سید حسین شرف الدین

تحرک فیزیکی یا مهاجرت به عنوان یکی از مهمترین نموده های تحرک اجتماعی، همواره مورد توجه اندیشمندان علوم اجتماعی بوده و نظر به چند سویه بودن آن، بخشی از مطالعات گرایش های مختلف این علوم همچون: جامعه شناسی، روان شناسی اجتماعی، اقتصاد و جمعیت شناسی را بخود اختصاص داده است.


مفهوم مهاجرت

مهاجرت علاوه بر جابجائی اجباری یا اختیاری میان مناطق یک کشور (روستا به شهر، شهر به شهر، شهر به روستا) و نیز مهاجرت از کشوری به کشور دیگر، هر گونه تحرک مکانی از حومه شهری و بالعکس را نیز شامل می گردد. 1

جایگاه مهاجرت

مهاجرت های نه چندان دور در گذشته، همواره به عنوان سرمنشاء تحولات مهم و بنیادین در روابط اجتماعی و مناسبات اقتصادی جوامع و... مورد نظر بود. آن را مهمترین عنصر تمدن آفرین به حساب آورده اند بگونه ای که 27 نوع تمدن ثبت شده بشری را عمدتاً رهین این پدیده دانسته اند، همچون: مهاجرت اقوام آرایی به ایران و هند و مهاجرت مسلمانان از مکه به مدینه. در اهمیت هجرت، همین بس که به لحاظ رخ داده های عظیم ناشی از آن، مبداء تاریخ مسلمین واقع شد.

قبل از دوران استعمار جدید نیز، بخاطر نامشخص بودن مرزهای جغرافیایی و عدم استحکام بنیادهای سیاسی جابجائی های جمعیتی بصورتی رایج و گسترده و عمدتاً به منظور فتح و غلبه و دستیابی به اراضی و محیطهای مساعد جغرافیایی جریان داشت، اما در عصر حاضر بواسطه موانع سیاسی اجتماعی ایجاد شده، انجام این گونه مهاجرتها تقریباً غیر ممکن بوده و شکل موجود آن چیزی است که در قالب مهاجرتهای فردی یا گروهی در سطح محدود، با اهدافی اقتصادی، سیاسی، علمی و یا مذهبی 2جریان دارد. که البته در مواردی، هر چند نادر، همین مهاجرت های فردی، سرفصل تحولات مهم تاریخی بشمار می آیند، نظیر هجرت تاریخی امام امت (رض) در 12 بهمن 1357.

موضوع بحث

آنچه در این مقاله مورد نظر است، بحث و بررسی پیرامون یکی از عمده ترین و رایج ترین شکل این پدیده یعنی مهاجرت روستائیان به شهرها می‌باشد که در نیمه دوم قرن حاضر (20) عمده توجه دولتها و اندیشمدان علوم اجتماعی را بخود مشغول داشته است. پدیده ای که نگرانیهای رو به تزاید ناشی از جنبه‌های منفی آن، اغلب سیاست گزاران و آگاهان به مسائل اجتماعی را به نادیده گرفتن منافع حاصل از آن واداشته و تعابیری همچون عامل مخرب کشاورزی، خطر اجتماعی و آفت اقتصادی در معرفی آن بکار رفته است. و از آن جهت که مهاجرت روستایی توأم با آثار و تبعات مخرب، مشکل اختصاصی جهان سوم می‌باشد بحث ما نیز عمدتا متوجه اینگونه کشورها می‌باشد. 3

در دروانهای اخیر، بخصوص پس از انقلاب صنعتی در اروپا، مهاجرت داخلی عموماً ومهاجرت از روستا به شهر خصوصاً، به عنوان فرآیندی که در طی آن مازاد نیروی کار روستایی به تدریج از بخش کشاورزی سنتی رها و برای ایجاد نیروی کار ارزان در مجتمع های صنعتی رو به رشد به کار گرفته می‌شد، همواره مطلوب تلقی شده مورد حمایت سیاست گزاران امور اجتماعی قرار گرفته است، زیرا نتیجه آن چیزی جز توسعه شهر نشینی و پیشرفت صنعتی نیست.

علاوه بر اینکه در مقاطعی نفس شهر نشینی به مثابه یکی از ملاکهای توسعه بحساب آمده است. همین امر باعث شد که کشورهای جهان سوم نیز، بدون ملاحظه ساختارهای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و تبیین جایگاه تاریخی خویش، صرفاً به امید دستیابی به رشد و توسعه بر مبنای الگوهای اخذ شده از کشورهای صنعتی، سیاست جذب جمعیت روستایی و توسعه شهرنشینی را دامن زنند که این امر نه تنها رشد و توسعه اقتصادی را موجب نشد، بلکه مشکلات عدیده ای نیز به همراه آورد.

