علاقه ی شدیدی در یک زمینه خاص دارد، سرگرمیهای غیر معمول دارد ؛ علایق و سرگرمیهایش را با شدت و توجّهی غیر عادی پیگیری می کند . نسبت به زیبایی عکس العمل نشان می دهد . از شنیدن و خواندن و نوشتن شعر لذت می برد کارها را برنامه ریزی و ساماندهی می کند. در حل مسائل آینده نگر است قبل از انجام هر عملی می اندیشد روشهای تحقیق عملی را در کار اعمال می کند.

2- ویژگیهای خلاقیت
کنجکاو و جستجوگر است ؛ سؤالات هیجان انگیز بسیاری مطرح می کند در اشیاء و موقعیتها ، بدقت کنکاش می کند. در موقعیتهایی که ممکن است از نظر دیگران خنده دار نباشد ظرافت و شوخ طبعی زیرکانه ای از خود نشان می دهد. به تفریحات فکری ، خیالپردازی و تصورات و پندارها علاقه زیادی نشان می دهد. ایده ها و مضامین فکری را دستکاری می کند. اغلب اوقات به تطبیق دادن ، اصلاح کردن و به تحرک واداشتن نهادها هدفها و نظامها علاقه نشان می دهد . دارای خلاقیت و قوه تصور است داستانهای تخیلی می گوید ، راه حلهای زیادی برای مسائل ایجاد می کند، ارتباطات و وابستگیهای غیرعادی را درک می کند. آثاری سرشار از طراوت و شادابی و بدعت به وجود می آورد. مسائل را با روشهای ابتکاری حل می کند. به پیچیدگی علاقه مند است. ایده های پیچیده تر را ترجیح می دهد قادر به تفکر نشانه ای است ، با علائم و نشانه ها از قبیل کلمات و اعداد براحتی کار می کند . راه حلهای متفاوتی برای مسائل می جوید ، با محیطها ، تجارب جدید سازگار می شود. در تفکر روشن ومنطقی است . استدلال ، تعمیم ، استنتاج و استنباط را انجام می دهد.

3- ویژگیهای مربوط به رهبری
یک رهبر است ، روی سایرین نفوذ دارد ، رهبری ر ا در شرایط مختلف می پذیرد . نسبت به انجام فعالیتهای ارزشمند ، ابتکار نشان می دهد، فعالیتها را هدایت می کند. مصمّم به نظر می رسد ، برنامه ریزی و سازماندهی را دوست دارد. تمایل به غلبه بر دشواریها دارد. در مقابل کودکان همسالان خود وهمچنین با بزرگسالان اعتماد به نفس دارد، به آسانی خود را با موقعیتهای تازه سازش وتطبیق می دهد. در افکار و اعمال خود قابلیت انعطاف دارد و هنگامی که در برنامه معمول تغییری حاصل شود ناراحت نمی شود. هنگامی که کسان دیگر در اطراف او باشند مایل است آنان را تحت نفوذ و تسلط خود درآورد، فعالیتی را که در آن سهیم است به تدریج اداره می کند. قابل اعتماد است ، می توان به او اتکا کرد، مسئول است. از یک حس قوی عدالت اجتماعی برخوردار است، به رفاه سایرین علاقه مند است در رابطه با حقوق دیگران فعالانه علاقه نشان می دهد و دارای روحیه تعاون است ، با سایرین بخوبی کار می کند ، از مناقشه و مجادله دوری می کند ، سازگار بوده و توافق با اوآسان است .

خصایص جسمانی کودکان تیزهوش
ترمن خصایص جسمانی کودکان پر استعداد یا تیزهوش را در یک کلام خلاصه می کند . همه آنها از حد متومسط برتر هستند. بنابراین ترمن با این پیشداوری شایع ، که بنا را بر این می گذارد که کودکی که در یک ماده درسی قوی است خصایص جسمانی ضعیفی دارد. مخالف است ( لکن نباید انتقادی را که پیشتر ذکر شد وبه وضعیت بهداشتی بهتر طبقه مرفه برمی گردد فراموش کرد.) وزن کودکان پر استعداد از حد متوسط بیشتر است . کودکان پراستعداد یک ماه زودتر از کودکان طبیعی راه می افتند و سه ماه ونیم زودتر از آنها شروع به سخن گفتن می کنند . بلوغشان نیز زودرس است. به نظر مارتینسون کودکان پراستعداد از کودکان طبیعی زودتر دندان در می آورند و راه می افتند. کودکان پر استعداد از کودکان طبیعی کمتر می خوابند.
بنابر مطالعات ترمن این کودکان بلند قامت تر و پر انرژی تر و سالم ترند. و از لحاظ ذهنی برتر هستند. اما این برتری در هنگام تولد یا نخستین سال بعد از تولد قابل ردگیری نیست.

