۱-۱ ) مقدمه تاریخی

هرچند تاکنون مطالعات زمین شناسی جامعی در افغانستان صورت نگرفته است اما از لحاظ تاریخی افغانستان دارای شهرت ز یادی در داشتن معادن و منابع غنی می باشد. از دوران باستان در بدخشان لاجورد، طلا ونمک و در قندهار و کابل و... مس و آهن استخراج می گردید. در قرون وسطی و در اوایل قرن 20 نیز طلا در منطقه مقر،نقره و زمرد در پنجشیر، معادن متعدد آهن وسایر فلزات در نقاط مختلف و همچنین زغا لسنگ، نفت وگاز و... در مناطق مختلف کشور کشف شده است.


اولین بار زمین شناسان انگلیسی(گریس باخ و هایدن) در افغانستان مرکزی وشمالی مشاهداتی انجام دادند وبعد ها زمین شناسان فرانسوی، (فیورون و همکاران) در سالهای 1926-1951 مناطقی در اطراف کابل را نقشه برداری زمین شناسی نمودند.
در دهه 1950 با تاسیس ریاست تفحص نفت و گاز مرحله مهمی از مطالعات زمین شناسی افغانستان آغاز شد. در 1958 زمین شناسان افغانی با همکاری کارشناسان روسی جستجوبرای کشف نفت و گاز طبیعی را با موفقیت به پایان رساندند. در این مطالعات برای اولین بار ساختار زمین شناسی منطقه با تهیه نقشه های زمین شناسی همراه شد.
در سالهای 1958 تا 1961 زمین شناسان فرانسوی(منزیه و لاپاران) حوالی کابل را نقشه برداری نمودند و از 1959 زمین شناسان آلمان غربی به کمک عکسهای هوایی کار تهیه نقشه زمین شناسی تمام نیمه جنوبی کشور را (با مقیاس 1000000 :1 )آغاز نمودند.
در 1963 ریاست “تفحص مواد مفیده جامد” تاسیس شد که در 1965 به ریاست ”جیولوجی و معادن“ تغیر نام یافت .در این ریاست با همکاری زمین شناسان روسی، اکتشاف، ارزیابی و تخمین ذخایر معدنی زغالسنگ، سنگ آهن، طلا و لاجورد آغاز گشت. در نتیجه همین تفصحات معادن بزرگی همچون “ معدن آهن حاجیگک“ در منطقه بامیان و حوزه بزرگ زغالسنگ از پلخمری در شمال تا نزدیکی هرات در غرب و مواد با ارزش دیگر همچون باریت ، بریلیوم و... کشف گردید.
از 1965 مطالعات زمین شناسی وسیع و مهمی در مورد اکتشاف مواد معدنی مهمی چون سرب ، روی(جست) مس، طلا باریت ،ابرک ،سولفور، فسفریت ها، سینابر،زغالسنگ ، آبهای معدنی ، نمک طعام و مواد ساختمانی صورت گرفت. در 1973 ارزیابی جدیدی در مورد معدن بزرگ “ارگونیت“ در حاشیه جنوب غربی کشور و معادن مهم باریت در شمال هرات مورد اکتشاف قرار گرفت. در 1974 در منطقه لوگر(جنوب کابل)کمر بند مس دار بزرگی(مس عینک) کشف شد.
مهمترین مطالعات زمین شناسی افغانستان با تهیه نقشه زمین شناسی سراسر افغانستان در مقیاس 500000 :1 و همچنین تهیه نقشه تکتونیکی کشور در دهه 1970 به انجام رسید.
از 1976 تا اوایل دهه 80 گزارشات و مطالعات قبلی بصورت کتابها و مقالات متعددی منتشر شده، از جمله “ تکتونیک افغانستان“ اثر و.ا.سلاوین(1976) ، جیولوجی افغانستان اثر ولفارت و ویتکینت(1980) و “جیولوجی و مواد معدنی افغانستان“ که توسط یک تیم روسی و افغانی بدنبال تهیه نقشه سراسری زمین شناسی افغانستان تدوین و به زبان روسی و انگلیسی در مسکو به چاپ رسید(1980).
در دهه 80 با تشدید جنگها در افغانستان مطالعات زمین شناسی عمده و سراسری متوقف شد و لی کارهای پراکنده و موردی مخصوصا روی معادن کشف شده و بزرگ نزدیک به مرکز کشور توسط متخصصین روسی دنبال گردید اما نتایج این مطالعات در دست نیست و احتمالا در روسیه بایگانی شده است. در دهه 90 کار های زمین شناسی بکلی تعطیل شد و ساز مان زمین شناسی و معدن افغانستان در اثر جنگ آسیب جدی یافت. تنها در 1995 گری باورساکس(جواهر شناس آمریکایی) با همکاری بونیتا چمبرلن کتاب جالب “سنگهای قیمتی افغانستان“ را منتشر نمودند که در واقع جدید ترین اثر قابل توجه در زمینه زمین شناسی و مواد معدنی این کشور می باشد.
در سال 2002 ، با آغاز دوران جدید در افغانستان به نظر می رسد که دوران مهمی برای مطالعات زمین شناسی افغانستان در راه باشد اما دشواریهای مربوط به جنگ طولانی افغانستان هنوز هم مانع بزرگی بر سر این راه می باشد.

