نویسنده: هدیه نیکپور

روشهای نو و ابتکاری در آموزش مفاهیم دینی
مقدمه 
قبل از هر چیزی که بخواهم شروع کنم باید در مورد پرورش عقل که یکی از ارکان اساسی یادگیری می باشد توضیحاتی بر هم و بعد به سراغ بقیه ی مطالب می روم. مسئله اول که باید بحث کنیم همان مسئله ی پرورش عقل و فکر است. در اینجا ما دو مسئله داریم ، یکی مسئله پرورش عقل و دیگر مسئله ی علم.
مسأله علم همان آموزش دادن است . تعلیم عبارت است از یاد دادن . از نظر تعلیم ، متعلم فقط فراگیرنده است و مغز او به انباری است که یک سلسله معلومات در آن ریخته می شود. ولی در آموزش کافی نیست که هدف این باشد.


امروز هم این را نقص می شمارند که هدف آموزگار فقط این باشد که یک سلسله معلومات ، اطلاعات و فرمول در مغز متعلم بریزد آنجا انبار کند و ذهن او بشورد .مثل حوضی که مقداری آب در آن جمع شده است. هدف معلم باید بالاتر باشد و آن اینست که نیروی فکری متعلم را پرورش و استقلال بدهد. و قوه ابتکار او را زنده کند ، یعنی کار معلم در واقع آتشگیره دادن است . فرق است میان تنوری که شما بخواهید آتش از بیرون بیاورید و در آن بریزید تا این تنور را داغ کنید . 
وتنوری که در آن هیزم و چوب جمع است ، شما آتشگیره از خارج می آورید آنقدر زیر این چوبها و هیزم ها آتش می دهید تا خود اینها کم کم مشتعل بشود و تنور با هیزم خودش مشتعل گردد . چنین به نظر می رسد که آنجا که راجع به عقل و تعقل در مقابل علم و تعلم بحث می شود نظر به همان حالت رشد عضلانی و استقلال فکری است . که انسان قوه استنباط داشته باشد. وحالا بحث هم در مورد سیستم آموزش قدیم و پرورش عقل داشته باشیم.
اغلب سیستم آموزش قدیم خودمان همین جور بود شما می بینید که افرادی – حال به علت نقص استعداد و یا به علت نقص تعلیم و تربیت - نسبت به آن معلوماتی که آموخته اند حکم ضبط صوت را دارند.
کتابی را درس گرفته ، و خیلی هم کار کرده ، خیلی هم دقت کرده ، درس به درس آن را حفظ کرده و نوشته و یاد گرفته ، بعد مثلاً مدرس شده وی خواهد همان درس را بدهد ، آنچه که در این کتاب و هاشیه ها و شرح آن بوده همه را مطاتلعه کرده و از استاد فرا گرفته است . 
هر چه شما راجه به این متن و این شرح و این هاشیه بپرسید خوب جواب می دهد یک ذره که پایتان را آن طرف بگذارید ، او دیگر لنگ است ، معلوماتس ش فقط همین مسموعات است و اگر مطالب دیگری در جای دیگر باشد که او بخواهد از این مایه های معلومات خودش آنجا نتیجه گیری بکند عاجر است . و بلکه من دیده ام افرادی را که بر ضد آنچه که اینجا یاد گرفته اند آنجا قضاوت می کنند . و لهاذش می بینند که یک عالم مغزش جاهل است . عالم است ولی مغزش جاهل است . عالم است یعنی جیلی چیزها را یاد گرفته ، خیلی اطلاعات دارد ولی آنجا که شما مسأله ای خارج از حدود معلوماتش طرح می کنید می بینید که با یک عوام صد در صد عوام طرف هستید آنجا که می رسد یک عوام مطلق از آب در می آید.


تعقل و تفکر در مسائل دینی و اسلامی :
مسأله ای که در مورد آن توضیح می دهم تعلق و تفکر در مسائل دینی و اسلامی می باشد.
موضوع بحث پرورش استعدا عقلانی وفکری بود ؛ تعقل ، عقل و علم که از شئون عقل است اسلام (دارای ) چنین منطقی است که همیشه از عقل استعداد می کند وکمک می خواهد یعنی مردم را که دعوت می کند عقل مردم را بر می انگیزد. ولی گوید اگر میخواهید ایمان پیدا کنید هر گز فکر نکنید. تعقل نداشته باشید ، تعقل انسان را به جایی نمی رساند.
