نگاهی گذرا به پیشینه نقش تربیت در روند شکل گیری شخصیت کودکان و نقش پذیری آنها در آینده، محیط خانواده و والدین را به عنوان مهم ترین و کلیدی ترین عوامل مؤثر در این فرآیند معرفی می کند.


به طوری که با توجه به تغییراتی که در روش های تربیتی از گذشته تاکنون اعمال شده و عواملی همچون صنعتی شدن جوامع، افزایش سطح آگاهی پدر و مادر از شیوه رفتار با کودک، تغییر نقش مادران در جامعه و افزایش شمار مادران شاغل، بدون هیچ گونه تردیدی، روانشناسان و متخصصان حوزه علوم تربیتی، خانواده و والدین را نخستین و اصلی ترین رکن تأثیرگذار در شکل گیری شخصیت کودک و ایفای نقش وی در آینده و اجتماع معرفی می کنند.

روانشناسی حاضر بر این نکته تأکید دارد ریشه بسیاری از اختلالات شخصیتی افراد در جوامع گوناگون، در کودکی آنها نهفته است. بطوری که با بررسی دوران کودکی، تحلیل روش های تربیتی و شیوه برخورد پدر و مادر با کودک، در کنار عواملی دیگر مانند ژنتیک، سطح اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی والدین و... تشخیص بیماری و درمان نتیجه بخش تر خواهد بود.
نسل های پیشین، تنبیه یا محروم کردن کودک را یکی از روش های اثربخش در روند تربیتی کودک دانسته و شاید درصد زیادی از پدران و مادران جامعه امروز، خاطرات تلخ از این شیوه تربیتی منسوخ شده را هیچ گاه از یاد نبرند.
این در حالی است که باتوجه به کمرنگ شدن نقش تنبیه جسمی یا روانی کودک و آگاهی والدین از تبعات این روش تربیتی غلط، درصد زیادی از پدران و مادران در روند تربیتی با مشکلات متعددی روبه رو بوده و مطابق با آمارهای انجام گرفته، کمتر خانواده ای شیوه صحیح فرزندپروری را به کار برده یا برای کسب این مهارت تلاش می کند.

● تأدیب یا تنبیه

بسیاری از متخصصان، کمبود سطح آگاهی و شناخت والدین را از فرزندان عامل بی نتیجه ماندن اعمال روش های تربیتی مختلف در خانواده می دانند. برای نمونه پدر و مادری که یک روش تربیتی را برای فرزند خود در تمام سنین اعمال می کند یا به فاکتورهایی همچون جنسیت، شرایط روحی، فکری و جسمی فرزندان توجه نکرده و آنها را با یکدیگر مقایسه می کند، هیچ گاه در تربیت فرزندان خود موفق نخواهد بود.
در شیوه های صحیح تربیتی، کودکان از همان سال های اولیه زندگی با مفاهیمی همچون، قانون، انضباط، احترام و نوع دوستی آشنا شده و پس از شناخت قوانین روش های اجرای آن را می آموزند.
به عبارت دیگر، فرزندان در خانواده های موفق به جای تنبیه، تأدیب می شوند، بدین معنا که آنها از پدر و مادر می آموزند که در قبال اجرای قوانین، تعهد داشته و در صورت سهل انگاری مورد بازخواست قرار می گیرند.
از دیدگاه روانشناسی تأدیب، شامل مراحلی است که در طی آن، کودک می آموزد که چه رفتارهایی مطلوب بوده و به دنبال آن پاداش نهفته است و انجام چه رفتارهایی مورد قبول اطرافیان واقع نبوده و پذیرفتنی نیست. در فرآیند تأدیب کودک، فاکتورهای تشویقی یا خاموش سازی رفتار نقش کلیدی خواهد داشت.

