kodak

 

 چند توصیه برای تقویت دینی و اخلاقی فرزندان

و پس از آن در مقام تعلیم علوم او را به دبستان فرستند لکن بایستی خیلی جدیت و کوشش نمود که معلمین و رؤسای آن مدرسه اشخاص دین‌دار با ایمان و تقوی باشند نیز باید بسیار مراعات نمود که بچه‌های هم کلاس او از خانواده‌های محترم و دین‌دار باشند زیرا که اخلاق بچه در هم تأثیر کلی دارد.



بایستی خیلی احتراز نمود از آن دبستان‌هایی‌که از مذاهب مختلفه اطفالی برای تدریس جمع‌آوری می‌نمایند و باک ندارند عیسوی باشند یا موسوی یا بهایی یا زردشتی یا هر چه باشند.
باید اولیاء‌ بچه بدانند اگر مراعات این جهات نشود دین و اخلاق بچه هر دو خراب و فاسد می‌شود، کلمات پراکنده می‌شنود اخلاق و آداب و عقاید مختلف می‌بیند آن‌وقت است که به هیچ عقیده و دیانتی ثابت و پایدار نمی‌ماند و این ظلم بزرگی است که از قبل اولیاء اطفال و رؤسای مدارس به بچه وارد می‌شود و اگر آن بچه بی‌دین گردید یا اخلاق وی فاسد گشت گناه او به گردن اولیاء ‌اوست.
البته هر پدر و مادری میل دارند که بچه آنها با کمال و با تربیت رشد نماید و در زمان پیری و شکستگی آنان را دستگیری و کمک نماید و به آنها احترام گذارد، ‌لکن شاید متوجه به این نکته نباشند که رعایت پدر و مادر و محترم‌داشتن آنها یکی از وظائف دینی است که شرع مقدس اسلام دستور داده و این‌قدر سفارش در مراعات حقوق پدر و مادر فرمود،‌ بلکه در قرآن مجید احسان به پدر مادر را مقارن عبادت خود قرار داده است.
پس اگر میل داری اولاد تو احترام به تو گذارد و کمک حال تو باشد وی را به قانون اسلام آشنا نماید وگرنه وقتی خود را بی‌نیاز و تو را شکسته و وبال خود دید، علاوه بر اینکه رعایت حق تو را نمی‌نماید، شاید آرزوی مرگ تو را می‌کشد و میل دارد راحت شود.
آن شارع مقدس است که می‌فرماید (بهشت زیر قدم مادر است) و چقدر صواب و فضیلت مقرر فرمود برای کسی که محبت و مهربانی به پدر و مادر نماید، ‌بخصوص مادر که فرموده (هرقدر محبت به مادر کنی باز حق او را ادا ننموده‌ایی)
ببین در چند جای قرآن مجید امر به اطاعت و مهربانی به پدر و مادر فرموده بلکه احسان به پدر و مادر را ردیف بندگی و عبادت خود نموده در سوره اسراء است.
(وقضی ربک ان لا تعبدوا الا ایاه وبالوالدین احسانا اما یبلغن عندک الکبر احدهما او کلاهما فلا تقل لها ااف و لاتنهر هما و قل لهما قولا کریما و خفض لمها جناح … )
مضمون آیه: ‌پروردگارِ تو حکم فرموده که عبادت و بندگی منمائید مگر ذات مقدس او را و به پدر و مادر احسان و نیکی نمایید و وقتی یکی یا هر دو آنها به پیری و شکستگی رسیدند مبادا به آنها اف بگویی یا آنها را زجر کنی و برنجانی بلکه به آنها مهربانی کن و با لهجه نیکو با آنها سخن بگو و در برابر آنها متواضع و فروتن باش و درباره آنها دعا نما و بگو پروردگارا رحم کن به پدر و مادر من همان طوری که در کودکی مرا تربیت نمودند.
خلاصه بایست بچه را برای تعلیم و تربیت به مدرسه فرستاد، نمی‌توان انکار نمود، ‌علوم و تحصیلات امروزه جبنه خوبی هم دارد و هر وقتی بایست به مقتضیات همان وقت در صورتی که مخالف با تعلیمات اسلامی نباشد پیشرفت نمود و تمدنات کنونی از حیث علوم فنی و مخترعات صنعتی که در اثر تجربه‌های فراون بدست آورده‌اند قدری پیشرفت نموده، لکن با این ترقیات مادی که از روز خلقت به قدر امروز قراوان نبوده می‌بینیم توانگرترین مردم و داناترین آنها باز خود را خوشبخت نمی‌دانند. و از زندگانی خود خورسند نیستند.
خطای ما از اینجاست که طریق خوشبختی را نمی‌دانیم و آنچه سعادت روحی ماست کنار گذاشته‌ایم و همیشه در امور طبیعی و حظوظ جسمانی می‌کوشیم.
غرض آنکه بایستی اطفال را طوری تربیت نمود که دارای علوم طبیعی ترقیات مادی گردند و در عین حال روح ایمان و تقوی و اخلاق نیکو در آنها نیز پدید گردد و ترقیات مادی و معنوی با هم توأم گردد، تا آنکه در دنیا به خوشی و راحتی زندگانی کنند و در آخرت نیز مقام بلندی را احراز نمایند.
عیب کار اینجا است که درذهن ما ایرانی‌ها کرده‌اند که تمدن و ترقیات مادی و تحصیلات جدید با دیانت منافی است در صورتی که یک قسمت مهم تعلیمات اسلامی راجع به ترتیب و تنظیم امور اجتماعی و تحصیل علوم است.
ببین چگونه در قرآن مجید مکرر در مکرر امر به تفکر و تدبر در خلقت آسمان و زمین و تمام امور مادی و طبیعی می‌فرماید و چقدر توصیه می‌نماید در کسب علوم و دانش و مقام علم و علماء ‌را تمجید و تعریف می‌کند حتی آنکه در قرآن در مقام تعجب فرموده (آیا عالم وغیر عالم مساوی می‌باشند) یعنی خیلی فرق است بین عالم و عالم.
البته معلوم ست نقطه نظر انبیاء ‌شناسانیدن طریق معرفت حق و بندگی و رسیدن به قرب اوست، لکن چون زندگی دنیا و تحصیل معاش مقدمه سعادت اخروی و کمالات روحی است و انسان در زندگانی محتاج به تمدن است، این است که پیغمبر اسلام صلی الله علیه و آله یک قسمت مهم دستورات را راجع به تنطیم امور طبیعی قرار داده است.
پس در ین دوره که علوم طبیع یترقی نموده برای استقلال مملکت و حفظ تمدن اسلام و رفع حتیاجات اموراجتماعی لابد باید به قدر رفع احتیاج مملکت مقاومت با بیگانگان اشخاصی باشند که در تحصیل علوم جدید پیشروی کنند و احتیاج افراد را برطرف نمایند.
لکن باز مکرر می‌کنم باید اولیاء اطفال این نکته را در نظر گیرند که با جدیت تمام اول اصول عقاید و علم توحید و طریق بندگی حق را به فرزندان خود بیاموزند و احکام و آداب دین اسلام را تلقین آنها نمایند به طوری‌که در ذهن آنها نفوذ نماید و مستحکم گردد و پس از آن وی را به مدرسه‌ایی فرستند که اخلاق وی فاسد و روحیه او خراب نگردد یعنی معلمین و شاگردان آن دبستان، دین‌دار و باتقوی باشند.
(بانو مجتهده نصرت امین، روش خوشبختی، ص۶۸)



تاريخ : ۱۳٩٥/۸/٥ | ۱:۳٥ ‎ق.ظ | نویسنده : هادی | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.