ایمان مرحله ایست غیر از مرحله تعقل و تفکر و انسان باید تسلیم بشود تا حقیقت ایمان برایش کشف گردد.از این جور حرفایی که بخصوص در مسیحیت زیاد دیده می شود و در قرآن مطلب اینجور است عقل تقدیس و تعظیم و به کمک گرفته شده است ولی در منطق مسلمین مسئله تحقیر عقل و علم احیاناً زیاد دیده می شود واقعاً هم چنین است.
در درجه اول در ادبیات ما تحقیر عقل زیاد دیده می شود هم در ادبیات عرفانی و هم در ادبیات غیر عرفانی و بعلاوه جریاناتی در تاریخ اسلام رخ داده است که در ان جریانها مسئله عقل مطرح بوده . 
یکی جریان کلامی عشعری و معتذلی است و دیگر جریان فقهی قیاص ابو حنیفه و مخالفت با قیاص ابو حنیفه سوم مسئله عرفان و تصرف است . که این سه تقریباً سه جریان اصیل است در این متفرقه ها گاهی از عقل و هوش به این عنوان اعتقاد شده که عقل و هوش دشمن انسان است وبه معنی اینکه آسایش را از انسان سلب می کند . راحت را از انسان می گیرد عامل سلب آسایش و راحتی است چرا؟ برای اینکه انسان عقل و هوش نداشته باشد حس نمی کند وقتی حس نکند ناراحتی ها را درک نمی کند و وقتی که موجبات ناراحتی را درک نکرد آن دردی که ناشی از این موجبات ناراحتی است برایش پیدا نمی شود مثلاً شعر عروضی است که می گوید دشمن جان من است عقل من وهوش من کاش گشاده نبود چشم من و گوش من و در اینجا منظور این نیست که چه خوب بود من نمی فهمیدم بلکه میخواهد بگوید درد وجود دارد ولی وقتی می خواهد بگوید موجبات ناراحتی وجود دارد آن را به این تعبیر بیان می کند یعنی این واقعاً انتقاد از عقل نیست نوعی تعبیر ادبی است.
و اگر درد نمی بود انسان احساس نقص نمی کرد و در نتیجه عضو دردمند را معالجه نمی نمود پس خود درد بد نیست آن چه بد است آن چیزی است که این درد اعلام آن است درد تازیانه زدن به انسان است که برو دنبال علاج و لهذا بدترین بیماری ها آن بیماری استکه هیچ درد ندارد یعنی اعلام نمی کند مثل بعضی سرطانها که وقتی انسان مطلع می شود که کار از کار گذشته ، و الی اگر آن لحظه اولی که سرطان پیدا می شود اعلام بکند زود معالجه می شود.
موضوع دوم که در رابطه با آن بحث می کنیم اصول است که بر تحقیقات مربوط به رشد مبتنی است :
1-رشد عبارت است از یک تغییر دائمی که همراه با پیشرفت بوده و به طور منظم در زمینه و طرح معینی صورت می گیرد.
2-رشد به صورت تغییرات تدریجی در رفتار فرد یعنی در افکار آدات ، تمایلات ، احساسات و اعمال روزمره او ظاهر می گردد بنابراین مربی باید دائماً رفتار فرد را مورد بررسی مطالعه قرار دهد .
3-رشد در هر دوره مشکلات و مسائل خاصی برای افراد به وجود می آورد
مثلاً در دوره های اولیه رشد مشکل فرد کنترل فعالیتهای عضلانی است.در صورتی که در دوره بلوغ به سر بردن با دیگران و سازش اجتماعی مسئله عمده ای است که فرد با آن روبرو می باشد.مربی باید در هر دوره مشکلات و مسائل افراد را در نشر بگیرد در حل آنها به افراد کمک کند.
4- رشد در جنبه های مختلف شخصیت انسان صورت می گیرد.
آثار رشد در جنبه های اخلاقی،دینی و هنری افراد انسان ظاهر می گردد.مربی در جریان تربیتی باید تمام این جنبه ها را در نظر بگیرد.
