بیش تر کودکان، توانایی ها و قابلیت های خود را نمی شناسند و نتیجه ی کامل رفتارها و اعمال شان را نمی دانند. در دنیایی که همیشه به آنان دیکته می شود چه باید بکنند، کجا بروند و چه طور رفتار کنند، هرگز غیرمنطقی نیست که گاهی نیاز پیدا کنند حرف 


های شان را به زبان آورده و کسی به آنان گوش دهد. گوش دادن والدین به کودک، فقط گوش دادن به لطیفه ها و خنده های او نیست، بلکه مهم تر از آن، گوش دادن عصبانیت ها و رنجش هایش می باشد. به طور معمول به بچه ها اجازه داده نمی شود که احساسات منفی و شکایت های خود را به زبان بیاورند یا عقیده ای متفاوت مطرح کنند، درنتیجه احساسات آنان آن قدر در دل شان انبار می شود تا یک روز مانند آتشفشانی منفجر شود. البته گوش دادن به حرف های کودک، به معنی قبول کردن همه ی امیال و خواسته های او نیست. 
در برخورد با رفتارهای پرخاش گرایانه ی کودکان، باید سعی کنید حتی به کوچک ترین رفتارهای درست و مثبت آنان توجه کرده و تشویق شان نمایید و در حد ممکن، به رفتارهای منفی آنان بی توجهی نشان دهید. تشویق، می تواند راه بسیار خوبی برای انگیزه دادن باشد. البته به یاد داشته باشید که تغییر رفتار، کار بسیار دشواری ست و نیاز به گذشت زمان و صبر فراوان دارد. تبدیل یک کودک پرخاش گر به یک کودک آرام، یک شبه اتفاق نمی افتد.
در برخورد با کودکان پرخاش گر، بدون در نظرگرفتن سن آنان، به توصیه های زیر توجه کنید:
*ابتدا کودک را به آرامش دعوت کنید.
*در جوی کاملاً آرام، با آرامش اما جدی، کودک را به سکوت تشویق نمایید.
*احساس خود را از عملکرد او بیان کرده و یادآور شوید از کاری که انجام می دهد، ناراحت هستید.
*از تهدید، تمسخر، تحقیر و تنبیه کودک پرخاش گر، به طور جدی خودداری نمایید.
*وسایل خطرناک و مشکل آفرین در خانه از جمله شکستنی ها را از دسترس او خارج سازید.
*در صورت امکان، در آغوشش گرفته و از او بخواهید که سکوت کند و آرام بگیرد.
*علاقه ی خود را نسبت به او بیان نموده و بگویید به دلیل رفتار بدش، از او ناراحت اید.
*علت رفتارش را بپرسید.
*او را نسبت به کاری که کرده و عواقب احتمالی آن آگاه نمایید.
*در خصوص چگونه کنترل کردن خود و داشتن اعتماد به نفس و برخورد با مسائل و ناموفقیت ها، او را آموزش دهید.
*دلایل خود را مبنی بر بد بودن رفتارش، عنوان نموده و راه های بهتر را بازگو کنید.
*برای اطمینان از این که به حرف های تان گوش داده یا نه، از او بخواهید حرف های شما را تکرار کند.
*تا حد ممکن، محرک هایی که باعث بروز چنین رفتارهایی می شود را از محیط پیرامونش حذف کنید. این محرک ها ممکن است مستقیم و زنده مانند رفتارهای خود پدر و مادر و یا غیرمستقیم و از طریق تلویزیون، سینما و... باشد.
*از مواردی که احساس می کنید کودک، مساعد پرخاش گری ست، پیش گیری کنید.
*از کودک بخواهید چیزهایی که باعث ناراحتی اش می شود را به راحتی با شما در میان بگذارد تا با یکدیگر راه حلی پیدا کنید.
*اگر احساس می کنید کودک از نظر جسمی ضعیف است، تقویتش کنید.
*اگر کودک دچار بحران های عاطفی ست، او را مورد حمایت عاطفی قرار دهید.
*در صورتی که مشکل کودک، از درک و یادگیری او نشأت می گیرد و امکان برخورد با مشکلات پیش آمده را ندارد، به او کمک فکری کنید تا موانع را از سر راه بردارد.
*در آغاز، کودکان یاد می گیرند که دعوا و جیغ زدن می تواند در دست یابی به خواسته های شان، مؤثر باشد، سپس رفته رفته این رفتارها به پرخاش گری جامعه ستیز در خانه و بیرون از خانه تعمیم می یابد. هرگز به کودک اجازه ندهید از راه پرخاش گری، به خواسته ی خود برسد و حتی در مقابل رفتار منفی او، به طور جدی بایستید.
*توجه داشته باشید که گاهی پرخاش گری، اکتسابی ست و در اثر مشاهده ی رفتار پرخاش گرانه ی دیگران به وجود می آید، پس کودک را از محیط های پرتنش دور نگه دارید.
*و در نهایت پدر و مادر به عنوان مسؤول، باید به دقت بر برنامه های مورد علاقه ی فرزندان شان نظارت داشته باشند. آنان هم چنین باید بر نقش خود به عنوان الگوی نیرومند رفتاری، توجه داشته باشند زیرا اگر خودشان رفتار پرخاش گرانه داشته باشند، فرزندان شان نیز چنین خواهند کرد



تاريخ : ۱۳٩٢/۱٠/٥ | ٦:۱٩ ‎ب.ظ | نویسنده : هادی | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.