آموزش کودکان تیزهوش
همانطوریکه اجتماع تمایل به آموزش ویژه برای کودکان عقب مانده را نشان می دهد برای کودکان تیزهوش که احتیاج به آموزش ویژه دارند زیادعلاقه ایی نشان نداده اند و بسیار مشکل و یا غیر ممکن خواهد بود که بتوان مطابق احتیاج این گونه کودکان آموزش خاصی را ترتیب داده و حتی بودجه ای برای آموزش مخصوص این نوع کودکان در نظر گرفت. ازآنجائیکه بر تعداد این افراد اضافه شده لذا تمام دست اندرکاران آموزش و پرورش تأکید زیادی در روشهای خاص آموزش برای ایندسته از کودکان را دارند.
آموزش این کودکان دارای سه خصیصه زیر است :
1- طرح برنامه تحصیلی مطابق با پیشرفت و درک عالی کودک
2- برنامه آموزشی شامل بر روشهای یادگیری بخصوص شامل برنامه تحصیلی در موارد بخصوص که لازمه اینگونه شاگردان است.
3- برقراری و تهیه تسهیلات مناسب برای تعدادی از اینگونه شاگردان جهت آموزش های لازم.
خصوصیات فوق که توسط فوکس و واشنگتون با پافشاری پیشنهاد شده است . در حقیقت اثر گزارش سیدنی مارلند بوده که باعث برنامه ریزی برای این نوع کودکان به دو طریق زیر شده است :
1- روش گسترش برنامه های کلاسیک و گزاردن دروس و موارد اضافی بدون اینکه شاگرد را به کلاسهای بالاتری ببرند.
2- روش تسریع و جابه جا کردن شاگردان به کلاسهای بالاتر روش تسریع و فرستادن این شاگردان به کلاس بالاتر روش قابل قبول همگانی نیست . بعضی مشکلات جسمانی و عاطفی را که ممکن است با کودکان بزرگتر رخ دهد ناچیز شمرده و توصیه می کنند با مطالعاتی که دارند از این روش نتایج مثبت گرفته بخصوص اگر کودک دارا ی هوشبهر خیلی بالا باشد : توصیه شده است مطالعات دروس اضافی ، کلاسهای بالاتر و حتی گزاردن کلاسهای تقویتی تابستانی ارتباط با شاگردان بزرگتر کم کم باعث عادت کودک به مسائل دشوارتر می شود. آموزگاران این قبیل کودکان بایستی مسئله را درک کنند و قبول داشته باشند. انعطاف پذیری و حمایت خاص از کودک بنماید . بهتر است اینگونه کودکان را قبل از شروع دوران مدرسه تشخی داد و با برقرار کردن برنامه های مخصوص یادگیری ، تفریحی ، علمی و بازیهای مخصوص نیروهای خلاقه آنها را تقویت کرده و کودک را علاقه مند به تحصیل و یادگیری بیشتر کرد. توجه شود این کودکان از نظر کیفیت یاد گیری با دیگران فرقی ندارند ولی از نظر کمیت فرق دارند و یادگیری مانند سایر کودکان است ولی خیلی سریع انجام می شود.
اگر تیزهوشی یا استعداد را شناسایی نکنیم چه خواهد شد.
یک بررسی انجام شده بوسیله بریجمن نشان داد که عده زیادی از کودکان تیزهوش که واجد شرایط برای کار دانشگاهی هستند یا به دانشگاه نمی روند یا اگر می روند تحصیلات خود را کامل نمی کنند . بسیاری از نوجوانان درخشان به علت تنفر و نارضایتی کامل . مدرسه را ترک می کنند . کودکان مستعد اغلب در می یابند که مدارس رسمی تسهیلات ضروری برای کمک به تأمین نیازهای تواناییهای خاص آنها را ایجاد نمی کند.
درطی سالهای اولیه، تیزهوشی شناخته نشده می تواند خود را از راههای زیادی نشان دهد : از جمله : بی توجهی ، ناآرامی ، رفتار شرورانه ، تقلّای مفرط ، بیماری خیالی و یا حتی سر پیچی کامل از رفتن به مدرسه را می توان بر شمرد. همچنانکه کودکان بزرگتر می شوند ، ممکن است مبارزه جو شده ، در رفتار اولیه خود اصرار بورزند . یا اینکه ممکن است با درک بی پناهی خود در مقابل نیروهای قویتر تسلیم شوند و به یک فرد سازگار و مطیع تبدیل شده و توانائیهای خود را پنهان سازند . بچه ها در محیطهایی که درآنها به توانایی ذهنی ارزش داده نمی شود سعی خواهند کرد دانش خود را مخفی نموده و « رعایت آداب بنمایند »
نتایج هم برای کودک و هم برای جامعه غم انگیز است . تنهایی و سرخوردگی جنبه های غمناک یک زندگی ارضا نشده خواهد بود. در همین حال جامعه یک ذهن بالقوه خلاق را که می توانست درحل یک مسئله مهم آنرا یاری نماید ، از دست داده است.
انتظارات بزرگ ، خواسته های ناعادلانه
تیزهوشی کودک آنقدر ما را تحت تأثیر قرار می دهد که ما گمان می کنیم که باید در تمام اوقات و درهمه جنبه های زندگی انتظار عملکرد فوق العاده ای را از او داشته باشیم . تیزهوشان از فشار بی حد ناشی از انتظارات والدین ، معلمین ، همسالان و سایرین رنج می برند. صرفاً به دلیل تیزهوش بودن ، از آنها انتظار می رود که عملکرد سطح بالایی را دائماً داشته باشند . کودکان تیزهوش درست مانند سایر کودکان در معرض تغییرات رفتاری هستند. آنها معمولاً در زمینه های تخصصی خودشان بهتر از اغلب کودکان عمل می کنند ولی در عین حال آنها دارای روزهای خوب و بد و نیز درجات مهارت متفاوت حتی در بهترین دروس خود خواهند بود.
والدین باید یاد بگیرند که عملکرد کودک خود را بپذیرند و این موضوع را روشن سازند که کودک صرفنظر از عملکردش مورد علاقه واحترام است . اگر کودکان فقط در صورت به خانه آوردن ستاره های طلایی و نمرات بالا مورد تحسین و تأیید قرار گیرند. این احساس در آنها بوجود می آید که تنها چیزی که اهمیت دارد قدرت ذهنی آنها است . که انصافاً آنها را می رنجاند.