آنچه از این مقیاسات بدست می‌آید اینکه، اینگونه مهاجرتها می تواند بعنوان حرکتی مفید و کارا و یا مضر و تخریبی برای موقعیت اقتصادی، اجتماعی و جمعیتی یک کشور بحساب آید و بدون ملاحظه این موقعیتها نمی توان داوری مطلقی در مورد آن عرضه داشت.

رشد جمعیت و مهاجرت

«طی 30 سال (1980- 1950) جمعیت کشورهای در حال توسعه تقریباً دو برابر شده، یعنی از 7/1 میلیارد نفر به 3/3 میلیارد نفر رسیده است. گسترش روز افزون شهرها به اعتبار مهاجرت روستائیان و نیز ظهور و پدیده مهاجرت نیروی کار بین المللی از تجلیات بارز این افزایش بشمار می‌آید». 4

در حال حاضر میزان رشد جمعیت شهرها در کشورهای در حال توسعه سه برابر کشورهای پیشرفته می‌باشد که مشکلاتی همچون گسترش ناموزون شهرها، ترقی بی سابقه قیمت زمین و ساختمان، آلودگی محیط زیست، دگرگونی بافت محل های سکونت، ظهور شهرکهای قارچی و پیشبینی نشده، حاشیه نشینی، مشکلات ترافیک، افزایش جرم بروز مشاغل کاذب و انگلی و صدها عارضه بیمار گونه دیگر را عمدتاً معلوم رشد انفجاری جمعیت بوده و مهاجرت های بی رویه را پدید آورده است.

«بیش تز 50 درصد رشد جمعیت شهری در بسیاری از کشورهای در حال توسعه مربوط به آهنگ پرشتاب مهاجرت از روستا به شهر است. » 5

مهاجرت در کشورهای صنعتی و جهان سوم

مهاجرت به مثابه یک پویش اجتماعی ناشی از اقتصاد صنعتی، پدیده عمومی و مشترک جهان معاصر به شمار می‌آید، و در هر جامعه با توجه به موقعیتهای ویژه آن برخوردی مناسب می طلبد. بعنوان مثال: در کشورهای صنعتی و پیشرفته، تعداد مشاغل ایجاد شده در بخش های صنعت و خدمات پیوسته و با آهنگ در خور رشد جمعیت می‌باشد.

بدین جهت این کشورها بر جذب نیروهای مازاد بخش کشاورزی قادرند و در مواردی نیز بخاطر نیاز شدید به نیروی کار، کشاورزان داخلی و احیاناً نیروی کار خارجی را به مهاجرت تشویق می‌کنند. در صورتی که در کشورهای جهان سوم با توجه به تکنولوژی مورد استفاده در بخش کشاورزی، بخش صنعت آنها رشدی کند و در مقایسه با رشد جمعیت و شدت رها شدگی جمعیت روستایی بسیاری ناچیز است، بخش خدمات در این کشور ها نیز اگر چه بسیار متورم است، بواسطه رکود نسبی 2 بخش دیگر، قادر به جذب انبوه بیکاران نمی باشد.

«وضعیت موجود نیروی مازاد در بخش کشاورزی، یک پدیده عمومی و مشترک در اکثر کشورهای جهان سوم به شمار می‌آید. سابقه تاریخی آن در غالب این کشورها مربوط به چگونگی نضج سرمایه داری و نوسازی ساختار اقتصادی این کشورهاست. بخش صنعت در اکثر این کشورها مربوط به چگونگی نضج سرمایه داری و نوسازی ساختار اقتصادی این کشورهاست. بخش صنعت در اکثر این کشورها در شرایط بعد از جنگ جهانی دوم پایه‌گذاری شده است. شکل انکشاف صنعتی در این کشورها با مراحل آغازین رشد سرمایه داری و انقلاب صنعتی در اروپا ماهیتاً متفاوت است. در آغاز صنعتی شدن کشور های غربی، صنایع در شرایطی توسعه یافت که با توجه به تکنولوژی ساده، عمدتاً کاربر بود. سپس این کشورها به تدریج همراه با تحول تکنولوژیکی و افزایش میزان اتوماسیون به تعادل جمعیتی میان بخش های اقتصادی و مناطق نیز دست یافتند و حال آنکه در کشورهای جهان سوم با ساخت اقتصادی سنتی عموماً متکی به کشاورزی، نضج صنایع در شرایط اتکاء به تکنولوژی صنعتی وارداتی صورت گرفته است. این تکنولوژی وارداتی، از لحاظ ترکیب کار و سرمایه مناسب کشورهای صنعتی صادر کننده بود و با شرایط خاص کشورهای جهان سوم وارد کننده مطابقت چندانی نداشت. »6