۲-۱) چشم انداز

زمین شناسی افغانستان از لحاظ سا ختمانی بسیار پیچیده و در هم تنیده است و اساسا شامل توالیهایی از روند های باریک سرزمین های شمالشرقی- جنوب غربی خرده های قاره ای به سن پالئوزویک تا ترشیری می باشد. این قطعات به سمت شمال حرکت نموده و بطور مایل با توده قاره ای آسیا در حال برخورد است. آخرین قطعه ای که به این مجموعه در حال پیوستن است بلوک قاره ای بزرگ هندوستان است. برخورد مایل این قاره، سبب تغییراتی در روند های ساختمانی و یکسری گسل خوردگی(شکستگیها) و چین خوردگیها گردیده است. این مجموعه بلوکها و قطعات توسط زمین درز (سوچور) هایی که در طول آنها افیولیتها دیده می شوند ، از همدیگر جداشده اند. اینها در ظاهر تنها بقایای پوسته اقیانوسی زیر رانده شده اند که خود نشانگر فضاهای اقیانوسی با عرض (پهنای) نامشخص می باشند.
از لحاظ تشکیلات زمین شناسی، در افغانستان سنگهایی به سن پرکامبرین تا کوارترنری و در نقاط مختلف جغرافیایی با سن و جنس متفاوت به چشم می خورد. بطور کلی در افغانستان سه منطقه اصلی شامل سنگهای رسوبی ضخیم موجود است :
1. حوضه شمال(شمال افغانستان)
2. جنوب غرب (حوضه رود خانه هلمند)
3. منطقه کتواز(جنوب شرق)
توده های آذرین و دگرگونی، هر چند در سراسر کشور گسترش دارد اما بطور خاص در شرق و جنوب شرق کشور از وسعت بیشتری بر خوردار است : بدخشان، نورستان، لغمان، پروان، پغمان، نواحی اطراف کابل و نوار هایی در مناطق مرکزی و جنوبی کشور.
از لحاظ سن، تشکیلات مربوط به پالئوزویک بالایی و مزوزوئیک در افغانستان از گسترش بیشتری برخوردار است.
از مشخصات بارز زمین شناسی ساختاری افغانستان، وجود یکسری گسلها و شکستگیهای عمده است که مرز نواحی مختلف و ایالتهای زمین شناسی متفاوت را تشکیل می دهند. علاوه بر این روند های عمده، وجود عناصر ساختاری پراکنده در سراسر کشور نیز وجود دارد.


۳-۱) ساختمان زمین شناسی افغانستان

منطقه وسیعی در افغانستان بین بلوک اورا زی در شمال و شبه قاره هند و عربستان در جنوب وجود دارد که شامل چندین حوضه جغرافیای دیرینه و حوضه های ساختمانی می باشد که بوسیله مجموعه بزرگی از سیستمهای گسلی بر جای مانده از خطواره های بزرگ تکتونیکی جداشده اند. این حوضه ها از شمال به جنوب عبارتند از :
1. حوضه ترکستان افغانستان – هندو کش که در شمال توسط حوضه تاجیک از حوضه توران- تیان شان جدا گردیده است.
2. حوضه ترکمن فراه رود در مرکز و غرب افغانسنان
3. حوضه رشته کوههای مرکزی در مرکز افغانستان
4. حوضه بلوچ ، که باعث رو راندگی بلوک هندوستان می گردد.
5. گوه کابل، در محلی که واحد های نا برجا(انتقالی) به حوضه بلوچ مر بوط می گردد و در حالیکه واحد های برجا به حوضه رشته کوههای مرکزی مربوط می شود.
6. کوههای پغمان و نورستان که دارای شباهتها و قرابتهای غیر مشخصی با حوضه های ترکستان- هندوکش و ترکمن – فراه رود می باشد.
این حوضه ها تحت تاثیر کوهزاییهای زیر قرار داشته اند

1-3-1) پرکامبرین

   رخنمونهایی از دگرگونی، دگرشکلی و گرانیتی شدن مربوط به پروتروزویک در افغانستان شناخته شده است، مخصوصا مناطقی در نورستان(چمیروف و میرزاد،1972)، بدخشان(سلاوین،1984 و دسیو 1980)، کوههای پغمان(بولن ، 1972) و نواحیِ در گوه کابل (مینزیه،1977)، همگی به رخداد های پرکامبرین نسبت به داده شده اند. توزیع این رخنمونها بیانگر این مطلب است که اغلب حوضه های جغرافیای دیرینه و حوضه های ساختمانی افغانستان در زیرمجموعه سنگهای پروتروزویک که احتمالا با سپر هندوستان، ایران مرکزی و عربستان مرتبط است، قرار می گیرد.(ولفارت 1967 و اشتوکلین 1974).