5-رشد افراد مختلف است.
یکی از مسائل عمده در تعلیم و تربیت توجه به اختلافات فردی میان بچه ها است.بچه ها از لحاظ زمینه ارثی،وضع خانوادگی،موقعیت شغلی والدین،وضع اجتماعی،امکانات مالی،هوش،استعداد بدنی و سایر جنبه های مختلف رشد با هم فرق دارند.بنابراین معلم باید با توجه به وضع هر یک از بچه ها در ترقی و پیشرفت آنها بکوشد و فرصت های لازم تربیتی را ایجاد نماید.
اصول مبتنی بر احتیاجات اساسی افراد:
1- احتیاجات بدنی
تأمین احتیاجات بدنی از قبیل احتیاج به غذا،آب،هوا،فعالیتهای عضلانی و محافظت بدن در مقابل حوادث و امراض علاوه بر اینکه در سلامت بدن فرد مؤثر است و در تأمین بهداشت روحی او نیز تأثیر فراوان دارد.بنابراین معلم باید برنامه تعلیماتی خود را طوری ترتیب دهد که در بچه ها عادات و تمایلات مناسب جهت رشد قوای بدنی بوجود آورده اطلاعات لازم را در این زمینه در اختیار ایشان بگذارد.تعلیم ورزش و بهداشت و شرکت بچه ها در فعالیتهای مختلف به منظور ایجاد عادات متناسب و رشد مهارتهای بدنی در آنها صورت می گیرد.
2- احتیاجات روانی
از نظر روانشناسان احتیاج روانی به اندازه احتیاجات بدنی در تأمین بهداشت جسمانی و روحی تأثیر دارند.احتیاجات عمده روانی که عدم تأمین آنها موجب اضطراب و ناراحتی در افراد است عبارتند از:
الف – احتیاج به محبت:یعنی همه ی افراد اعم از سالمند،جوان و کودکان احتیاج به محبت دارند و این احتیاج برای کودکان بیشتر محسوس می شود و اگر مربی خود شخصاً در ابراز محبت نسبت به کودکان خودداری کند یا در ایجاد محبت متقابل میان آنها کوشش ننماید اضطراب و ناراحتی شدیدی میان بچه ها به وجود می آید و باعث دلزدگی بچه ها از آن درس می شود.
ب- احتیاج به بستگی و تعلق به گروه: مربی می بایست بچه ها را گروهبندی نماید و هر کدام به عنوان یک عضو از گروه پذیرفته شوند و مربی در تثبیت وضع گروهی هر یک از افراد به او کمک کند و در مورد بچه های ساکت و کناره گیر بیشتر مطالعه کند.
ج- احتیاج به بیان ابراز وجود:هر یک از افراد بشر میل دارد افکار،عقاید،هنر و کار خود را در مقابل دیگران ابراز نماید.احتیاج افراد بیان احساسات خود نیز مربوط به همین امر است.تأمین این احتیاج در تسکین آلام درونی فرد،در رشد قوه ابتکار و خلاقه افراد،در بالا بردن رشد اجتماعی آنها و رعایت حقوق دیگران اثر بسزائی دارد.بنابراین مربی باید محیط تربیتی را طوری به وجود آورد که هر یک از افراد بتوانند آزادانه افکار،عقاید،احساسات و هنر خود را ابراز دارند.
احتیاج به امنیت،نظم،هدف
احتیاج به امنیت در جنبه های مختلف زندگی،نظم و ترتیب در کارهای روزمره انسان و داشتن هدف از جمله احتیاجات فردی انسان است.مربی نیز باید در تأمین این احتیاجات به بچه ها کمک کند.تعالیم دینی در تعیین هدف،در ایجاد امنیت و جهت دادن به فعالیتهای انسان در زندگی نقش اساسی دارند.