مزایای مهاجرت

عده ای از محققین بر آنند که مهاجرت از نظر جمعیتی به دلائلی و از جمله سه دلیل زیر پدیده ای مفید و در مواردی قابل تشویق است، نخست آنکه، بواسطه آن، جایگزینی جمعیتی محقق شده و بسیاری از مناطق غیرمسکونیو مخروبه آبادان می‌شود. نیروی کار می‌تواند در مناطق دیگری که انتظار بهر دهی و متقابلاً دستاورد بیشتر دارد، منتقل شود.

«از دیدگاه نظری محتمل است که پویش مهاجرتهای داخلی تأثیر مثبت و سازنده ای بر جریان صنعتی شدن و توسعه در کشورهای جهان سوم داشته باشد. از مسائل مهم توسعه در کشورهای جهان سوم عدم یگانگی بخش عمده جمعیت با اقتصاد بازار است. در این قبیل جوامع غالباً فعالیت حدود نیمی از جمعیت به طور کلی با به طور کامل تابع مکانیسم های بازار نیست و از قواعد خود معیشتی تبعیت می‌کند. این جریان از شکل گیری کامل بازار داخلی ممانعت کرده و مانع از رشد و توسعه بنیان های تولیدی انباشت سرمایه در قلمرو تولیدات مختلف می‌گردد این بخش خود معیشتی عموماً در روستاها مستقر بوده و با عملکرد «خود معیشتی» خود در حوزه تولید کشاورزی ساختار تولیدی جامعه را در سطح نازل و ناهمگونی نگاه می دارد. » 7همچنین نقش اساسی پویش مهاجرت در تحقق توسعه و ایجاد تعادل نسبی در بخشهای اقتصادی را نمی توان نادیده گرفت «کوشش های با برنامه برای نوسازی چنین جوامعی به حسب مقاومت و جان سختی بنیان های تولیدی خود معیشتی (عموماً بخش کشاورزی روستاها) منجر به تجزیه و اقتصاد و جامعه به دو بخش «سنتی» و «جدید» می‌شود. بدون پویش مهاجرت داخلی و به ویژه مهاجرت از روستا به شهر نزدیکی و ادغام دو بخش سنتی و جدید غیر محتمل می نماید. در واقع پویش مهاجرت روستایی تعداد بیشتری از نیروی اسیر شده در بخش سنتی را آزاد ساخته و از طریق راندن آنان به شهر، موجب جذب آنان در اقتصاد بازار می‌گردد... از محمل های مهم توسعه، افزایش نسبت شهرنشینی و تحول ترکیب مشاغل در سطح اقتصادی است. در هر یک از این موارد تجدید توزیع جغرافیایی جمعیت یعنی وجود پویش مهاجرت شرط لازم به شمار می‌آید. » 8

البته در صورتی که امکان دستیابی به کار مناسب در شهر وجود داشته باشد و از طرفی، شرایط اجتماعی در شهر (همچون مسکن، آموزش، بهداشت، تفریحات، رفاه اجتماعی و غیره) قدرت پذیرش انبوه مهاجرت را داشته باشد مهاجرت روستایی می‌تواند امری مفید در جهت توسعه باشد.

اما متأسفانه در اغلب کشورهای جهان سوم لااقل در حال حاضر در جوامع شهری بالفعل چنین امکاناتی وجود ندارد و یا حتی امکان فراهم آوردن سریع آنها نیز وجود ندارد.