2-3-1) هرسینین

چینهای خمیده رو به جنوب، دگر گونی فشار بالا(بطور محلی همراه با گلاکوفان) و قسمتی از گرانو دیوریتهای موجود در هندو کش به ماقبل ویزین مر بوط می شوند( بولن و بوی ، 1977). این نشانه ها همگی مشخص کننده کوهزایی هرسینین می باشد. اما حوضه های جنوبی و مخصوصا حوضه های کوههای مرکزی تحتد تاثیر این کوهزایی قرار نگرفته است(بلیز 1972 و بلیز و همکاران 1977).
رسوبات پا لئوزویک پیشین که در شیب قاره ای پی سنگ ترکستان افغانستان بر جای گذاشته شده است ، توسط این کوهزایی تحت تاثیر قرار گرفته است. سنگهای بازیکی و اولترابازیکی در درون توالیهای رسوبی امروزه بصورت آمفیبولیت و سرپنتین دیده می شود. این سنگها احتمالا نشانگر بقایای پوسته اقیانوسی از میان رفته ـ اقیانوس هندو کش- می باشند. در جنوب این اقیانوس ، کوههای پغمان و نورستان با سن پروتروزویک ،پی سنگ دیگری را تشکیل داده است.
طبق نظر بولن ، بستر اقیانوس هندو کش به زیر پی سنگ ترکستان افغان فرو رانده شده است و در اثر برخورد بین پی سنگ ترکستان افغان وپی سنگ پغمان – نورستان ، کمر بند هرسینین هندو کش حاصل شده است(بولن و بوی،1976 ) . رشته کوههای پامیر شمالی0ولاشف و کراچنکو ،1979) ، قراقروم شمالی(گانسر، 1964) و کون- لون(چانگ و چینگ، 1973) .از امتداد شرقی محتمل این کمر بند بوجود آمده است، در حالیکه کوههای بینالود(مجیدی 1978)در شمالشرقی ایران و بخشی از کمر بند های هرسینین اروپا ، احتمالا امتداد های غربی آن می باشد.
در هندو کش غربی، مخصوصا در رشته کوه بند بیان(فونتنات و همکاران، 1979) و در قسمت بالای دره غوربند(بولن وبوی، 1980)، کمربند هرسینین هندوکش، اثرات رخداد های تکتونیکی ویزئن را نشان می دهد. این رخداد ها ممکن است حاصل تشکیل شدن کمر بند هرسینین تیان شان باشد که در خلال ویزئن بالایی تا کربونیفر میانی از بسته شدن فضای اقیانوسی تیان شان و نیز از نتیجه بر خورد بین پی سنگ ترکستان افغان و پی سنگ توران بوجود آمده است (بورتمن ،1975، کراچنکو 1979). در نهایت، فضای اقیانوسی تیان شان احتمالا یک حوضه حاشیه ای از اقیانوس هندوکش تشکیل داده بوده است(بولن و بویکس ،1980) .

3-3-1) کیمرین پیشین
نشانه های مشخص رخداد های کیمرین پیشین در سه نقطه از افغانستان دیده می شود :
1. لبه شمالی هندوکش (بولن و همکاران، 1977) که دگر شکلیهای تر یاس بالایی و ژو راسیک زیرین بر روی رسوبات آتشفشانی- آواری نهشته شده در داخل یک ریفت اثر گذاشته و سپس با یک بالا آمدگی دنبال گردیده است. این منطقه که “ زون دو آب“ نامیده می شود کمابیش بطور پیوسته در طول افغانستان ، از بدخشان تا مرز ایران ادامه دارد. این زون بطرف غرب در منطقه آق دربند در حوالی مشهد ظاهر می گردد و شاید بطرف شرق نیز تا پامیر و تبت کشیده شده است .
2. سن هندوکش از 200 تا 220 میلیون سال تخمین زده شده است( دسیو و همکاران ، 1964 بلیز و دیگران ، 1970). ستیغهای گرانو دیوریتی تشکیلات پالئوزویک پامیر ، بدخشان و هندوکش غربی را قطع می کند . این ستیغهای گرانو دیوریتی احتملا در اثر فرورانش رو به شمال(متیو و همکاران ، 1979) یک پوسته اقیانوسی تریاسی مربوط به اقیانوس ترکمن- فراه رود حاصل شده اند. که در قسمت جنوبی حوضه ترکمن- فراه رود توسط بلیز و همکاران (1978) شناسایی شده اند. از این رو ریفت(زمین درز) تریاسی شمال هندوکش بعنوان یک حوضه حاشیه ای اقیانوس تریاسی ترکمن – فراه رود در نظر گرفته می شود.
3. رشته کوههای مرکزی که در تریاس بالایی ظهور نموده اند، بدون دگر شکلی شناخته شده در یک وقفه چینه شناسی توسط بلیز و همکاران (1977) ، مشاهده شده است.

4-2-1) کیمرین پسین
موارد مشخص کیمرین جدید توسط بلیز و همکاران (1978) از کوههای مرکزی و توسط بولن(1980) از کوههای ترکمن فراه رود گزارش شده است :
1. چینهای ژوراسیک بالایی یا کرتاسه زیرین در حوضه ترکمن فراه رود. این چینها رسوبات تر یاس تا ژوراسیک و سریهای افیولیتی نهشته شده در طول حواشی شمالی و جنوبی اقیانوس ترکمن فراه رود را تحت تاثیر قرار داده است که حوضه ترکستان افغان – هندوکش و حوضه رشته کوههای مرکزی را از هم جدا نموده است . این چینها اساسا بطرف شمال خمیدگی دارد.
2. دگر گونی فشار متوسط شامل گلاکوفان. این دگرگونی در بخش جنوبی حوضه ترکمن فراه رود وجود دارد و چینهای کیمرین جدید در آن دیده می شود که بطرف جنوب زیاد می شود.
3. گرانیتی شدن با سن تقریبی یکصد میلیون سال(مونتنات و همکاران،1979) که در حوضه کوههای مرکزی(در حاشیه شمالی آن) گسترش یافته است .
این نمودها یا مظاهر کوهزاییهای مختلف ممکن است بعنوان نتیجه فرورانش اقیانوس ترکمن رود به زیر حوضه کوههای مرکزی و برخورد حاصله مورد بررسی و توجه قرار گیرد. نشانه هایی از رخداد های کیمرین جدید نه تنها در حوضه ترکمن –فراه رود دیده می شود ، بلکه بسیار دور تر از آن ، خصوصا در حوضه های ترکستان افغان – هندوکش و کوههای مرکزی نیز بدست آمده است. این نشانه ها و نمود ها کمربند کیمرین جدید را مشخص می کند که اغلب افغانستان را در بر می گیرد. این کمر بند همچنین بداخل پامیر مرکزی(دسیو، 1977 و ولاشف، 1977) گسترش می یابد بطوریکه در تبت این کوهزاییها باعث تقسیم آن به تبت شملی و جنوبی گردیده است .