وظایف مهم مربوط به رشد در دوره ی دبستان
1- توسعه نظر صحیح درباره ی خود به عنوان یک موجود رشد کننده
در این زمینه ایجاد عادات لازم برای توجه به بدن،پاکیزه نگاه داشتن آن،محافظت آن و توسعه نظر صحیح و واقعی درباره ی بدن،لذت بردن از استعمال و به کار بردن اعضاء و اندام و داشتن نظر صحیح درباره ی امور جنسی ضروری است و اجرای موفق این برنامه،شخصیت متعادلی در فرد به وجود می آورد.در این صورت وضع بدنی فرد خوب و نسبت به امور جنسی معقول و منطقی است.به این معنی که شخصی غریزه ی جنسی را منشأ لذت می داند ولی متوجه است که این امر باید در دوره های بعدی زندگی انجام گیرد.توسعه عادات بهداشتی و تعلیم آنها و استفاده از فیلم به منظور نشان دادن قیافه و اندام قهرمانان برای بچه ها مفید است.و در مورد تربیت جنسی باید میان مدرسه و خانه ارتباط باشد تا آنچه در خانه بحث می شود به وسیله تعلیمات دینی در مدرسه کامل گردد و قبل از 12 سالگی باید حقایقی درباره ی تولید مثل حیوانات و انسان به بچه ها آموخت.
2- طرز به سر بردن با دیگران،ایجاد رفاقت و انتخاب رفیق و توسعه برای شخصیت اجتماعی.
3- یادگیری نقشی که به عنوان یک فرد مذکر یا مؤنث از لحاظ اجتماعی به عهده افراد است.
منظور این است که پسرها آنچه را که لازمه پسر بودن است و دخترها آنچه را که جامعه از آنها انتظار دارد انجام دهند و معلمان باید در مورد بچه هایی که در خانواده و از رفقای همسن نتوانسته اند چیزی یاد بگیرند به آنها کمک بیشتری کند.
4- یادگیری مهارتهای اساسی در خواندن و نوشتن
 آنقدر که فرد بتواند در جامعه به سر ببرد.و معمولاً از لحاظ تربیتی باید توجه داشت که بچه ها در سن شش سالگی کمتر آمادگی برای فرا گرفتن خواندن و نوشتن را دارند و در این سن نباید اصرار در تعلیم خواندن و نوشتن نمود.معمولاً بچه ها در سن 7 یا 8 سالگی زودتر و آسانتر خواندن و نوشتن را می آموزند.
5- رشد مفاهیم و معانی اموری که بچه در زندگی روزمره با آنها سر و کار دارد.
 مثلاً پاره ای از مفاهیم مربوط به شغل و کار،امور مدنی و اجتماعی باید از طریق حسی و از راه تجربه استفاده کرد.
6- توسعه و رشد یک قوه درونی که امور اخلاقی را تحت نظر قرار دهد.
احترام به قوانین اخلاقی و توسعه مقیاس عقلی جهت ارزشها مدرسه می تواند از طرق زیر در وجدان خلقی و سطح اخلاقی بچه ها تأثیر کند:
الف:از طریق بیان تعلیمات ساده دینی و رفتار پیشوایان معصوم.
ب:از طریق تعلیمات اخلاقی.
ج:از راه تنبیه و پاداش که معلم یا گروه معمول می دارد(منظور تنبیه بدنی نیست).
د:از طریق مثالهایی که معلم بیان می کند.
هـ:از طریق تجربیاتی که بچه ها در میان گروه همسن خود کسب می کنند.بازی ها و کارهای جسمی وسیله ی خوبی برای رشد اخلاقی بچه ها هستند.
7- اجرای استقلال شخصی
منظور از این وظیفه این است که بچه ها مستقل بارآیند و بتوانند مستقلاً و بدون کمک والدین یا دیگران برای ترتیب و اداره امور فعلی و امور مربوط به آینده خود طرح و نقشه تهیه نماید و به معرض اجرا درآورده .مدرسه و گروه همسن به منزله آزمایشگاهی هستند که بچه ها در آنها حالت استقلال را در خود رشد می دهند.موقعیت و شکست در اجرای این وظیفه بیشتر مربوط به ارتباط معلمان و بچه هاست.اگر معلم مستبد و دیکتاتور باشد بچه ها فرصت کمی برای اجرای استقلال شخصی دارند ولی اگر معلم نقش راهنما و سرپرستی بچه ها را به عهده بگیرد،آنها فرصتهای بیشتری برای قبول مسئولیت در تنظیم مطالعات خود سازمان دادن فعالیتهای خود،درک ارزش و اهمیت مطالب درس و آنچه اهمیت و اعتبار دارد به دست خواهند آورد.