دوم آنکه، آنچه که تحت عنوان «امید به وضعیت بهتر» قابل طرح است. اینکه «... جوامع روستایی معمولاً از محیط های بسته، ایستا و نفوذ ناپذیر تشکیل شده اند و در این محیط ها تحرک اجتماعی نزدیک به صفر است.... در روستا، در اکثر قریب به اتفاق موارد، در مقایسه فضای شهری، فضای متحرکی است که در آن پدیده های «صعود اجتماعی و موقعیتهای درخشان» امکان پذیر است مسلماً نه برای تمامی شهرنشینان». 9

پیامدهای منفی مهاجرت

در جامعه مبداء:

تخلیه روستا: عدم نیروی کار در روستا، استفاده نادرست از منابع موجود روستایی که _ خود عامل بقاء و ادامه توسعه نیافتگی مناطق روستائی است _ را بدنبال دارد. مهاجرت علاوه بر اینکه عامل تقویت توسعه نیافتگی در منطقه مهاجر فرست می‌باشد، ایجاد و تشدید نارسائیهای منطقه مهاجر پذیر را نیز باعث می‌شود.

در جامعه مقصد:

عدم امکان جذب و پیامدهای آن: شهرهای اصلی به عنوان مهم ترین قطب جاذبه جمعیت شناور مهاجر، به لحاظ ساخت پیچیده خود قادر به جذب کامل این جمعیت نیستند و بر این اساس، تن دادن به زندگی حاشیه ای و زاغه ای نشینی سرنوشت محتوم اکثر مهاجرین روستایی است، و بدیهی است که اینگونه مهاجرین همانطور که از لحاظ فیزیکی وضعیت فرهنگی مجزا قرار می گیرند، و اگر چه می کوشند ارزشهای مسلط در آن نظام را تقلید کنند ولی در بسیاری موارد به از خود بیگانگی فرهنگی دچار می‌شوند. 10

عدم انطباق با محیط جدید: شخص مهاجر نه تنها ارزشها را در خود درونی نمی کند، بلکه در پاره ای از موارد به دور خود یک دیوار فرهنگی کشیده موجبات شکل گیری یک خرده فرهنگ را پدید می آورد که خود نشانگر عدم انطباق با محیط جدید است. مطالعات نشان می‌دهد که بعضی از مهاجرین پس از گذشت مدتی به ارزشهای گذشته خویش باز گشته احیای آنها را وجهه همت خویش قرار می دهند تا جائیکه، درجه ستیز او با ارزشهای حاکم (بیگانه برای او) بالا گرفته، اگر امکان تحقق ارزشهای خودی را نداشته باشد به هنجار شکنی اقدام می‌کند.

بهم خوردن ترکیب سنی: مهاجرت بی رویه روستائیان، موجب بهم خوردن ترکیب سنی جمعیت در شهر مقصد، و ازدیاد قابل ملاحظه گروه سنی 46- 15 ساله که در سنین فعالیت اقتصادی هستند، می‌شود.

ایجاد کشمش: کارگران مهاجر بخاطر محروم بودن از امتیازات کارگران بومی از یک سو، و متورم کردن عرضه نیروی کار ارزان از سوی دیگر، همواره تضادها و کشمکش های را در نیروی کارگری شهری باعث می‌شوند. در مواردی نیز براساس پیوندهای قوی، اقدام به ایجاد شغل های انحصاری می‌کنند و در شرایط نامساعد اقتصادی قادرند با تبانی با یکدیگر مشکلاتی در سیستم اقتصادی جامعه به وجود آورند (البته این شیوه عمدتاً در مهاجرت های انبوه و در کشورهای بیگانه، آنهم توسط خارجیان متمکن و صاحبان مراکز اقتصادی تصور دارد. )

اقدامات غیر قانونی: تنوع زندگی مادی شهری، گرانی و سنگینی مخارج زندگی در شهرهای بزرگ موجب میشود که مهاجرین غیر متخصص و تازه واردی که دخل و خرج متعادلی نداند برای تأمین نیازهای خود به کارهای غیر قانونی اقدام کنند.

مشکلات سیاسی: مهاجرتها به دلیل تنوع قومی و اختلافات تمدن مشکلات سیاسی پدید می آورند به طوری که در بعضی از کشورها مهاجران از نیروهای اصلی جنبش های سیاسی و انقلابات به شمار می‌آیند.

البته، محتمل است که نسل های بعدی مهاجرین، در نتیجه تکامل فرآیند همانند گردی با جامعه مقصد، موقعیتهای برجسته ناشی از تحرک اجتماعی را احراز کنند.