1-3-5)  کوهزایی آلپ

کل افغانستان بعنوان بخشی از کمربند آلپ محسوب میگردد :
رسوبات چین خورده ترکستان افغان مربوط به مزوزویک – پالئوسن توسط رسوبات دگرشیب الیگو( ؟ )-میوسن پوشیده میشود ( ویپرت 1964 ، چمیروف و میرزاد،1972 )، رخنمونهای کرتاسه حوضه ترکمن – فراه رود و قسمتهایی از از کوههای مرکزی که توسط سیستم شکستگی همراه با راندگی ناگهانی ، شکسته شده اند (بلیز و1972 ، 1980)، تا رسوبات مزوزویک گوه کابل که بداخل کرتاسه بالایی توسعه می یابد، همگی تحت تاثیر یک دگرگونی همزمان با تکتونیک که از شرق به غرب افزایش می یابد قرار داشت(ماتیو و همکاران، 1978 ). این رسوبات بوسیله واحد های نابرجای متفاوت رورانده شده که در بردارنده افیولیتهای تریاس – کرتاسه می باشد و همچنین اولترابازیتهای با سن نا مشخص الحاق شده به سفره روراندگی کابل را شامل می شود(منیزیه 1977 ). بطور مشابهی رسوبات پالئوزویک – مزوزویک – سنوزویک پلاتفرم هندوستان بوسیله ملانژ های افیولیتی رورانده شده اند و همچنین توسط رسوبات تریاس – ژوراسیک پهنه روراندگی “خوست“ رانده شده اند. قسمت جلویی این پهنه روراندگی توسط پیشروی رسوبات پالئوسن بالایی – ائوسن رشته کوه سلیمان مسدود شده است.(کازاینو 1979). علاوه بر این ، پالئوسن بالایی – میوسن حوضه “کتواز“ نیز که بوسیله این پهنه روراندگی نگهداشته شده است ، نشان می دهد که گسلهای مورب همزمان با رسوبگذاری و کوتاه شدگی در خلال زمان کوتاهی( ) در میوسن بوجود آمده است(مولنار و تاپونیه 1975 و کازاینو 1979) ، در نهایت، اغلب پدیده های مورفو لوژیکی آلپی سراسر کشور (منطقه) به سن میو – پلیوسن می باشد.
این حرکات آلپ احتمالا از بسته شدن یک فضای اقیانوسی نتیجه شده است.(ماتیو 1978) که امروزه بوسیله افیولیت، ملانژهای افیولیتی و رسوبات پلاژیک پهنه راندگی کابل و خوست مشخص می گردد و نیز ممکن است از برخورد حاصل بین هندوستان و با اوراسیا بوجود امده باشد. این بسته شدگی مشخصا در موارد زیر نقش داشته است :
1. گسترش و تکامل حوضه های رسوبی ـ آتشفشانی کال آلکالن با سن ژوراسیک – کرتاسه در قند هار اورزگان و “کجو“ که بعنوان حوضه های حاشیه ای تشکیل شده اند(بورده و همکاران 1979).
2. تشکیل محور گرانودیوریتی در ارغنداب واقع در شمال قندهار باسن حدود یکصد میلیون سال(ویتکینت،1973)، وسپس تشکیل محور گرانودیوریتی “سپین بولدک“ در جنوب قندهار به سن پالئوسن(مونتنات و همکاران،1979) یک فرورانش همخوان با این رخداد ها به زیر کوههای مرکزی روی داده است، در محل لبه جنوبی آن که احتمالا از ژوراسیک بالایی تا سنوزوئیک پیشین فعال بوده است. این برخورد حاصل شده، مسول راندگی پهنه کابل و خوست می باشد که قبل از پایان یافتن پالئوسن روی داده است. برای پهنه خوست این راندگی از غرب به شرق اتفاق افتاده،یعنی از یک فضای اقیانوسی بلوچ واقع شده در بین بلوک کابل و پلات فرم هندوستان بوجود آمده است.
در پهنه کابل این راندگی توسط بعضی از محققین به وارد شدن از غرب قلمداد نموده اند ، با فرض نمودن فضای اقیانوسی کوچک کابل در بین بلوک کابل و کوههای مرکزی ، که یک حوضه گسترش یافته از اقیانوس بلوچ بوده است.
سن تشکیل پوسته اقیانوسی که امروزه ناپدید شده است، هنوز نامشخص مانده است.
وجود این نوع پوسته در زیر رسوبات پلاژیک بلوچ از تریاس میانی محتمل است ،اما تاکنون بوسیله شواهد صحرایی به اثبات نرسیده است. با این وجود ، انطباق بین حوضه بلوچ و حوضه زاگرس (ریکو و همکاران، 1977) و نیز مابین حوضه بلوچ و سوچور ایندوس در “لاداخ“ ( باسوله 1878) با این تفسیر در توافق است.