● والدین و ناکامی ها

بیشتر پدران و مادرانی که نتیجه مثبتی از اعمال شیوه رفتاری شان با کودک به دست نیاورده اند، بی توجهی و سرکشی فرزند یا برخوردار نبودن کودک از استعداد کافی برای درک قوانین را از مهم ترین عوامل شکست معرفی می کنند. این در حالی است که همان طور که گفته شد، والدین مسئولیت خطیری در پرورش فرزندانی موفق دارند. آنها با بکارگیری اصول تربیتی مناسب به فرزند خود کمک می کنند تا باتوجه به تمام موانع، از ویژگی های مثبتی همچون متکی بودن به خود، احترام قائل شدن به خود و دیگران و وظیفه شناسی بهره مند شوند.
از دیدگاه روانشناسان پدر و مادران سه نوع روش تربیتی را در خانواده اعمال می کنند، که از آنها با عنوان والدین با تدبیر و مقتدر، پدر و مادران مستبد و والدین آسان گیر یاد می شود.
در خانواده هایی که پدر و مادر از روش های مقتدرانه استفاده می کنند، انتظارات و نتایجی که اعضای خانواده از اجرا یا سرپیچی از قوانین دریافت می کنند روشن بوده و پدر و مادر توجه و محبت خود را از فرزند دریغ نمی کنند.
در این دسته از خانواده ها، فرصت برای جبران خطا وجود داشته و برای حل مسائل مختلف، روش های گوناگونی وجود دارد. نقش پدر و مادر در حمایت از فرزند و کمک به جبران اشتباهات کلیدی است.
در خانواده های مستبد، انتظارات و نتایج اعمال مشخص است، اما نقش پدر و مادر و توجه آنها به کودک کمرنگ است.
در این خانواده ها، تنها دو رنگ سفید و سیاه وجود دارد و کودک فقط می داند که مرتکب خطا شده است، اما راه حل یا علت ارتکاب جرم مشخص نیست.
والدین سهل گیر توجه و محبت فراوانی به فرزند داشته، اما نقش قوانین و اجرای آن کمرنگ است و کودک مهارت تفاوت قائل شدن میان رفتارهای خوب و رفتارهای ناپسند را نمی آموزد.
کارآمدترین نقش را والدین گروه اول ایفا می کنند.
پدران و مادران مقتدر و با تدبیر به استفاده از روش هایی مانند فرصت دادن به کودک برای دریافت نتایج طبیعی یا منطقی، خاموش سازی رفتار با محروم کردن کودک از آنچه به آن وابسته هستند، احترام متقابل به کودک، آگاهی از توانایی های ذهنی، شرایط روحی و سن و تلاش برای یافتن دلایل ارتکاب خطا از سوی کودک، در شیوه رفتار با کودک موفق می شوند.

● رابطه سن و تأدیب

رشد جسمی و ذهنی کودک در سال های قبل از ورود او به دبستان بسیار سریع و غیرقابل پیش بینی است، به طوری که برای بسیاری از والدین درک تغییرات رفتاری و نتایج متفاوتی که از روش های تربیتی خود دریافت می کنند، مشکل است.
کودک در دو سال و نیمگی رفتارهای متفاوتی پس از ورود به سومین سال از زندگی، بروز می دهد و نتایجی که والدین از اعمال روش های تربیتی
کودک سه ساله شان دریافت می کنند، بسیار رضایت بخش تر از زمانی است که وی در نیمه دوم، دو سالگی اش به سر می برد.

● شیرخوارگی

در این دوران، نوزاد رفتار متعادل و باثباتی را بویژه در چهار، ۱۶، ۲۸، ۴۰ و ۵۲ هفتگی از خود نشان می دهد تغییرات رفتاری یا سرپیچی در هفته های هشت، ۲۰، ۳۲ و ۴۴ زندگی نوزاد مشاهده می شود.
در این دوران محبت بی دریغ بدون اعمال هیچ گونه روش تربیتی و تأدیبی، توصیه روانشناسان است.

● ۱۸ ماهگی

تحرک و پاسخ هیجانی به محرک ها از خصوصیات کودکان در این سن است. آنها با احساسات خود کمتر درگیر هستند ولی مشکلات زیادی با اطرافیان یا ارتباط با دیگران ایجاد می کنند.
انتظارات بیجا و پافشاری برای انجام کارهای مورد علاقه وجود دارد و به آسانی تحت تأثیر محرک های وحشت زا قرار می گیرند. گردش در محیط خارج از منزل و بغل کردن آنها، موجب رضایتمندی آنها خواهد شد.
توصیه روانشناسان در این سن پرهیز از اطاعات کردن مستقیم و فوری به خواسته های کودک است. توجه و شریک شدن در امور وابسته به علائق کودک و کمک به وظایفی که کودک در انجام آنها ضعف دارد، از روش های تأدیبی مؤثر محسوب می شود.

● ۲۱ ماهگی

در این سن کودک زیاده خواه و رفتارهایش غیرقابل پیش بینی و متغیر است.
علاقه مند به مستقل شدن است و نیازهای او گاهی اوقات عجیب و غریب به نظر می رسد.
از مورد توجه قرار گرفتن بیش از حد واهمه داشته و ممکن است در مقابل محبت های دیگران مقاومت نشان دهد. در این سن کودک مفهوم برقراری ارتباط میان خواسته ها و نحوه به دست آوردن آنها را نیاموخته است.
توصیه روانشناسان، صبر و تحمل والدین و برآورد کردن استعدادها و پاسخ کودک به محرک های بیرونی است. به کارگیری روش های تأدیبی در این سن کارآمد نخواهد بود.
صحبت کردن با کودک در اغلب مواقع بی فایده بوده و بهترین راه پیشگیری از وقوع تنش ها، حذف محرک های مشکل آفرین از زندگی روزمره کودک است.