علل مهاجرت

در تحلیل علل اساسی اینگونه مهاجرتها، مجموعه ای از عوامل را می توان بر شمرد که با مکانیسمهای پیچیده خود، موجبات آزاد شدن میلیونها روستایی از محیط زیست خود روانه شدن آنها به قطب ها اصلی شهرها را فراهم می‌کنند برخی از این عوامل به ویژگی های دافعه روستا و بخشی به ویژگی های جاذبه جامعه شهری مربوط می‌شود. اهم این علل عبارتند از:

1- علل اقتصادی 11

تفاوت سرمایه گذاری در بخش های اقتصادی: تفاوت سرمایه گذاری در بخش های اقتصادی، اختلافاتی را از لحاظ فرصتهای اشتغال در میان آنها بوجود می آورد، از آنجا که دو بخش صنعت و خدمات عمدتاً پایگاه شهری و بخش کشاورزی عموماً در مناطق روستایی متمرکز است تفاوتهای آشکاری میان شهر و روستا، از جهت دستیابی به مشاغل مناسب نمایان شده است.

فزونی نیروی کار: نیروی کار مازاد نسبی در بخش کشاورزی، در نتیجه استفاده از ماشین آلات کشاورزی و از طرفی بالا بوند نرخ بیکاری اعم از فصلی، پنهان و آشکار و عدم وجود حرفه های فرعی و ثانوی در روستا، روستائیان را به سوی شهرها سوق می‌دهد. علاوه بر اینکه حتی جمعیت شاغل در کشاورزی هم بخاطر کمبود امکانات لازم و مهمتر از همه بی آبی در بعضی از مناطق، و در نیتجه بازدهی نزولی زمین و بالاخره بالا رفتن هزینه کشاورزی رغبت لازم را به کار خود نشان نمی‌دهد. 12

خودآگاهی: آگاهی روستائیان به اختلاف دستمزد مورد انتظار بخش کشاورزی در مقایسه با مشاغل مختلف اقتصاد شهری علاوه بر نضج مناسبات پولی و انگیزه های تجاری در مشاغل پر درآمد و کم زحمتی که خاستگاه آن جامعه شهری است عامل مهمی در مهاجرت روستائیان به شهر می‌باشد.

بیکاری تحصیل کرده ها: عدم وجود کار برای افراد تحصیل کرده روستایی، آنها را به اجبار به شهر می کشاند.

دگرگونی بافت سنتی: بر هم خوردن شیوه خود مصرفی در روستاها، ورود اجناس شهر به آنجا و بالاخره ادغام روستا در نظام اقتصادی شهر زمینه ساز رو آوردن روستائیان به شهر می‌گردد.

واردات خارجی: واردات محصولات کشاورزی از خارج و پائین نگه داشتن قیمت محصولات داخلی کشاورزی نیز عامل دیگری در این باب بشمار می‌آید.

2- علل اجتماعی

رهایی از فشارهای سنتی: در برخی از جوامع به علل اجتماعی و فرهنگی خاص میل به شکستن زنجیره های سنتی جوامع روستایی بخوبی محسوس است به عنوان مثال در هند، با سنت «هندوئی» چگونه می توان جز با پناه بردن به زندگی گمنام در شهر از تولد در یک کاست (طبقه) پست ترنجات یافت؟ یا در بسیاری از کشورهای امریکای لاتین، چگونه می توان از انواع استثمار خاندان و دولت، جز با فرار به شهرها، رها شد؟ و یا چگونه میت وان بدون دردسر، سازمانهای ستمگر قبیله ای آفریقایی را، جز با پیوستن به شهری که این سازمانها در آنجا قدرتی ندارند، طرد کرد؟ چگونه می‌توان در جایی از نفرین «بهره برداری های بزرگ» که انسان را همچنان یک کارگر موسمی نگاه می دارند یا در جایی دیگر، از نفرین «بهره برداری های کوچک» که از قبل از تلاش فردی را محکوم ساخته اند، جز با ترک شرایط دهقانی رهایی یافت؟ نقش این عامل بویژه در جهان سوم تا حدی است که به ادعای برخی از صاحبنظران در کشورهای جهان سوم بیش از هر جای دیگر مهاجرت به شهرها غالباً حرکتی است به سوی آزادی. 13و شهرها همچون دریچه اطمینانی بنظر می‌رسند که فشارهای انسانی در روستاها را کم می‌کنند.

توزیع نامتعادل امکانات: عدم توزیع موزون امکانات بین شهر و روستا مانند عدم وجود بعضی از مقاطع تحصیلی و پائین بودن سطح آموزش روستایی، بسیاری را به اجبار روانه شهر می‌کند.

توسعه شبکه های ارتباطی: کم شدن فاصله فیزیکی، در نتیجه توسعه راهها، شبکه های حمل و نقل و گسترش امر ارتباطات داخلی، مسافرتها و دیدارهای روستائیان از شهرها چه تفریحی و چه زیارتی، و همچنین وجود دوستان و خویشاوندانی که قبلاً این راه را رفته اند و نیز کمک آنها در یافتن شغل و مسکن و غیره، عامل بالقوه ای در ایجاد انگیزه مهاجرت بحساب می‌آید.

