اگر به افرادی که در اطرافتان هستند خوب توجه کنید، درخواهید یافت که بسیاری از آنها در طول روز دروغهای فراوانی می گویند. در واقع این مسئله گویای این است که تقریبا همه افراد به شیوه های متفاوتی در زندگی دروغ می گویند. پرواضح است که دروغ از بدترین معایب، زشت ترین گناهان و منشأ بسیاری از مفاسد است و مهمترین علت اصلی دروغ، عقده حقارت و خود کم بینی انسان دروغگوست.


سرچشمه دروغ گاهی

 

به خاطر ترس از فقر، پراکنده شدن مردم از دور او، از دست دادن موقعیت و مقام و زمانی نیز به خاطر علاقه شدید به مال و جاه و مقام و ... است که شخص از این وسیله نامشروع برای تامین مقصود خود کمک می گیرد. در بسیاری از موارد، افراد برای حفظ علایق شخصی خود دروغ می گویند. اما افرادی هم هستند که برای گول زدن دیگران دروغ می گویند. گروه دیگری از افراد نیز به دروغگویی معتاد شده اند. خیلی ها هم به این دلیل دروغ می گویند که از هرگونه مورد انتقاد قرار گرفتن در اجتماع دور باشند ...



حال ما چگونه عمل میکنیم. پدر
در خانه می نشیند پیش بچه کوچک به زنش می گوید، فلانی زنگ زد بگو من نیستم. مادر به بچه می گوید اگر غذایت را بخوری برایت فلان چیز را میخرم بعد گویی اصلا نگفتیم. پدر به بچه اش می گوید مادرت آمد نگو من به مادرکلان زنگ زدم.
بعد این بچه بزرگ شده وارد جامعه می شود ...
معلمش می گوید چرا مشق ننوشتی براحتی دروغ می گوید که خاله ام مرده بود نبودیم.
فروشنده می شود مثل آب خوردن جنس بنجل را به دروغ جای اصلی میفروشد.
مهندس می شود به جای دو متر، یک متر فونداسیون می ریزد.
دکتر شد، سهل انگاری در عمل جراحی را ایست قلبی گزارش می کند.
تولید کننده محصولات پروتئینی که شد، گوشت اسب و الاغ را در فرآورده های تولیدیش مصرف میکند.
رییس هواپیمائی می شود سقوط هواپیما را پای خلبان مرده می گذارد.
وارد سیاست که شد ملت و مردم را گول می زند ...
و دروغ به اولین ابزار هر فرد برای دست یافتن به هدف تبدیل می‌شود.

دروغ انسان را در دنیا و آخرت از رحمت الهی محروم می کند.
دروغ، فساد و تباهی را در جامعه ببار میاورد.
اعتمادها را از بین می برد.
لذت زندگی جمعی و مدنی را از بین می برد.
اعتماد عمومی را سلب و جامعه را به بیماری نفاق دچار می سازد.
رفته رفته ظلم و بیعدالتی را گسترش می دهد.
منشا بسیاری از معضلات اجتماعی دروغ است.
و دروغ ریشه جامعه را خشک می کند.

نمی دانیم چرا ولی دروغ در تمامی اجزای زندگی ما به راحتی جاری است و چون سیلی سهمگین که هر لحظه بزرگتر می‌شود در حال نابودی ماست !

شاید حتی باورکردنی نباشد که حتی از آن لحظه که مــادر به دلیل تنبلی خود، شیشه شیر خالی را در دهان نوزادش قرار می‌دهد تا او را ساکت کند، آموزش دروغ را به او آغاز کرده است ...

ای کاش بتوانیم راستی، درستی و صداقت را در هر زمان ارج بنهیم. چراکه صداقت، ارزشی بی اندازه دارد.

خدا کند که بخواهیم و این اراده را در خود بارور کنیم و تا هر اندازه که در توان داریم برای پایدار نگاه داشتن گوهر صداقت تلاش کنیم



تاريخ : ۱۳٩٢/۳/۱۸ | ۱٢:٥٩ ‎ب.ظ | نویسنده : هادی | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.