8- رشد و توسعه تمایلات نسبت به گروهها و مؤسسات اجتماعی
در اجرای این وظیفه مدرسه باید به بچه ها کمک کند تا نسبت به پیروان مذاهب دیگر افراد نژاد مختلف«آزادی گفتار و عقیده» و سایر حقوق مدنی تحمل و بردباری نشان دهند و حقوق و احترامات دیگران را نیز رعایت نمایند.


آموزش مفاهیم دینی
دانش آموزان باید ارکان یک زبان را که شامل خواندن،شنیدن،نوشتن،گفتن می باشد بداند و گفتن و نوشتن وسیله ای است برای آگاه ساختن دیگران از مقاصد و افکار خود و شنیدن و خواندن وسیله ای است برای پی بردن به افکار و دیگران و برای آنکه ارکان چهارگانه زبان در مورد آموزش مفاهیم دینی مثل قرآن و کتاب دینی که در آن حدیث به کار رفتعه به صورت هدفهای رفتاری درآید چه باید کرد؟
1-ایجاد انگیزه -که مهمترین و اساسی ترین گام ایجاد کردن میل و رغبت در نو آموزان در جهت فراگیری قرآن شریف است و اگر معلمی در این زمینه موفق شود ، تقریباً راه را برای آموزش قرآن هموار ساخته است.
2- احساس نیاز-تجربه نشان داده است که انسان بیشتر به دنبال کشف و آموزش مسائلی است که نسبت به آنها نیازمند است.معلم علاقمند باید به این مسئله توجه داشته باشد.برای نیل به این مقصود،میتواند مکالمه دو کودک را که به زبان عربی با هم سخن می گویند و گفتار آنان شامل محاوره روزمره است توسط ضبط صوت پخش گردد.
3-روش تدریس-چگونگی ارائه درس معلم باید با حسن خلق،مهربانی و صمیمیت و با اخلاقی پیامبر گونه با شاگردان برخورد کند و معلم باید تمیز و مرتب باشد و خودش در خواندن قرآن ورزیده باشد و اگر اینطور نباشد مثل کسی است که گفته اند 
گر تو قرآن بدین غلط خوانی مبری رونق مسلمانی
1- استفاده از داستان(راهکارها)
استفاده از داستانهای مختلف در مورد پیامبران و داستانهایی که در قرآن آمده.همانطور که دانش آموزان به داستان علاقه نشان می دهند،معلمان می توانند دروس دینی را به صورت داستان به آنان ارائه نمایند و کتابهایی که داستانهای دینی و قرانی در آنهاست،به آنها سفارش کنند و دانش آموزان آنها را تهیه و در خانه بخوانند مانند داستان راستان آیت ا... شهید مرتضی مطهری که در این زمینه دانش آموزان دقت بیشتری می کنند و زودتر مسائل دینی را یاد می گیرند و از روی داستانهایی که در قرآن نقل شده بخوانند و استفاده کنند.
2- بخش بخش خواندن درس قرآن
در درس قرآن که از دروس دینی می باشد،معلم می تواند ابتدا از دانش آموزان بخواهد که سوره ها یا کلمه ها را به صورت بخش بخش یا هجا کردن بخواند.مانند رسول(رَ+سو+ل)و بعد از اینکه راحت توانستند آن را تلفظ کنند،و اشکالی در آن نداشت می توانند به صورت صریح یا تندخوانی بخوانند.که موفقیت در این کار بیشتر است که با تجربه به دست آمده و من خودم هم از این روش استفاده کرده ام و نتیجه گرفته ام.
3- متناسب بودن دروس با روز 
دروس دینی در ابتدایی که به نام هدیه های آسمانی است نباید به صورت پشت سر هم از درس اول شروع کرده و تا پایان درس ادامه دهیم بلکه هر روز یا جلسه ای که در ان هستیم و هر مناسبتی که دارد درسی را که به آن روز مناسبت دارد ارائه شود. مثلاً در روز عید مبعث یا در آن هفته که یا در آن هفته که هدیه های آسمانی دارند درس عید مبعث تدریس شود گر چه این درس در اواخر کتاب آمده باشد.
