نویسنده: لیلا مظهری

    کشاورزی در کشورهای در حال توسعه از چند دهه پیش اهمیت زیادی در توسعه ملی یافته است.
   
   



    رهبران این کشورها در تلاش هستند که کشاورزی معیشتی را به کشاورزی تجاری تبدیل کنند. در ایران نیز دکتر محمد مصدق با ارایه دکترین «اقتصاد بدون نفت» به پیشه های دیگر از جمله کشاورزی اهمیت زیادی قایل شد. به طوری که در زمان ملی شدن صنعت نفت که دولتش تحت فشار اقتصادی و سیاسی زیاد و با چالش فراوان همراه بود توانست حتی به خارج گندم صادر کند.
    
    اما این راه دنبال نشد و نتیجه آن شد که با وابسته تر شدن کشور به نفت، بخش کشاورزی در مجموع از عقب مانده ترین بخش های اقتصادی کشور شد.
    
    در سال های اخیر به تدریج گندم محور اصلی کشاورزی شد و با فراموش شدن یا اهمیت کم دادن به سایر بخش های کشاورزی، شانس مدیران این بخش برای افتخار به خودکفایی افزایش یافت. اکنون سطح زیرکشت دیم گندم حدود دو برابر سطح زیرکشت آبی گندم است جدا از این که زمین های کشت زیادی از جو نیز به کشت گندم اختصاص یافت تا خودکفایی گندم محقق شود کاهش سطح زیرکشت جو باعث افزایش قیمت علوفه به عنوان خوراک دام و در نتیجه قیمت گوشت شد.
    
    وزارت جهاد کشاورزی برای کنترل امور دست به خصوصی سازی دولتی زد و شرکت پشتیبانی امور دام را تاسیس کرد و در نتیجه بخش خصوصی از این ناحیه ضربه خورد. با این مدیریت غیراصولی نتیجه درخشان آن شد که در سال خودکفایی گندم نیز از کشورهایی مثل کانادا گندم دامی وارد شد اما به دلیل بالا بودن استاندارد گندم دامی کانادا و پایین بودن کیفیت گندم تولید داخل این دو با هم مخلوط و برای تولید نان استفاده شد.
    
    پایین بودن کیفیت گندم داخل ناشی از عدم اصلاح بذر به صورت قابل قبول است. ضمن آن که تکنولوژی تولید آرد و روش های پخت نان در ایران قدیمی است. در سال های تولید زیاد گندم به دلیل افزایش بارندگی تولید آرد و روش های پخت نان در ایران قدیمی است. در سال های تولید زیاد گندم به دلیل افزایش بارندگی مسوولان غافل گیر شده از تولید زیاد به دلیل نداشتن سیلو نتوانسته انبار گندم را مدیریت کنند و گندم بسیاری زیر باران و برف فاسد شد و از میان رفت. هنوز هم سیلوی کافی و استاندارد در کشور وجود ندارد.
    
    مشکل انبار تنها به گندم ختم نمی شود. بلکه سایر محصولات کشاورزی نیز با همین مشکل مواجهند و سالانه چندین میلیارد تومان از تولیدات داخلی به خاطر برنامه ریزی نامناسب ضایع می شود.
    
    تک محصولی شدن کشاورزی باعث افزایش آسیب پذیری کشور می شود زیرا علاوه بر جدا کردن کشاورزان از اقتصاد معیشتی سابق خود، به دلیل خصوصیات بازار جهانی و آسیب پذیر بودن اقتصاد کشورهای جهان سوم از جمله ایران و به ویژه اقتصاد تک محصولی در این بازار، هیچ تضمینی وجود ندارد که از درآمد فروش این محصولات دیگر نیازهای حیاتی کشور تهیه و تامین شود مگر آن که از سایر بخش های مثلافروش نفت برای واردات موادغذایی مورد نیاز کشور کمک گرفت که مدیریت غیرعلمی به حساب می آید.
    
    در حالی که در ایران پتانسیل طبیعی زیادی برای توسعه کمی و کیفی همه فرآورده های کشاورزی و حتی کاشت گونه های جدید محصولات کشاورزی وجود دارد، این مهم به فراموشی سپرده شده و واردات به شکل قانونی و غیرقانونی گسترش یافته است. عدم پرداخت یارانه به کشاورزان در واقع به معنای حمایت از واردات در هر شکل است. هر سال علاوه بر ضایعات فرآورده های داخلی، مقادیر زیادی برنج، روغن، میوه، غلات، گوشت وارد می شود. 90 درصد روغن های مصرف خوراکی وارداتی است. در حالی که معاون برنامه ریزی و اقتصادی وزارت جهاد کشاورزی می گوید در تولید موادغذایی در حدود 90 درصد خودکفا شدیم، ایشان که استاد دانشگاه نیز هستند توضیح نمی دهند بر پایه چه آمار و محاسباتی به چنین رقمی دست یافته اند. شاید برای گندم به دلیل استراتژیک بودنش ضریب بالایی در نظر گرفته شده است ولی آیا تنها گندم استراتژیک است؟



تاريخ : ۱۳٩۱/۸/٧ | ٢:۱٤ ‎ب.ظ | نویسنده : هادی | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.