اسلام میان زن و مرد از جهت تدبیر امور اجتماع با تصمیم‌گیری و کار، ‌تساوی برقرار کرده است. علتش این است که همان‌طورکه مرد می‌خواهد زندگی کند، زن می‌خواهد زندگی کند. به دلیل آنکه، زنی و مردی در آنچه بُنیه انسان در خوردن و آشامیدن و جز این دو، از لوازم بقا نیاز دارد، برابرند. خداوند متعال فرموده است: ‌«بعضکم من بعض» شما زنان و مردان از جنس همدیگر می‌باشید.(آل عمران، ۱۹۵)


 

همان‌طور که مرد می‌تواند خودش در سرنوشت خویش تصمیم بگیرد و مستقل عمل کند و نتیجه عمل خود را مالک شود، زن چنین حقی را دارد، ‌بدون هیچ تفاوت. «لها ما کسبت و علیها ما اکتسبت» برای زنان است آنچه به دست آورده‌اند و به ضرر آنهاست دوری‌هایی که کرده‌اند(بقره،‌۲۸۶).

پس زن و مرد در آنچه که اسلام و قرآن آن را حق می‌داند،‌ برابرند، خداوند حق را با کلماتش برقرار می‌کند.  چیزی که هست، خداوند در آفرینش زن، دو خصلت قرار داده که به آن دو خصلت، ‌زن از مرد امتیاز پیدا می‌کند.

  1. زن، ‌به منزله کشتزاری برای پیدایش نوع بشر قرار داده شده است، ‌تا نوع بشر در این صدف تکون یافته و نمو کند،‌و هب همین جهت، او حکم مخصوصی دارد وبا همان احکام از مرد ممتاز می شود.

  2. خداوند،‌ خلقت زن را لطیف قرار داد، ‌و [برای اینکه زن مشقت بچه‌داری و رنج اداره منزل را تحمل کند]، شعور و احساس او را ظریف کرد . همین دو خصوصیت (یکی در جسم و دیگری در روح)،‌د روظایف اجتماعی واگذار شده به او،تأثیر دارد.

این ست مقام و موقعیت اجتماعی زن، و با این بیان، موقعیت اجتماعی مرد نیز روشن می‌شود. نیز پیچیدگی و اشکالی که در احکام مشترک بین آن دو و حکام مخصوص به هر یک از آن دو در اسلام هست، حل می‌گردد،‌ همچنان که قرآن کریم می‌فرماید:

و زنهار، ‌آنچه را خداوند به [سبب] آن، بعضی از شما را بر بعضی [دیگر] برتری داده آرزو مکنید. برای مردان از آنچه [به اختیار] کسب کرده‌اند بهره‌ای است، ‌و برای زنان [نیز] از آنچه [به اختیار] کسب کرده‌اند بهره‌ای است. و از فضل خدا درخواست کنید،‌ که خدا به هر چیزی داناست.

منظور از این گفتار، آن است که اعمالی را که هر یک از زن و مرد به اجتماع خود هدیه می‌دهد، باعث می‌شود که به فضلی از خد، ‌اختصاص یابد. بعضی از فضل‌های خداوند اختصاص به یکی از این دو درد و بعضی مخصوص مردان وبرخی دیگر،‌مخصوص زنان است.

مثلاً مرد ر زا این نظر بر زن برتری داده که سهم ارث او دو برابر زن است،‌وزن رااز این نظر بر مردفضیلت داده که خرج خانه را از گردن زن ساقط کرده است. پس نه مرد باید آرزو کند که کاش خرج خانه به عهده‌اش نبود،‌ و نه زن آرزو کند که کاش سهم ارث او برابر برادرش بود. بعضی دیگر برتری را منوط به عمل دانسته است، ‌نه به زن اختصاص دارد و نه به مرد. بلکه هر کس عملی را انجام داد،‌ به فضیلت آن می‌رسد. و هرکس، نکرد، نمی‌رسد- چه مرد و چه زن. کسی نمی‌تواند آرزو کندکه ای کاش من هم فلان فضیلت را می‌داشتم؛ ماننند فضیلت ایمان و علم وعقل وسایر فضایلی که دین آن را فضیلت می‌داند.

این قسم فضیلت، فضل خدا است که به هر کس بخواهد می دهد، ‌ولذا در آخر آیه می‌فرماید:‌«و سئلوا الله من فضله»… .

(علامه طباطبایی،‌زن در قرآن)



تاريخ : ۱۳٩٥/۸/٥ | ۱:۳٩ ‎ق.ظ | نویسنده : هادی | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.