1-4) : ساختمان و ضخامت پوسته زمین درافغانستان

مطالعات ژئــوفیزیکی دقیق و کاملی در مورد تعین ضخــامت پوستــه و ساخــتار آن در افغانستان صورت گرفته ویا نتایج آن در دست نیست باا ین وجو د گ. پ. گارشکف(به نقل اسلاوین-1984) بااستفاده ازامواج زلزله مربوط به کانونهای عمیق زلزله ضخامت پوسته در ناحیه بدخشان را 51 کیلو متر و در نواحی مجاور مانند پامیر سطح ((موهو)) را تا اعماق 70-75 کیلومترتعین نموده است .
ضخامت لایه های رسوبی درافغانستان بشدت متغیر می باشد وازچنــــدصـــد مترتا 20 کیلومتردرنوسان می باشد. بعنوان مثال در نواحی از مسیر رودخانه کوکچه (غرب فیــض آباد) ضخامت کلی جوانترین سنگهای رسوبی در حدود 20 کیلومتر می باشد اما در نقاط دیگرمثل نورستان، بدخشان جنوبی و... سنگهای ماگمایی ودگرگونی درسطح زمین ظاهر می شوند. در پامیر ضخامت گرانیت به 20 تا 30 کیلومتر وضخامت بازالت به 40 کیلومترهم می رسد. ضخامت پوسته درجنوب غرب افغانستان درحدود40 تا 50 کیلومتر می باشد.
ساختمان منتل(پوش هسته یا گوشته زمین) در شمال شرق افغانستان بیش از حد پیچیده و مبهم بوده و درآن بیش ازده لایه متفاوت از لحاظ خواص ژئوفیزیکی بر اساس سرعت اموج لرزه ای شناسایی شده است.
درمنتل بالا یی شمال شرق افغانستان دراعماق110 تا 240 کیلو متری یک لایه باسرعت کم مشخص شده است ولایه های دیگری دراعماق 240 تا 280 کیلومتری شناسایی شده که فقط انتشار امواج عرضی از آنها گزارش شده است (سلاوین 1984).

1-5) چینه شناسی و دیرینه شناسی

با توجه به نقشه زمین شناسی عمومی تهیه شده توسط کار شناسان افغانی و روسی با مقیاس 500000: 1 ، به روشنی ملاحظه می گردد در افغانستان رسوبات و سنگهای با سنین تمامی دورانها و دوره های زمین شناسی در سطح زمین برونزدگی دارند:

1-5-1) آرکئن و پروتروزویک

سنگهای این دورانها در نواحی شرقی افغانستان،شامل سنگهای دگر گونی مثل گنیس و... می باشند. علاوه براین از غرب کابل به امتداد سلسله کوه پاراپامیز نیز یک نوار با سن پرکامبرین وجود دارد. سنگهای ماگمایی همچون گرانیت با سن پروتروزویک نیز در این مناطق شناسایی شده اند.

1-5-2)  دوران پالئوزویک
رسوبات مربوط به دوران پالئوزویک در سلسله کوههای پاراپامیز و هندوکش گسترش زیادی داشته است ودر شرق کشور کوههای " واخان" نیز کلا از رسوبات این دوران تشکیل شده است. بعلاوهء رسوبات و سنگهای دوران پالئوزویک در بدخشان، بغلان، نواحی اطراف کابل و به طرف غرب در امتداد رشته کوههای سفید کوه وسیاه کوه تا حوالی هرات درغرب توسعه یافته است یک نوار دیگر ازاین رسوبات به طرف جنوب غرب ازحوالی کابل تانزدیکی رود خانه هلمند ادامه یافته است .

1. کامبرین
در بدخشان شامل سنگهای آهکی دولومیت ها و ماسه سنگهاست. در نواحی دیگر سنگهای کامبرین را به سختی می توان از سنگهای پری کامبرین جدا نمود.

2. اردویسین
رسوبات اردویسین در بدخشان شناسایی شده که شامل ماسه سنگهایی با فسیل تری لوبیت ها بوده وهمچنین در رود خانه لوگر رسوبات با فسیل براکیو پود های شاخص این دوره شناسایی شده است .

3. سیلورین
درمناطق بدخشان، حوالی رودخانه لوگر ونواحی شرقی جلال آباد رسوبات این دوره گسترش زیادی داشته وشامل سنگهای آهکی و ماسه سنگ همراه با فسیلهای کرینوئید، ارتورسراس وبراکیوپودها می با شد.
4. دونین
همراه با رسوبات دوره سیلورین بوده ودر حوالی کابل شامل سنگهای آهکی می باشد که با فسیلهای براکیو پودها، کرینوئیدها و مرجان ها همراه است. علاوه براین درشرق هرات در کوههای سفید کوه لایه های دونین همراه با مواد آتشفشانی به صورت بین لایه ای دیده می شود.
5. کربونیفر
این رسوبات در مناطق بدخشان، جنوب غرب کابل، حوضه رود خانه هلمند و همچنین در شرق هرات مشاهده می شود که شامل ماسه سنگ، اسلانسهای گلی و سنگهای آهکی و رسی می باشد. در نواحی هرات و در بعضی مناطق دیگر در این رسوبات لایه های زغال دار کشف شده است.
۶. پرمین
رسوبات و سنگهای این دوره در اکثر مناطق افغانستان گسترش زیادی دارد. در حوالی کابل و حوضه رود لوگر، شامل سنگهای آهکی می باشد ولی در حوضه هریرود، علاوه برسنگ آهک، شامل ماسه سنگها و کنگلومرا های سرخ، سبز، و خاکستری و سنگهای رسی می باشند. در این رسوبات میکروفسیلهای بزرگ از جمله فرامینفر ها و براکیوپود ها، مرجانها به فراوانی یافت می می شوند. بطور کلی ضخامت رسوبات پالئوزویک در افغانستان در حدود 10 هزار متر می باشد.

1-5-3)  دوران مزوزوئیک

سنگهای به سن مزوزئیک، بیش از همه در شمال افغانستان گسترش یافته است، مخصوصا در قسمتهای شمالی کوههای هندوکش، ترکستان افغان، پاراپامیز و نیز در نواحی غربی کشور در حوضه فراه رود بخوبی مشاهده و مطالعه شده است.

