ارتباط کنش دو سویه میان مربی و متربی و این کنش می‌تواند صمیمی و دوستانه باشد و می‌تواند خشک و رسمی. با این بیان کدام یک از ارتباط‌ها کارسازتر، مفیدتر و کارآمدتر و موفق‌تر است، آیا رابطه صمیمی و عاطفی در فرایند تربیت اثر گزارتر است یا ارتباط رسمی و خشک که متربی با ایجاد فاصله معین و مشخص همیشه از مربی حساب ببرد و نسخه‌های تربیتی او را عملی سازد تا گامی در جهت اهداف تربیتی نزدیکتر گردد؟ و بالاخره مشخصه و ممیزه ارتباط‌های فوق چیست؟


ارتباط صمیمی و عاطفی مربی و متربی از بنیادی‌ترین اصول تعلیم و تربیت که ریشه دارتر و عمیق‌تر باشد توفیق مربی را در امر تربیت افزون‌تر می‌سازد، مربی که پیوند عاطفی و محبت آمیز با متربی دارد حوزه نفوذش بسیار گسترده و عمیق است اکر رابطه‌ها صمیمی باشند مربی و متربی از معاشرت با هم برده و بر هم تاثیر متقابل می‌گذارند اما در ارتباط رسمی چون خشک و بی‌جان است قلمرو آن نیز محدود و تاثیر گزار مربی نیز محدود خواهد بود. امام حسن مجتبی (ع) نیز بیان روشنگرانه دارد:

القریب من قربته المودة وإن بعد نسبه ، والبعید من بعدته المودة وإن قرب نسبه ، لا شئ أقرب إلى شئ من ید إلى جسد ، وإن الید تغل فتقطع ، وتقطع فتحسم.[1]

نزدیکترین فرد به انسان کسی است که مهر و محبت قلبی او را به انسان نزدیک کند گر چه از لحاظ نسبی دور باشد، و دور ترین فرد به انسان کسی است که نبودن مهر و محبت و ارتباط قلبی او را دور کرده است اگر چه از حیث نسب نزدیک‌ترین فرد به انسان باشد. در حقیقت چیز همانند است به جسد نزدیک نیست ولی در صورت خیانت، آن را از بدن جدا می‌کنند.

از بیان امام چنین استنباط می‌شود که ارتباط صمیمانه و محبت آمیز بر ارتباط ظاهری و نسبی مقدم می‌داند و آن را ریشه‌دارتر از سایر روابط می‌شمارد.

روش‌های ایجاد یا تقویت ارتباط

این ارتباط را می‌توان با روش‌های گوناگونی ایجاد یا تقویت نمود که به برخی از آن شیوه‌ها اشاره می‌کنیم:

1. هدیه دادن: والدین در مناسبات گوناگونی هدیه‌های در جهت تقویت رابطه عاطفی و دورنی خود به فرزندان پیش کش نمایند و از این جهت روابط دوستانه خود را تثبت نمایند.

امام حسن (ع) در این خصوص می‌فرمایند: کرامت و بزرگواری در آن است قبل از در خواست و بدون اینکه طرف مقابل از او انتظار هدیه داشته باشد به او تحفه عطا کند.[2]

یکی از مشخصه‌های نیکوی انسان هدیه دادن که بدون هیچ انگیزه‌ی ایجاد دوستی و محبت در دل طرف می‌کند و سبب جذب دیگران می‌شود. پیامبر اسلام (ص) و امامان (ع) در طول زندگی خود از این شیوه برای جذب و تربیت افراد بهره جسته‌اند.

هدیه دادن احترام به شخیت دیگران و نوعی توجه به هدیه شونده. او از آن جهت که مورد توجه و عنایت قرار گرفته احساس لذت و نشاط می‌کند و از این راه مربی حتی می‌تواند در شخصیت طرف نفوذ کرده و جایگاه والا و رفیعی برای خود باز کند. هدیه جهت خاصی ندارد و از آن می‌توان برای رفع کدورت و دشمنی و کینه و عداوت بهره گرفت.