میل به راحتی و آسایش: «آنها (زنان) به کارهای ناخوشایند وادار می‌شوند که یا به شرایط اقلیمی مربوط است یا کارهایی که به خودی خود زننده است. پاسخ پرسش های ما از دختران جوان کشاورز روشن کرد که کارهایی وابسته به دامپروری چقدر برای آنها ناخوشایند است. رسیدگی به گاوهای شیرده درست کردن تخته پهن، کندن سیب زمینی ترش و مراقبت از خوکها. این کارها در روح آنها با کثافت ناگزی محیط روستایی عجین شده است. در پرسش نامه دختران روستایی گل و لای تخلیه فضولات را همیشه ناخوشایند ترین کارها خوانده‌اند... به نظر ما این واکنش دفاعی، بسیاری طبیعی است. » 14

3- علل فرهنگی

دستیابی به آزادی: وجود دروازه های باز برای ترفیع شغل و بالاخره پائین بودند درجه تعصب و گروه گرایی و آزادی عمل بیشتر در انتخاب ارزشها در جامعه شهری باعث جذب روستائیان به شهر می‌گردد.

توسعه وسایل ارتباط: هزینه روانی ناشی از ترک ولایت و اسکان در شهرهای غریب که مانع دلبستگی به زندگی شهری می‌شود، در نتیجه رشد و توسعه وسایل ارتباط جمعی و آشنا کردن آنان به زرق و برق وسوسه انگیز جامعه شهری کاهش می‌یابد.

افزایش و رشد و آگاهی: کاهش فاصله فرهنگی، اجتماعی در نتیجه گسترش آموزش و پرورش و بالابردن شانس اشتغال در مشاغل شهری موجب نفرت و دست و کم بی علاقه بوند نسبت به زندگی روستائی است گوستاولبون می نویسد: کسانی که آموزش می بینند نسبت به شرایطی که در آن متولد شده اند نفرت شدید پیدا می‌کنند و در پی فرار از آن بر می آیند. 15

خدمت نظام: خدمت نظام وظیفه به عنوان یکی از پل های مهم ارتباطی جوانان روستایی با جامعه شهری است. طبق بررسی های انجام شده «از آن زمان که خدمت نظام وظیفه عمومی روستازادگان را به پادگانهای شهر شهر کاشند، شدت مهاجرت دو برابر شده است. » 16سرزنش های شهرنشینان را نیز نباید نادیده گرفت. «مگر نه اینکه کشاورز را برای وابستگی رنج آورش سرزنش می‌کنند و مگر نه اینکه فکاهی نویسهای شهری، هنگامی که از روستائیان با واژه های «پهن آلود» و «غبار نشین» یاد می‌کنند آنان را مردمی گل آلود، از جهت فرهنگی عقب مانده، فاقد درک فنی و صاحب خشونتی ناشی از جلب منفعت ذاتی توصیف می‌کنند. » 17

4- علل طبیعی

شامل فاجعه های اجتماعی – جوی همچون سیل، زلزله، خشکسالی و قحطی که جمعیت را به جستجوی محیط دیگر مجبور می‌کند. (مهاجرت های ناشی از عوامل زیست محیطی، همچون کمبود آب، سرمایه شدید، زلزله خیز بودن محل سکونت را میتوان تحت این عنوان دسته بندی کرد. )

عوامل جمعیتی: همچون کاهش نرخ مرگ و میر، افزایش نرخ زاد و ولد و در نتیجه تراکم جمعیت روستایی و نیز عوامل سیاسی. نظیر جنگ و آواراگیها ناشی از آن، اخراج افراد یا گروهها، دعوت همکیشان بمنظور تشکیل جبهه واحد، همچون جلب یهودیان از نقاط مختلف دنیا توسط دولت صهیونیستی و بالاخره هر عامل غیره منتظره و پیش بینی نشده دیگری، و در مواردی آمیزه ای از عوامل مذکور می‌تواند نرخ مهاجرت را افزایش داده انبوهی از جمعیت را به سوی شهرها گسیل دارد.

ویژگی های مهاجرین

جمعیت مهاجر روستایی غالباً و عمدتاً مردان بین 30- 15 ساله اند که معمولاً در گام اول به صورت انفرادی سپس به کوچی دهی کل خانواده اقدام می‌کنند (مهاجرین زنان اصولاً جنبه تبعی دارد).