● ۲ سالگی

میل به درآغوش گرفتن و مورد توجه واقع شدن در این سن زیاد است. از میزان توقعات نابجای کودک کاسته شده و آرامش بیشتری در رفتار او به چشم می خورد. در این سن وضع قوانین و پاداش ها مؤثر است.
توصیه متخصصان صحبت درباره آئین های مذهبی و پرستش خداوند بویژه هنگام خواب با کودک است.
فراهم کردن محیطی امن یا استفاده از روش هایی که منجر به حواس پرتی کودک و تغییر فضا می شود، از راهکارهای آرام کردن اوضاع، در مواقع تنش زا محسوب می شود.

● ۲/۵ سالگی

در این سن پدر و مادر با چالش های متعددی روبه رو می شوند. هوای زندگی کودک غیرقابل پیش بینی است، در یک لحظه آفتابی و گرم و در لحظه ای دیگر، توفانی و ابری می شود.
احساساتی همچونی خودخواه بودن، حس تملک بر هستی، حسادت، ریاست و عدم انعطاف پذیری در کودک دو سال و نیمه مشاهده می شود. متقاعد کردن کودک برای اطاعت از فرمان والدین مشکل است.
توصیه روانشناسان پرهیز از طرح سؤالات یا درخواست هایی است که پاسخ منفی از سوی کودک، قطعی است. حذف گزینه های مختلف و سلب انتخاب از کودک یکی دیگر از راهکارهای تأدیبی است.
پیش بینی رفتارهای احتمالی کودک و حذف شرایطی که منجر به پرخاشگری و نافرمانی او می شود و مهلت ندادن به او برای طرح درخواست های غیرمعقول با برنامه ریزی و پر کردن زمان از دیگر سفارشات متخصصان است.

● ۳ سالگی

در این سن، به طور معمول والدین دوران مملو از آرامشی را پیش رو خواهند داشت و نشان دادن رفتارهای مملو از هیجان و اشتیاق و آموزش رفتارهای مثبت توصیه می شود.

● ۳/۵ سالگی

لجبازی، انتقال حس ناامنی و برقرار نکردن ارتباط با دیگران در این سن، بیشتر مشاهده می شود. کودکان در سن ۵/۳ سالگی بیشتر اوقات را با غرولند، بی میلی، احساس ترس و غم سپری می کنند.
اضطراب جدایی از مادر بیشترین مشکلی است که کودکان را در این سن دچار پرخاشگری یا گوشه گیری می کند. برقراری محیطی آرام و امن و پرهیز از ایجاد تغییرات گوناگون در محل زندگی کودک مثل تغییر در چیدمان منزل یا اجبار کودک به تغییر اتاق خواب یا رشته ای که در آن فعالیت می کند، به برقراری آرامش وی کمک می کند.
پدر و مادر باید با گفتن جملاتی نظیر تو بهترین دختر یا پسر دنیا هستی، همیشه در کنارت خواهم بود به او آرامش بخشیده و سعی کنند از قرار دادن حیوانات ترسناک یا تاریک کردن اتاق خواب پرهیز کنند و به سؤالاتی که او در خصوص مرگ یا جدایی می کند، به درستی پاسخ دهند.

● ۴ سالگی

در این سن کودک بسیار با انرژی و فعال بوده و کمی کنترل او سخت می شود. برخی از کودکان دائماً خود را با دیگر کودکان مقایسه می کنند و برخی دیگر بسیار نامهربان و خودخواه بوده یا به ماجراجویی و کشف اطراف علاقه مند هستند.
نادیده گرفتن رفتار ناپسند یا استفاده از روش خاموش سازی رفتار در این سن مناسب است. در این سن باید با کودک کمی جدی تر رفتار کرده، به طوری که وی ملزم به اجرای برخی قوانین در منزل شود.
مرزها و محدودیت ها باید در این زمان به خوبی برای کودک مشخص شود زیرا این سن زمان خوبی برای شرطی شدن کودک در برابر مفاهیمی همچون پاداش های مثبت و تقویت کننده های رفتاری است.

روزنامه ایران
  پایگاه فرهنگی هنری تکناز

نویسنده : امید


تاريخ : ۱۳٩۱/۸/۸ | ٢:۱٠ ‎ب.ظ | نویسنده : هادی | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.