با وجودی که سال های 2004 و 2005 از جمله ایام امید بخش به لحاظ افزایش توجه جهانیان به مقوله بسیار مهم کاهش گرسنگی به شمار میرفتند، ولی باز هم جهان همچنان با گسترش این پدیده شوم مواجه است. به ویژه این که نرخ گرسنگی پنهان در جهان به واسطه کمبود ریز مغذی ها )micronutrient( به مقوله ای نگران کننده مبدل شده است. این در حالی است که مسایلی همچون مصرف افراطی مواد غذایی و به دنبال آن بروز برخی از بیماری های مزمن، به خانواده های فقیر نیز سرایت کرده است. 

 
 
 
 

 
با وجود اقدامات انجام گرفته، کاهش گرسنگی در جهان در یک دهه گذشته پیشرفت اندکی داشته است. برای مثال، کشور های در حال توسعه در خلال دهه 90 میلادی، تنها موفق به کاهش یک درصد از جمعیت مبتلا به سوء تغذیه خود شدند. البته چین از دهه 90 بدین سو به موفقیت های چشمگیری در زمینه کاهش گرسنگی نائل آمده است، لیکن گرسنگی در بسیاری از کشور های در حال توسعه رو به افزایش است.
بر اساس گزارش سازمان ملل متحد، در فاصله سال های 2000 تا 2005 شمار کودکانی که در کشور های آفریقایی از کم وزنی مفرط رنج می برند، افزایش داشته است، اگرچه این شاخص در سایر کشور های در حال توسعه کاهش یافته است. کارشناسان معتقدند کمبود ریز مغذی ها که یکی از عوامل اصلی کم وزنی مفرط کودکان است، یکی از اصلی ترین مشکلات بهداشتی جهان را تشکیل می دهد، زیرا کمبود ویتامین A و کم خونی ناشی از کمبود آهن و روی، احتمال مرگ زود هنگام کودکان و مادران، کاهش بهره هوشی کودکان و تنزل قابل توجه کیفیت زندگی، بهره وری و رشد اقتصادی را در کشور های در حال توسعه به شدت افزایش داده است. این در حالی است که کم خونی ناشی از کمبود آهن، حدود 70 درصد از مادران غیرباردار در هند و بیش از 50 درصد از زنان منطقه صحرای آفریقا را رنج می دهد. کمبود ویتامین A نیز بر سیستم ایمنی 40 درصد از کودکان زیر پنج سال کشور های در حال توسعه اثر گذاشته و به طور معمول سالانه به مرگ یک میلیون کودک در این کشور ها می انجامد. در برخی از کشور ها، این آمار ها بسیار ناامیدکننده تر هستند که از آن میان می توان به آمار 40 درصدی کودکان هندی که از کمبود ویتامین A پیش از رفتن به مدرسه رنج می برند، اشاره کرد.


عوامل تاثیرگذار بر وضعیت غذایی جهان


1) سیاست جهانی: از زمان تصویب اهداف توسعه هزاره موسوم به MDGs در سپتامبر سال 2000، طرح و اجرای اصلاحات اقتصادی به منظور کاهش فقر، به یکی از مباحث بسیار مهم توسعه جهانی مبدل شده است. در همین راستا، در سال 2005، طیف گسترده ای از اقدامات جهت کاهش فقر و گرسنگی از جمله توسعه کشاورزی و تولید مواد غذایی در مناطق روستایی - که گرسنگی در این مناطق کاملاً آشکار است - مورد توجه قرار گرفتند.
بر همین اساس، سازمان ملل متحد در راستای پروژه اهداف توسعه هزاره، چندین راهکار و دستورالعمل جدید منتشر کرد که برای نمونه می توان به گزارش “راهکار های کاهش و به نصف رسانی نرخ گرسنگی در جهان” اشاره کرد. در این گزارش، اولویت های ذیل برای اقدام مؤثر و کارآمد در جهت کاهش نرخ گرسنگی به 50 درصد وضعیت موجود، پیشنهاد شده است:

1) ایجاد و توسعه فضای مناسب و کارآمد.


2) تلاش برای افزایش بهره وری بخش کشاورزی.


3) بهبود وضعیت تغذیه افراد آسیب پذیر و گرسنه.


4) کاهش آسیب پذیری گرسنگان واقعی از طریق ایجاد شبکه های امدادرسانی.