مطالعات نشان می‌دهد که بین ارتقاُ آموزش و مهاجرت همبستگی مثبت وجود دارد و افرادی که از تحصیلات بالا برخوردارند _ در صورت فقدان عوامل بازدارند _ بخاطر بالا بودن شانس اشتغال در شهر، بیشتر به این کار اقدام می‌کنند (البته افراد فقیری که تعلق خاطر کمتری به روستا دارند نیز تمایل زیادی به مهاجرت نشان می دهند هر چند فاقد سواد لازم باشند).

همبستگی مثبت میان نرخ های مهاجرت و تماسهای شهری، تماس با دوستان و بستگان در محیط های شهری اطلاعات لازم را در خصوص اوضاع شهر و وضع مشاغل در اختیار روستانشینان قرار میدهد، آنها همچنین با ارائه مسکن بدون هزینه یا کم هزینه، در جلب و جذب بستگان روستایی خویش موثرند.

مهاجرین معمولاً در فرایند انتخاب مقصد، بتبع ارزش های مقبول خود، در وضعیتی جابجا می‌شوند که در سازمان اجتماعی ایشان _ یعنی انگارهای درونی شده رفتار آنها _ کمترین دگرگونی پدید آید، و لذا بیشتر به انتخاب شهرها و استانهای نزدیک و تا حدی ممکن مناسب حال و هوای روحی و اعتقادی خویش اقدام می‌کنند.

مهاجرین که انطباق بیشتری با برنامه تنظیم خانواده فرزند کمتری داشته باشند، استعداد بالایی برای مهاجرت دارند.

پیچیدگیهای و تناقضات موجود

«عجیب می نماید که کشاورزان درست در همان زمان که شرایط زندگی در روستاها بهبود می یافت و آنان از نفرین کهن گرسنگی رها می شدند، مبادرت به برون کوچی به طرف شهر ها کردند. »18

سیاستگذاران این جوامع خود را ملزم به سرمایه گذاری در بخش های مختلف اقتصاد شهری جهت ایجاد کار، مسکن، خدمات، حمل و نقل و ارائه امکانات به جمعیت رها شده روستایی می بینند، و از طرف دیگر همین سرمایه گذاریها، بخاطر شکاف عمیقی که در سطح معیشتی بین شهر و روستا ایجاد می‌کند، روند رو به تزاید مهاجرت را سرعت می بخشد.

دولت های در این قبیل کشورها، رشد آموزش و پرورش و گسترش وسایل ارتباط در روستاها را مهم ترین گام در راه دستیابی به توسعه قلمداد می‌کنند ، در حالی که مطالعه آثار این اقدامات آنها را از ادامه سیاستگذاری در این جوانب منصرف می‌کند.

مکانیزه کردن کشاورزی، اگر چه تنها راه توسعه کشاورزی و خود کفایی اقتصادی بنظر می رسد، اما همین امر موجب آزاد شدن جمعیت مازاد کشاورزی و روی آوردن آنها به سایر مشاغل جامع شهری خواهد شد.

امکان ایجاد و توسعه صنعت درم ناطق روستایی به منظور فعال کردن بیکاران آن مناطق و متوقف ساختن آنها در محیط های بومی وجود ندارد زیرا، رشد صنعت از هزینه اشتغال بالا برخودار بوده و ماهیت آن تمرکز طلب است.

تهمداتی چند جهت کاهش نرخ مهاجرت روستایی

اگر چه تأثیر خالص عمران روستایی بر مهاجرت مشخص نیست اما عقیده عمومی بر آن است که شرایط بهتر زندگی در روستا، مهاجرت روستائیان را کاهش می‌دهد، بر این اساس، اجرای پروژه های عمرانی ، بهسازی محیط؟، افزایش ارائه تسهیلات فنی برای بالا بردن راندمان محصول در اراضی، اتخاذ سیاستهایی برای بالابردن سطح درآمد روستائیان از طریق فعالیتهای جنبی مانند ایجاد و توسعه صنایع دستی روستائی، اعمال روشهایی برای بهبود دامداری، ارائه کمک های مالی و مراتع موجود، می تواند تا حد زیادی جاذبه روستا را بالا برده و در نتیجه انگیزه مهاجرت را تضعیف کند.