آزمونهای هوش
دو نوع آزمون هوش وجود دارد ، آنهایی که براساس « فردی » سازماندهی می شوند و آنهایی که برای « گروهها » مورد استفاده قرار می گیرند.
از آنجا که آزمونهای گروهی می توانند تا حدود سی مورد تفاوت با آزمونهای کاملتر فردی ، داشته باشند لذا باید فقط برای مقاصد گزینشی بکار رفته ، توسط آزمون فردی دنبال شوند .

آزمونهای فردی
دو مورد از مشهورترین آزمونهای فردی : استنفورد- بینه (S-B ) و مقیاسهای وکسلر (WPPSI,WAIS,WISC ) هستند . استنفورد – بینه فقط یک نمره IQ ارائه می دهد ، در حالیکه مقیاسهای وکسلر نمره ای که مرکب از نمرات شفاهی و عملکرد است ارائه می دهد . مزایا و معایبی درباره هر دو آزمون وجود دارد ولی آنها اطلاعات مفیدی را درباره توانایی ذهنی کودک و ظرفیت او برای عملکرد تحصیلی ارائه می دهند.
هر دو آزمون باید توسط کارشناسان واجد شرایط سازماندهی شوند . استنفورد – بینه می تواند برای کودکان خردسال دوساله و بزرگتر مورد استفاده قرار گیرد . حال آنکه مقیاسهای وکسلر برای کودکان چهار یا پنج ساله و بزرگتر به کار می رود . هر دو
آزمون می تواند تا سن شانزده سالگی به کار رود. تصمیم اینکه کدام آزمون باید استفاده شود ، بهتر است که به یک آزمونگر خبره واگزار شود.
برای کودکان تیزهوش ، نمرات IQ که از آزمونها بدست می آید مستقیماً قابل مقایسه نیستند . کودکان با کلیه زمینه ها دراستنفورد – بینه نمراتی بالاتر از مقیاسهای وکسلر کسب می کنند و لذا به این علت در تفسیر نتایج باید تعدیلاتی انجام گیرد . آزمونهای فردی هوش ، باید بوسیله اشخاص واجد شرایط دارای آموزش ویژه در استفاده از آزمونها و ترجیحاً دارای تجربه در کار با کودکان تیزهوش سازماندهی شوند .