5) افزایش درآمد فقرا.


6) بازارسازی برای محصولات و تولیدات فقرا.


2 ) تجارت: امدادرسانی و ارسال کمک های انسان دوستانه تنها راه چاره دستیابی به اهداف پروژه MDGs سازمان ملل متحد نیست، بلکه ایجاد فرصت های تجاری مناسب برای کشور های در حال توسعه، از اهمیت بیشتری برخوردار است. البته نشست سازمان تجارت جهانی در دوحه قطر که با تصویب سیاست هایی چون کاهش حمایت داخلی از کشاورزان کشور های عضو سازمان OECD و افزایش دسترسی کشور های در حال توسعه به بازار های مصرف همراه بود، نتایج چشمگیری برای کشاورزان کشور های در حال توسعه به بار آورده است. با این حال، همچنان توافقات نهایی در خصوص کاهش یارانه های کشاورزی و سایر اقدامات حمایت گرایانه در کشور های OECD که کشاورزان خرده پای کشور های در حال توسعه را دچار دردسر می کند، وجود ندارد. به نظر می رسد رویکردی سه جانبه به شرح ذیل می تواند به توسعه و گسترش یک نظام تجارت عادلانه از طریق برگزاری یک سیستم قانونمند، قوی و پایدار کمک نماید.


1) کشور های توسعه یافته و صنعتی جهان باید دسترسی به بازار های مصرف خود را برای کشاورزان کشور های در حال توسعه و فقیر آسان تر نمایند.

2) کشور های در حال توسعه نیز باید به نوبه خود محدودیت های تجاریشان را کاهش دهند.


3) کشور های ثروتمند جهان می بایست برای برقراری ارتباط کشاورزان فقیر با بازار های مصرف خود از هیچ مساعدتی دریغ نورزند.
البته سیاست های ایمنی و امنیت غذا می بایست به تجارت فرآورده های دامی نیز که یکی از فرصت های قابل توجه درآمدزایی برای کشاورزان فقیر به شمار می رود، اختصاص یابد. هرچند در حال حاضر بخش قابل توجهی از تجارت جهانی فرآورده های دامی به واسطه بیماری های دامی و ترس از شیوه امراض اپیدمیک، محدود شده است.


3 ) تغییر نظام غذایی زنجیره ای: در حال حاضر هر دو بخش خصوصی و دولتی در تغییر و تحولات مرتبط با وضعیت غذایی جهان و همچنین نظام تحقیقات و نوآوری آن به طور یکسان مشارکت دارند. در یک دهه اخیر زنجیره نظام غذایی به دلیل گسترش شهرنشینی و به دنبال آن ایجاد الگو های غذایی جدید و شکل گیری مصرف کنندگان تازه، رشد قابل توجهی را به ویژه در کشور های در حال توسعه تجربه کرده است. به جرات می توان گفت که سوپرمارکت ها، با نرخ رشد فروش سالانه بیش از 20 درصد، به یکی از عناصر مهم زنجیره توزیع غذا در کشور های در حال توسعه مبدل شده اند. دیگر اعضای این زنجیره، صنایع تامین کننده مواد اولیه کشاورزی، کشاورزان، صنایع تبدیلی و تاجران هستند.
از سوی دیگر، به دلیل افزایش تقاضای شهرنشینان برای مصرف غذا های آماده و فرآوری شده، تولید این غذا ها در کشور های در حال توسعه رشد چشمگیری داشته است. به موازات، صنعت فرآوری به شدت توجه خود را به کشاورزان خرده پا و مصرف کنندگان فقیر به عنوان مشتریان جدید معطوف نموده است، به طوری که در برخی از مناطق نظیر شرق آسیا، کشاورزان خرده پا در این زنجیره متغیر، جایگاه مهمی را کسب کرده اند.
یکی دیگر از تحولات جالب توجه زنجیره جدید این است که شرکت هایی که در این زنجیره مشارکت دارند، به صورت روزافزون در سطح محلی متمرکزتر، در زنجیره غذایی یکپارچه و منسجم تر و در عملیات خود، جهانی تر عمل می کنند.

 
 
 
 


تاريخ : ۱۳٩۱/٤/۱۱ | ۱٢:٢۱ ‎ب.ظ | نویسنده : هادی | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.