در این میان نباید از نقش مهم مسائل فرهنگی و ارزشی غفلت کرد و اگر ارزش اجتماعی کار روستائی در حد ارزش اجتماعی مشاغل شهری باشد و یا حتی اگر روستائیان چنین برداشتی را درون ریزی کرده باشند همین موضوع عامل مهمی در بازداشتن آنان از مهاجرت به شهرها می‌گردد.

قال امیر المومنین فی وصیه لمحمد بن الحنفیه:

اضمم آراء الرجال بعضها الی بعض ثم اختر اقربها من الصواب و ابعدها من الارتیاب... قد خاطر بنفسه من استغنی برایه و من استقبل وجوه الاراء عرف مواقع الخطاء.

وسائل الشیعه ج 8 ص 429.

امیرالمومنین (ع) ضمن سفارشهائی به فرزند خود محمد بن حنفیه چنین فرمود:

آراء و نظریات دیگران را در کنار هم قرار بده و آنگاه نزدیک ترین آنها به وصواب و دورترین شان از خطاء را برگزین... بی گمان کسی که خود را از نظیریات دیگران بی نیاز می پندارد، به خود زیان زده است و کسی که به طرز تفکر های گوناگون توجه دارد موارد خطاء و اشتباه را می شناسد.


  • پى‌نوشت‌ها

1. البته مهاجرت، از آن رهگذر که به عنوان فرایند پیوند دهند دو نظام سازمان اجتماعی مورد نظر است. بعضی از اقسام آن، همچون هجرت از گناهان، که در مفاهیم دینی وارد شده (المهاجر من هجر السیئات) گرچه به علت تأثیرات ایجاد شده در روحیات مهاجر، تغییراتی ولو غیر مستقیم در نظام کنش اجتماعی پدید می آورد را شامل نمی شود.

2. همچون هجرت مومنین از محیط های فاسد به منظور حفظ ایمان

3. کشورهای جهان سوم در مورد مهاجرتهایی که از آن به مهاجرتهای انفجاری تعبیر می‌شود، وضعیت کم و بینش مشابهی دارد و در همه آنها بحث بر سر اقداماتی است که می‌تواند روند رو به تزاید این پدیده را مانع شود. مطالعات انجام شده نیز، هر چند برد منطقه ای دارند اما مستفاد از آنها چیزی است که در اکثر این کشورها وجود دارد اگر چه موقعیت ویژه هر یک، نسبت به دیگری را نمی توان منکر شد. این نوشتار نیز بدون ملاحظه کشور خاص، وجوه مشترک این پدیده را در این قبیل کشورها مورد نظر دارد.

4. زاهدی، محمد جواد حسینی، محمد رضا، درویشی، کریم، مقاله «پویش مهاجرت در جهان معاصر» مجله اطلاعات سیاسی، اقتصادی تهران، شماره 13، آبان 1466.

5. تودارو، مایکل، مهاجرت داخلی در کشورهای در حال توسعه، ترجمه: مصطفی سرمدی و پروین رئیسی فرد، چاپ اول، تهران، دفتر بین الملل کار، 1367، ص 10

6. زاهدی، محمد جواد، پیشین.

7. همان شماره 13.

9. ژان پیتیه، مهاجرت روستائیان- ترجمه: دکتر محمد مومنی کاشی, چاپ اول, شرکت سهامی, تهران, 1370 ص 52

10. اگر چه در ظاهر, رابطه منطقی میان مهاجرت و افزایش نرخ کجروی نمی توان یافت, اما بعلت دگرگونی و آشفتگی ایجاد شده در انگاره های کنش متقابل سازمان اجتماعی مربوط به جامعه قبل از مهاجرت, استعداد جرم زائی این پدیده را بالا برده است.

11. همین عامل در مهاجرت های بین المللی نیز نقش مهمی را ایفا می‌کند, تفاوت در آمد کشورهای صادر کننده مهاجر در مقایسه با کشورهای بر خوردار از رونق اقتصادی و فرصتهای اشتعال زیاد, همواره مشوق مهاجرین به کشورهای مزبور بوده است.

12. با توجه به محدودیت اراضی قابل کشت و افزایش جمعیت روستائی, تولید سرانه در این بخش کاهش یافته که نتیجه قهری آن چیزی جز فقر مزمن کشاورزان نیست.

13. ژان پیتیه, ص 57

14. همان ص 55

15. همان ص 34

16. همان ص 36

17. همان ص59

18. همان ص



تاريخ : ۱۳٩۳/۱٠/٢٢ | ٢:٠٦ ‎ب.ظ | نویسنده : هادی | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.