آزمونهای گروهی هوش
این آزمونها به این علت آزمونهای گروهی هوش نامیده شده اند که نیازی به سازماندهی نفر به نفر ندارند ، آنها معمولاً می توانند برای تمام کلاسها یکبار یا در سطوح پایین تر، برای گروههای کوچکی از کودکان به کار روند . آنها دارای نمره دهی عینی هستند که در نتیجه آنها را از قضاوت شخصی مبرّا می سازد .
بسیاری از آزمونهای گروهی مورد استفاده دارای تاریخچه تکامل و کاربرد درازی هستند . آنها عمدتاً تحت معیارهای بالای آزمون سازی با به کارگیری تحقیق بسیار زیاد و تحلیل جزء به جزء به علاوه شرکت تعداد زیادی از محصلین به نمایندگی از جوامع و نژادهای گوناگون تکامل یافته اند . آنها ابزارهای خوبی برای غربال کردن گروههای بزرگ دانش آموزان هستند . به شرطی که عملیات تکمیلی ، هرگونه تفاوت بین مشاهده و دانش را درباره محصل و نمره آزمون مورد بررسی قرار دهد .

خلاصه
تعریف و شناسایی یک گروه فرعی ویژه از کودکان ،مانند کودکان تیزهوش ، موضوع ساده ای نیست . چنین تعریفی بستگی به فرهنگی دارد که آن گروه فرعی را بوجود می آورد. بنابراین تیزهوشی آن ابعادی را منعکس می کند که فرهنگ برای آنها ارزش قائل است . ضمن آنکه ارزشهای جامعه تغییر می کند ، نظریه های مربوط به ماهیت برتری نیز دستخوش تغییرهای ظریف و دقیق می شود.
اهمیتی ندارد که تعریف تیزهوشی تا چه حد استادانه و همه جانبه باشد . بلکه تعیین کننده و مشخص کننده واقعی تیزهوشی در شرایط مدرسه همانا ابزارشناسی خاصی است که در عمل به کار می رود . آزمون هوشی استاندارد علی رغم انتقادهای اخیر هنوز در این شناسایی جایگاه عمده را دارا است . ما مقدار زیادی از معلومات خود را در مورد کودکان تیزهوش مدیون مطالعات ترمن هستیم . ترمن و همکارانش سعی کردند در حد امکان سیمای کاملی از هر کودکی بدست آورند به طوریکه بتوانند کودکان تیزهوش را آن چنانکه واقعاً هستند توصیف کنند .

منابع :
نام کتاب : روانشناسی کودکان و نوجوانان استثنایی
مؤلف : دکتر بهروز میلانی فر
ناشر : نشر قدس

نام کتاب : آموزش کودکان تیزهوش
مؤلف : جمیز گالاگر
مترجمان : مجید مهدی زاده – احمد رضوانی
ناشر : مؤسسه چاپ و انتشارات قدس رضوی

نام کتاب : روانشناسی کودکان استثنایی
مؤلف : دکتر پرویز شریفی درآمدی
ناشر : روان سنجی

نام کتاب : کودکان تیزهوش
مؤلف : ویرجینیا – ز- ارلیچ
مترجم : اکرم کلانکی
ناشر : انتشارات بین المللی مهدی
نام کتاب : سرآمدها
تألیف :رمی شوون
ترجمه : دکتر محمود مینا کاری
ناشر : دانشگاه تهران



تاريخ : ۱۳٩۱/٩/٢۱ | ٥:۱٠ ‎ب.ظ | نویسنده : هادی | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.