1. تریاس

در بدخشان(قطغن)، نواحی شمالی کوه بند ترکستان، منطقه کابل، شرق هرات، حوضه لوگر و... ترکیب این رسوبات بسیار متغیر و متفاوت می باشد، در بدخشان از لایه های ضخیم ماسه سنگی و سنگهای رسی و کنگلومرا تشکیل شده در حالکه در نواحی کوه بابا و نیز منطقه هرات رسوبات این دوره همراه با سنگهای آتشفشانی می باشد. د رمنطقه کابل و شمال قند هار نیز بطور کامل از کربناتهایی چون سنگ آهک و دولومیت تشکیل شده است.
2. ژوراسیک
در شمال هندوکش، بغلان، شمال قندهار و جنوب کوههای پاراپامیز غربی گسترش زیادی داشته و در شمال از تناوب ماسه سنگهای همراه با عدسیها و طبقات زغالدار تشکیل شده است. علاوه بر این لایه های گچی، آنهیدریت و نمک طعام نیز به وفور یافت می شود.
3. کرتاسه( تباشیر)
رسوبات این دوره نیز در اکثر مناطق افغانستان گسترش فوق العاده زیادی دارد:
در شمال کوه بند ترکستان، قسمت علیای رود مرغاب، سرپل و بند بابا
در جنوب کشور نیز این رسوبات تقریبا در تمام منطقه " هزارجات" ، فاصله بین دو رود هلمند و هریرود را پوشانده است. در ستون چینه تیپیک این دوره در قسمت پائین شامل کنگلومرا ها و ماسه سنگها و فلیش است که بعضا سنگهای آتشفشانی نیز مشاهده می گردد. در قسمت بالایی این ستون بیشتر شامل سنگ آهک و سنگهای رسی دیده می شود. در حوالی هرات بعضا لایه های رنگارنگ گچ دار نیز به این مجموعه اضافه می گردد.

1-۵ - 4)  دوران سنوزوئیک

بطور عمده رسوبات این دوران در نواحی پست منتهی الیه شمالی و جنوب غربی کشور، یعنی در دشتهای شمال، در حوالی شاهراه هرات- قندهار، دشت مار گو، ریگستان نیمروز ، دشت اربو و…، در جنوب شرقی کشور در شمال کوههای سلیمان نیز این رسوبات دیده می شود.
1. پالئوژن
رسوبات این دوره در در شمال افغانستان شامل "میر گل ها" سنگهای رسی، سنگهای آهکی می باشد که بعضا با سنگهای آتشفشانی مانند آندزیت، بازالت و توف همراه است که این وضعیت در نواحی مرکزی و غربی افغانستان نیز مشاهده می گردد. در نواحی جنوب شرقی و حوالی کوههای سلیمان، رسوبات این دوره با نام عمومی "فلیش" یاد می شوند که شامل تناوبی از ماسه سنگها و سنگهای رسی می باشند.
2. نئوژن
رسوبات این دوره در شمال افغانستان از ضخامت بیشتری بر خور دار است و شامل کنگلومرا ها، ماسه سنگها و گلسنگها می باشند. در نواحی غربی کشور ماسه سنگهای سرخ و سنگهای نفوذی آذرین دیده می شود. در حوالی کابل، بامیان و جلال آباد طبقات ضخیم و رنگی کنگلومرا ها، ماسه سنگها و سنگهای رسی که بعضا با لایه های گچی نیز همراهند، برونزد دارند.

5-5)  دوران چهارم- کوارترنری( آنتروپوجین)

رسوبات این دوران که شامل رسوبات عهد حاضر نیز می گردد، هرچند که درسیستم روسی با نام "آنتروپوجین" ( بعلت ظهور انسان در این دوران) یاد می شود ولی نام "کوارتر نری" از شهرت بیشتری برخوردار است.

رسوبات این دوران بصورت یک پوشش نه چندان ضخیم نواحی فرورفته و مناطق بین کوهها را پر نموده است. در نواحی شمال در ساحل رود آمو، در جنوب شرق در مناطق بین گردیز و غزنی و قندهار و نیزدر مجرای پایین هریرود از گسترش زیادی برخور دار است. علاوه بر این در بیابانهای غربی و جنوبی کشور رسوبات این دوران توسعه فراوانی دارد. جوانترین سنگهای آتشفشانی افغانستان نیز به این دوران تعلق دارد، مثل آتشفشان "خانشین" در نیمروز، کوه اربو و آتشفشانهای نواحی شرقی شهرغزنی در دشت ناوور.
جنس این رسوبات شامل کنگلومرا های نرم ، ماسه سنگ، رسوبات بادی و مخروطهای رود خانه ای می باشد. در کوههای هندوکش رسوبات یخچالی دوران چهارم نیز به چشم می خورد. در نواحی پست شمال کشور، رسوبات لسی بادی نیز از گسترش قابل توجهی بر خور دار است.

 

آشنایی با مهمترین معادن فلزی افغانستان

  معدن بزرگ آهن حاجی گک (آجیگک) در بامیان 

            این معدن که بزرگترین معدن آهن در افغانستان ومنطقه قلمداد شده است، در شمال غربی کابل ودرشرق بامیان  واقع شده است وسنگ معدن آن بصورت لایه مانند در درون سنگهایی به سن پروتروزوئیک قرار دارد و عمدتاً از هماتیت(ّFe2O3) و مگنتیت(Fe3O4 ) تشکیل شده است.