2. مربی به مشابه دوست صمیمیی در مواردی امام حسن (ع) در گفتارهای خویش از یک دوست شایسته و دارای سجایای پسندیده و ستودنی می‌کند که منظور آن حضرت پدر ارجمندش امام علی (ع) است.[3]

این کلام دوستی قابل اعتمادتر و صمیمی‌تر از والدین یافت نمی‌شود از این رو فزرند به والدین خود به دید یک دوست صمیمی بنگرد و همانند دوست او را محرم راز و حافظ اسرار خود می‌داند والدین را نیز به عنوان یک مربی تکیه‌گاه امن و محرم اسرار خویش بداند و ارتباط بین مربی و متربی همان ارتباط دوست صمیمی است و باید قولی، محکم و ریشه دار باشد.

مربی دلسوز، صبور، مهربان، آگاه با اصول تربیتی می‌توانند با ایجاد روابط صمیمی با متربی در دل جان آنان نفوذ کنند و از این طریق به اهداف تربیتی خود را اعمال نمایند. تربیت صحیح جز با رفاقت و دوستی امکان پذیر نیست از آنجا که افراط و تفریط در محبت باعث سلب اراده و استقلال و فقدان هویت می‌گردد ارتباط معقول و متوسط مورد تاکید معصومان(ع) (ع) است؛ زیرا تربیت هدفش بارور نمودن استعدادها و قابلیت‌های متربی است. رفتاری که باعث از بین رفتن قابلیت‌های انسانی یعنی اراده، استقلال، خلاقیت، قضاوت درست نسبت به پدیده‌ها و رویدادها و... شود که با کارکردهای تربیتی در تضاد خواهد بود و باید از قاموس تربیتی حذف گردد.[4] بنابراین مربیان آگاه، همدم امین، تکیه‌گاه امن و استوار و دوستان قابل اعتمادی برای متربیان و فرزندان خویش به شمار می‌آیند. پس در ایجاد ارتباط سالم و دوستانه از بهترین زمینه‌های تربیت محسوب می‌گردد.

3. مشارکت در بازی

یکی از راه‌های ارتباط نزدیک با کودکان مشارکت مربیان (والدین و معلمان و...) در بازی با آنان است آنان با مشارکت در بازی و ایجاد نشاط و خوشحالی در کودکان در دل آنان نفوذ کرده و در لابلای بازی اهداف تربیتی و رفتار مطلوب خویش را به کودک منتقل می‌نمایند.

در اینجا کلامی را از جابر می‌آوریم که نحوه بازی پیامبر را با حسنین بیان می‌کند:

روزی در خدمت رسول خدا (ص) رسیدم دیدم پیامبر (ص) با حسن و حسین(ع) که کودکی بیش نبودند، مشغول بازی است و حضرت چهار دست و پا راه می‌رود و حسنین (ع) بر پشت آن بزرگوار سوار شده‌اند و می‌فرماید: «فرزندانم! چه زیبا است مرکب شما و شما چه سوران خوبی هستید»[5] پیامبر با مشارکت در بازی کودکان ضمن تقویت حس خود باوری و عزت نفس در آنان با پیوند عاطفی و قلبی با آنان را قوی‌تر و استوارتر می‌ساخت و نیز نقل شده که: روزی امام حسن (ع) در کودکی به پیامبر (ص) گفت: دوست دارم بر شتری سوار شوم و به هر طرف برانم. حضرت فرمود: نظرت در باره‌ی اینکه من شتر تو شوم چیست؟ گفت: بسیار نیکو است! او را بر دوش مبارک نشاند از این گوشه‌ی اتاق به آن گوشه اتاق می‌رفت و از سر گرم کردن کودک بسیار مسرور گشته بود، در آن وقت امام حسن گفت: شتران مهار دارند و شتر من که مهار ندارد؟ پیامبر گیسوان عطر آگین خود را به دست وی داد و گفت این مهار تو پس آن کودک، هر دو گیسوی پیامبر را به دست گرفت، پیامبر از آن حالت بسیار خوشحال بود.

4.  جبران فقر عاطفی

فقر فرهنگی روح خود باوری، عزت نفس، روحیه جامعه پذیری و امید به آینده در درون انسان می‌کشد. امروزه بزرگترین مشکل که کودکان و نوجوانان از آن در رنج‌اند کمبود محبت فقدان روابط عاطفی است. اختلاف خانوادگی، فرار کودکان از خانه فروپاشی ارکان خانواده نا امیدی، یاس و نا امیدی ریشه در فقر فرهنگی و خلاء عاطفی دارد، زیرا که نیاز انسان به محبت و دوستی اگر بیشتر از غذا و آب نباشد قطعا کمتر نخواهد بود.