4- فوائد و برکات دروس دینی و قرآن
باید به دانش آموزان گفته شود که هدف از خواندن دروس دینی آشنایی با امامان و پیامبران و طریقه ی زندگی آنان و عمل کردن به آنچه که آنها عمل می کردند و بازداشتن از آنچه که آنها نهی کرده اند و خواندن قرآن ما را به سوی خدا نزدیک می کند و ما آرام می گیریم و از آن پند و اندرز می گیریم و راه درست زندگی کردن را می توان از آن آموخت.
5- درخواست از روحانی یا شخصیتهای مذهبی برای ایراد سخنرانی پیرامون مسائل دینی.
همانطور که گفته شد مهم می تواند از شخصیتهای دینی دعوت کند تا به کلاس بیابند و پیرامون مسائل دینی بیشتر با دانش آموزان صحبت کنند و جنبه های جدید و تازه ای به آنها یاد دهند و چیزهایی که نمی دانند یا سؤال می کنند به آنها جواب دهند و به این صورت دانش آموز می تواند در دروس دینی پیشرفت بهتری بنماید.
6- برگزاری مسابقات دینی
معلم می تواند برای ایجاد انگیزه بیشتر از دانش آموزان کلاس خود یا دانش آموزان مدارس دیگر به صورت مسابقه سؤالاتی را طرح کرده و از آنها امتحان گرفته می شود و این عامل باعث می شود دانش آموزان بیشتر به درس علاقمند شود و بخواند تا بتواند نمره ی بهتری را کسب کند و از میان شرکت کنندگان به نفرات برگزیده جوایزی اعطا شود برای رقابت بیشتر در میان آنها .
7- تهیه پوشة کار
معلم می بایست برای هر دانش آموز پوشه ی کاری در نظر بگیرد و چیزهایی که از دانش آموزان می خواهد انجام دهند در درون پوشه کار بگذارد و برای آنها نمره گذاری کند.مثلاً میتوان گفت که اذان و اقامه را به صورت خط درشت بنویسند و در کلاس بیاورند یا داستانی از معجزات پیامبران به صورت دلخواه انتخاب و از روی قرآن یا کتابهای دیگر نوشته شود و بیاورند البته در کنار کتاب هدیه های آسمانی ، کتاب کار هم وجود دارد که مکمل هم هستند و معلم با نگاه کردن به کتاب کار می توان نمره آنها را مشخص کرد و دانش آموزان برتر را تشویق کند و به آنها جایزه بدهد.
8- حفظ سوره های قرآن و احادیث و اذان و اقامه
دانش آموزان می توانند سوره های قرآن را حفظ کنند و یا احادیث که توس طمعلم گفته می شود و در کتاب آمده است حفظ کند،و یا اذان و اقامه را بتواند با صوت و لحن زیبا بخواند و بدین صورت بین دانش آموزان حس رقابت و کنجکاوی را بر می انگیزد و دانش آموزان سعی می کنند از همدیگر سبقت بگیرند و در ارائه ی کار خود بیشتر تلاش کند تا مورد تشویق معلم و سایر کارکنان قرار بگیرند.
9- استفاده از نوار ضبط و CD
استفاده از نوارها و سی دی هایی که توسط قاریانی با صدای خوب و همراه با تکرار که در بازار موجود است استفاده شود و استفاده از نوارهای اساتید بزرگ قرآن مانند غلوش،عبدالباسط و دیگران در چند دقیقه اول کلاس.
10- بازدید از مکانهای متبرکه
یکی از روشهایی که می توان دانش آموز را ترغیب به یادگیری و علاقمند شدن به مسائل دینی کرد بازدید به صورت اردوهای فرهنگی از مکانهای متبرکه از قبیل امامزاده ها می باشد.
11- استفاده از راه حس و علم
منظور این نیست که از این دو راه می توان صد در صد به وجود اثبات خدا پی برد؛بلکه چون در این راه خداشناسی از کاوشهای تجربی نیز کمک گرفته می شود و مقدماتی از برهان را یافته های تجربی تشکیل می دهد در نتیجه از آن به راه حس و تجربه تعبیه می شود مثلاً برهان نظم یکی از براهین مربوط به اثبات وجود خدا است که در آن از حس و تجربه استفاده می شود و برهان نظم یک برهان تجربی نیست بلکه نوعی برهان عقلی است که دارای مقدماتی حسی و طبیعی است که انسان به سهولت می تواند با آن در تماس باشد.