      این معدن از دیر باز مورد توجه کارشناسان خارجی قرار داشته وانگلیسیها، آلمانیها، فرانسویها وبالاخره روسها و آمریکاییها این منطقه را مورد مطالعه وارزیابی قرار داده اند که مهمترین آن را روسها در اواخر دهه ی 1960، دهه ی 1970  به انجام رسانده اند.

       روسها در دهه ی1960 و1970، مراحل اکتشافی را تکمیل نموده وپلانهای استخراجی را نیز طراحی نمود بودند ولی متاسفانه به دلایل نا معلومی این معدن به مرحله ی استخراج نرسیده است. در مورد عیار وذخیره ی این معدن براوردهای زیر انجام شده است:

  • ·        ذخیره ی احتمالی1.8 میلیارد تنی وعیار اولیه #62 % آهن(80 تا 95 % اکسید آهن).

بر اساس تجزیه شیمیایی ومطالعات دقیق روسها (عبدالله، چمیریف ودیگران 1980) که طبق آن پلان استخراجی طراحی شده است.

  • ·      عیار آهن متوسط در منطقه اصلی معدن 62.83 % و

 ذخیره ی قطعی منطقه غربی: 9 /110 میلیون تن متریک

  • ·        ذخیره ی کل : 2070 میلیون تن متریک

 

          علاوه بر آهن عیار عناصری چون منگنز (Mn)، نیکل(Ni)، کوبالت (Co) ونقره (Ag) نیز در این معدن به عنوان محصول جنبی قابل توجه می باشد. درصد نا خالصیهای این معدن هم بصورت زیر می باشد:

  • ·         سولفور در سولفاتها                (s)0.04%
  • ·         سولفور در سولفایدها               (S)4.69%
  • ·          فسفر                                  (p) 0.05%

    بدون تردید ،معدن آهن آجیگک یکی از بزرگترین و غنی ترین معادن افغانستان و منطقه می باشد واز این رو در آینده درخشانی در مورد استخراج آهن از هم اکنون قابل پیش بینی می باشد وکشورها و شرکتهای زیادی به این معدن اظهار تمایل نموده اند.

      با توجه به وجود منابع قابل توجهی از زغالسنگ در منطقه (منطقه دوآب بامیان، دره صوف وپلخمری) برای سوخت ،امکان تاسیس نمودن کارخانه ذوب آهن در چند ده کیلومتری این معدن وجود دارد ودر گذشته هم کشورهایی برای ساخت ذوب آهن در این منطقه اظهار تمایل نموده است.

  معدن سرب فرنجل غوربند

      این معدن در 133 کیلومتری شمال کابل در درهّ ی غور بند  واقع شده است ودارای سابقه تاریخی استخراج می باشد. سنگ معدن آن هم گالن (Pbs) می باشد .عیار سرب 9% وعیارروی (Zn) 3% می باشد.مقدار ذخیره قطعی 221هزارتن سرب می باشد .

       گالن که سنگ معدن اصلی می باشد در میان طبقات آهکی "سه خونگ "قرار دارد. این معدن به دو قسمت اصلی شرقی و غربی تقسیم می شود. بخش شرقی قدیمی بوده واز 300 سال قبل از میلاد تا قرن 14 میلادی (حدود 1700 سال ) مورد استخراج قرار گرفته است ولی قسمت غربی معدن از یکصد سال پیش استخراج از آن شروع شده است.

          گالن واسفالریت  این معدن  در اثر دگر گونی تماس شیتها یا سنگها ی آهکی شرخ رنگ،بوجود آمده است.تونلها وحفاریهای عریض وطویل قدیمی معدن به تعداد زیادودربخش شرقی معدن مشاهده میشود .بخش غربی معدن در حدود یک کیلو متری بخش شرقی قرار داشته ودر سال 1850 میلادی (1229 شمسی ) در دوران امیر شیر علی خان استخراج آن آغاز شده  و تا 1919 فعال بوده است. 

منطقه معدنی فرنجل  در ولایت پروان شامل چندین معدن است :

 1- معدن باریت وسرب وروی: ذخیره 209 هزار تن با عیار 7/83 درصد،به صورت هیدروتر مالی یا رسوبی

 2- معدن منگنز ،کوبالت و نیکل:عیار 28-38 درصد اکسید منگنز، 3درصد کوبالت ،1تا 3 درصد نیکل ،به صورت رسوبی

 3- معدن آزبست وتالاک :   د راین منطقه 16 توده ی ریز دانه باریت دار وجود دارد که کانی سازی ،که کانی سازی آن توسط شیرزون کنترل می گردد.در 500 متری غرب معدن یاریت فرنجل ،معدن منگنز با 120 متر طول ، 3 متر ضخامت با 20 تا 40 درصد پیرو لوسیت و    50 تا 70 درصد پیسیلو ملان و 2تا 3 درصد اکسیدآهن .

 

        معدن کرومیت لوگر

 ذخایر کرومیت این معدن به همراه سرپنتین ها (شاه مقصود) که در واقع ساکونیت وپیروکنیت می باشند یافت می شود. کرومیت ها به اشکال مختلف ولنز های طویل ،قطعات پراکنده ودانه های  ریز می باشد .مهمترین معادن کرومیت این منطقه  ذخایر شماره 2 ،3و5 می باشد .