یکی از راه‌های پیوند دوستانه و ارتباط صمیمی زدودن غبار فقر عاطفی از آتیه جان انسان است که این غبار با سلام کردن به اعضای خانواده به خصوص کودکان، بر قراری ارتباط کلامی و گفتگوی محبت آمیز با فرزندان، احترام به افکار و اندیشه‌های فرزندان، ابراز علاقه و اظهار محبت به آن از طریق بوسه زدن، بغل کردن توجه به خواسته‌ها و گفتارهای شان، صیقل داده می‌شود.

از آنجاکه ارتباط کلامی و گفتگو با فرزندان در مسایل بنیادین و اساسی است، لحن و صوت و لایق در محبت با فرزندان باید بار عاطفی و مثبت داشته باشد. آنان می‌توانند کلام نرم، نیکو، شیوا، دلپذیر و محبت آمیز از مشکلات روحی و جسمس کودکان بکاهند و زنگار تندخویی‌ها، لجبازی‌ها خشونت‌ها، بد بینی‌ها، افسردگی‌ها، گوشه‌گیری‌ها، نا امیدی‌ها و نا سازگاری‌ها را با محبت و مهربانی صیقل داد. رفتار امام مجتبی در مهرورزی به کودکان و نو جوانان و جبران فقر عاطفی با این شیوه نمونه‌ای است که برای راهنمایی مربیان و اولیاء:

روزی حضرت از محلی عبور می‌کرده کودکانی در کوچه سر گرم بازی دید که مشغول خوردن خرده نان‌های بودند. کودکان از روی علاقه امام را به جمع کوچک خود دعوت کردند. حضرت دعوت آنان را قبول کرده و با آنان شروع به نان خوردن نمود. سپس کودکان را مورد مهر و عطوفت قرار داده و به منزل خود آورد و بعد از اطعام کامل، لباس‌های مناسبی نیز به آنان اهدا نمود. سپس به یارانش فرمود: باز هم برتری در این تعامل از آن کودکان است زیرا آنان هر چه داشتند با ما قسمت کردند ولی ما بیشتر از آنچه به آنان دادیم و موجودی داریم.[6]

امام حسن به عنوان مربی نمونه و الگوی کامل بشر، آن گونه با کودکان انس و الفت بر قرار کرده بود و رابطه‌ی مستحکم و قوی با کودکان و نسل جدید داشت که آنان بدون هیچ‌گونه احساس بیگانگی و فشار رازها و اسرار درونی خود را با او در میان می‌گذاشتند. چنانکه روزی دو کودک، خطی نوشته بودند برای تعیین کدام یک بهتر از دیگری نزد امام حسن (ع) آمدند امیرالمومنین (ع) نظاره‌گر صحنه بودند به امام حسن (ع) فرمود: «یا بنی! انظر کیف تحکم فان هذا حکم الله سألک عنه یوم القیامه» فرزندم! دقت کن که چگونه داوری می‌کند چون تو نسبت به این قضاوت مسوولی و در قیامت از تو سوال می‌شود.[7]

در روایت آمده است که روزی پیامبر حسنین (ع) را بر زانوی خویش نشانده نوازش نموده و می‌بوسید اقرع بن حابس که شاهد مهروزی و عطوفت پیامبر (ص) نسبت به فرزندان خود بود، گفت من ده فرزند دارم و هرگز آنان را نبوسیده‌ام. پیامبر از این همه بی‌مهری او نسبت به فرزندانش نا راحت شده و به خشم آمد و رنگ چیره‌اش تغییر کرد و به او گفت: «اگر مهر و عاطفه از دل تو بر داشته شده من چه کنم؟ سپس فرمود هر کس از نثار مهر و عطوفت به کودکان دریغ ورزد و آنان را مورد محبت قرار ندهد و از احترام بزرگان سر باز زند از ما نیست.»[8]

اینگونه رفتارها از سوی پیامبر (ص) و سایر معصومین (ع) نشانگر این است که انسان نیازمند محبت است و استثنا ندارد که فقط به کودکان محبت نمود بزرگان نیز نیاز به محبت که همان احترام است دارد، همانگونه که امر تربیت مادام العمری است.