12- اختصاص دبیران متخصص و تخصصی برای دروس دینی
استفاده از معلمانی که دارای تحصیلات حوزوی یا دینی باشند مسلماً بازدهی بیشتری نسبت به معلمانی دارد که در همه ی دروس مثل ریاضی،فارسی،علوم و غیره دارند ولی اگر معلم در این درس تخصص داشته باشد می تواند درس را ملموس تر و بهتر و با طرح درس بهتر و شیرین تر به دانش آموز ارائه دهد و دانش آموز هم بهتر می تواند یاد بگیرد.
13- استفاده از طرح درس
معلم می تواند 2 نوع طرح درس داشته باشد تا با آمادگی کامل به کلاس برود.یکی طرح درس سالانه و دیگری طرح درس روزانه لازم نیست که تمام مطالب را در طرح درس روزانه بنویسید.بلکه شب قبل از درس به دقت به درس نگاه کنید و نکات خیلی مهم و ضروری را یادداشت کند و فردا آنها را در کلاس ارائه دهد؛مطمئناً بازدهی بیشتری خواهد داشت.



14- استفاده از لوحه های قرآنی
لوحه های قرآنی که در دبستان موجود است معلم می تواند از آنها استفاده کند و آنها را در جلوی کلاس نصب کند و دانش آموزان از روی آن بخوانند و به دانش آموزان بگوید که هر روز قبل از شروع کلاس یا درس یکبار از درس گذشته از روی لوحه بخوانند و پایان کلاس هم یکبار دیگر آن را بخوانند تا آن درس یا سوره ملکه ی ذهن دانش آموز شود و آن را بهتر یاد بگیرد.
و در پایان به صورت خلاصه نتیجه گیری می کنم که راههایی که می تواند انسان را به خداشناسی و مسائل دینی برساند و معلم اگر از این راههای نوین استفاده کند بهتر می تواند نتیجه بگیرد یکی اینکه راه حس و علم یا راه طبیعت دوم اینکه راه دل یا فطرت سوم اینکه راه عقل یا راه استدلال و فلسفه که معلم می بایست این سه راه را در نظر داشته باشد و آنها ملکه ی ذهن خود بکند و با توجه به این سه راه تدریس نوین مسائل دینی را شروع کند و مطمئناً نتیجه مؤثری می گیرد و متقابلاً دانش آموز هم باید این مسائل را مد نظر داشته باشد.
1-من نوجوانم و بر اساس ویژگیهای فیزیولوژیکی و روانی این دوره کم حوصله و شتابزده ام و از کرده خودم زود پشیمان می شوم.
2-من کوشش خواهم کرد تا رعایت احترام به بزرگتر را صمیمانه بپذیرم و با گشاده رویی با آنها برخورد کنم.
3-مدیر مدرسه به جای برادر یا خواهر بزرگتر من است و اگر توپ و تشر می زند مانند پزشکی که بر خلاف میل کودک شربت تلخ ام شفابخش را به کامش می ریزد.
4-من می دانم اگر کهکشانها،یا خورشید هر روز یک ثانیه در طلوع خود تأخیر می کردند،امروز چه حادثه وحشتناکی به جهان هستی می آمد؟پس نظم را از هستی و جهان خلقت بیاموزم.  
5-به هر حال من دانش آموزم،ادب حکم می کند به بزرگتر از خود یعنی مدیر،معاون و معلمان،مربیان و بقیه کارکنان مدرسه ام احترام بگذارم.چون هر کدام به نوعی همانند طبیبان ممتازی هستند که برای تربیت من و امثال من می کوشند.
6-من یک انسانم از لغزش دوستانم چشم پوشی می کنم،پاداش آن هم،محبوبیت خودم در نزد دوستانم می باشد و او که خالق ماست به پاس این کارم مرا می نوازد.

 



تاريخ : ۱۳٩٠/۱۱/۱۸ | ۳:٤٤ ‎ب.ظ | نویسنده : هادی | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.