          در جریان عملیات اکتششافی این معادن 975 متر در محل حفاری انجام شده که در4 مورد به رگه هایی از کرومیت بر خورد نموده است وبرای کارهای آزمایشگاهی بیش از صد نمونه برای تجزیه به آمریکا ارسال  شده است .نسبت کروم به آهن 3به 1 بوده است و درصد کروم در ذخایر مختلف از 35 درصد تا 95 درصد متغیر بوده و به طور متوسط 48 درصد میباشد .میزان ذخیره کروم این معادن در حدود 180 هزار تن متریک – محاسبه شده است . 

 

   معدن سرب وروی بی بی گوهر قندهار

  این معدن در کوه بی بی گوهر قندهار در منطقه خاکریز قندهار (به فاصله 82 کیلو متری شمال قندهار) واقع شده است.از نوع هیدروترمالی می باشد و رگه اصلی دارای کانیها ی سرب وروی به طول 50 متر وعرض 10 متر می باشد .این رگه که در کنتا کت سنگهای آذین (مو نزونیت ) و سنگهای آهک بوجود آمده است، ممکن است از نوع پور فیری یا اسکارن باشد. در سالهای 1949 و1950 این معدن توسط کارشناسان کمپانی" موریسن" مورد حفاری و نمونه برداری قرار گرفته است.

           نمونه های حاصل از 411 متر حفاری در آمریکا به صورت ذیل تجزیه شده اند:

عیار روی    4/30 درصد

عیار سرب   8/7 درصد

عیار کتمینوم  2/0 درصد

عیار نقره    187 گرم در تن

عیار طلا   2/0 گرم در تن

          ذخیره تثبیت شده معدن سرب وروی قابل استخراج حدود 69 هزار تن تخمین زده شده است.

سایر اندیسهای سرب وروی افغانستان

 

            سرب وروی درهّ ی نور

           درهّ ی کران (بدخشان )

           منجان (بدخشان )

           کتل کرمان (غور )

           شهرک وغوران (غور )

           سیب تلخ (هرات )  

            سیم کوه (هرات )

           تور یاب (پنجشیر)

 

یکی از بزرگترین ذخایره مس دنیا:

  معدن بزرگ مس عینک (لوگر)

 

           معادن متعدد مس در نقاط مختلف افغانستان کشف شده است ،ولی بزرگترین معدن مس افغانستان که دارای عیار و ذخیرهّ ی بسیار بزرگی است در منطقه "عینک "در نزدیکی لوگر و در 35 کیلو متری جنوب غربی کابل قرار دارد. هر چند که در حال حاضر متأ سفانه نگارنده اطلاعات دقیقی راجع به این معدن در دست ندارد، ولی بر اساس صحبتهای شفاهی با چند تن از مهندسان وزارت معادن ،مشخص شد که مراحل مطالعات اکتشافی این معدن در دوران کمونیستها تکمیل شده است و برای آن پلان استخراجی نیز طراحی شده است و کشورهای زیادی در گذشته در صدد سرمایه گذاری روی آن بوده اند.

           در سال 1998 در دوران طالبان یک کنسرسیوم چند ملیّتی قصد سرمایه گذاری واستخراج مس عینک را داشتند. در شرایط فعلی نیز، پروژه "مس عینک " از مواردی است که وزارت معادن افغانستان آنرا برای سرمایه گذاری و استخراج به کشور ها و شرکتها ارائه داده است وبرخی کشورها مثل ژاپن برای استخراج آن اظهار تمایل نموده اند. برای این معدن که ادعا شده بزرگترین معدن مس جهان است،11میلیون تن ذخیره با عیار 10درصد مس تخمین زده شده است که در گذشته کارشناسان ذخیره 10 میلیونی آن را قطعی تخمین نموده اند.

         منطقه معدنی عینک با مشخصات E 18-69 وN 58-15-34  منطقه کانی سازی شده به طور همساز با سنگ میزبان با طول بیش از 2 هزار متر و عرض یک هزارمتر و60 تا 150 متر عمق (ضخامت با عمق حد اکثر 600 متر ). در این معدن بیش از 120 هزار حفاری به صورت مغزه انجام گرفته است . از لحاظ زمین شتاسی  این معدن از نوع رسوبی- ولکانیکی یا "استراتنی باند" می باشد. منطقه معدنی عینک به سه منطقه مرکزی ،جنوبی  وغربی تقسیم می گردد.

عیار وذخیره این سه منطقه به صورت زیر گزارش شده است :

  • Ø     عینک مرکزی : ذخیره قطعی 175 میلیون تن با عیار 5/2 درصد مس

                (تعیین شده بر اساس حفاری در سال 1995)

 

  • Ø     عینک جنوبی : ذخیره بیش از 50 میلیون تن با عیار 6/1-9/0 درصد مس (1995).

 

  • Ø     عینک غربی : ذخیره بیش از 50 میلیون تن با عیار 05/2-62/0 درصد مس (1995)

 

  معادن طلای افغانستان

 

         بطور کلی معادن طلای افغانستان در منطقه بدخشان ،منطقه قندهار ومنطقه غزنی شناسایی شده اند:

 

1- معدن طلای "راغ " بدخشان

2- معدن طلای "سمنی" تخار

3- معدن طلای " زر کشان " در مقر غزنی

4- معدن طلای "کهنه سنگ " زابل

          علاوه بر این در حوزه رود خانه کوکچه (بدخشان )مقدار زیادی طلا به صورت زر شویی استحصال می گردد.

 

نقشه مهمترین معادن و ذخایر فلزی افغانستان

http://www.gems-afghan.com/8-symposium/images/fig2.jpg

>http://www.gems-afghan.com/8-symposium/images/fig1.jpg



تاريخ : ۱۳٩٠/۱۱/٢٠ | ۱٢:۳۱ ‎ب.ظ | نویسنده : هادی | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.