5.  تکریم فرزندان

انسان فطرتا دارای حب ذات است و خودش را دوست دارد و به کسانیکه به شخصیت او احترام و به آبرویش ارزش بیشتر قایل است گرایش پیدا می‌کند. کودکان و نو جوانان که دارای روحیه‌ای حساس و معطف‌اند بیشتر افرادی را دوست دارند و جذب آنانی می‌شوند که به آن‌ها احترام کرده  و تکریم نمایند. کسانی آنان را احترام می‌کند از جایگاه ویژه خاصی نزد کودکان و نو جوانان بر خوردارند. یکی از ویژگی‌های دوره‌ی و نو جوانی این است که از دستورات خشک و بی و بایدها و... گریزان‌اند. والدین و مربیان آگاه با توجه به این ویژگی‌ها و احترام به شخصیت و حفظ کرامت انسانی کودکان و نو جوانان ارتباط سالم و عمیق با آنان شاهد اکسیر موفقیت در تربیت باشد.

احترام به کودکان و تکریم شخصیت آنان یکی از روش‌های تربیتی آیین نجات بخش دین اسلام است و این در رفتار پیامبر اسلام که روزی نماز می‌خواند و مردم نیز به او اقتدا کرده بودند و امام حسن (ع) طفلی بیش نبود کنارش نشاندو خود به نماز ایستاد، یکی از سجده‌های نمازش خیلی طول کشید وقتی نماز تمام شد نمازگزاران گفتند یا رسول الله چنین سجده از شما ندیده بودیم گمان کردیم وحی بر شما رسیده است. فرمود وحی نرسیده بود، فرزندم حسن در حال سجده بر دوشم سوار شده نخواستم تعجیل کنم و کودک را بر زمین بگذارم، آنقدر صبر کردم که طفل به میل خود از دوشم پایین آمد.[9]

یکی از راه‌های ارتباط دوستانه و تقویت روحیه اعتماد به نفس و نیز ایجاد انگیزه برای انجام کارها خوب تحسین و تقدیر از کودک. روزی امام علی (ع) به امام حسن (ع) گفت: فرزندم! بلند شو یک خطبه‌ای بخوان تا سخنرانی تو را بشنوم، امام حسن گفت پدر جان! چگونه در مقابل شما سخنرانی کنم؟! هنگامی که نظرم به رخسار شما می‌افتد خجالت می‌کشم. امام علی (ع) اعضای خانواده را جمع کرد و خود در جای قرار گرفت امام حسن مجتبی او را نبیند اما سخنانش را بشنود آنگاه فرزند زهرا در حالیکه کودک بیش نبود بلند شد و گفت: الحمدلله الواحد بغیر شبیه و الدایم بغیر تکوین... بعد از اتمام سخنان امام حسن امیرالمومنین خود بر خاست و فرزندش را در آغوش گرفت و پیشانی او را بوسید.[10]

 

 



[1] - وسایل الشیعه، ج 12، ص 52

[2]  - تحف العقول، ص 225.

[3]  - حاشیه تحف العقول.

[4]-  همانگونه در روایات اهلبی (ع) بدترین پدر و مادر کسانی معرفی شده‌اند به سبب افراط در محبت فرزندان خود نازپرورده، و فاقد استقلال در تصمیم‌گیری بار آورند این مساله در کلام امام باقر (ع) به خوبی نمایان است: «شر الاباء من دعاه البر الی الافراط» بدترین پدر و مادر کسانی‌اند که در محبت نسبت به فرزندان خود زیاده روی نمایند، تاریخ یعقوبی.

[5] - بحار، ج 43، ص 285.

[6] - شرح نهج البلاغه ابن ابی‌الحدید، ج 11، ص 198.

[7] - تفسیر نمونه، ج3، ص 431.

[8] - بحار الانوار، ج 3 ص 282.

[9] - کودک فلسفی، ج 2، ص 114؛ بحار، ج 10، ص 82.

[10] - تفسیر فرات کوفی، ص 20؛ مسند امام حسن مجتبی، ص 103.



تاريخ : ۱۳٩۱/۱۱/۱ | ۱۱:۱٠ ‎ق.ظ | نویسنده : هادی | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.