سپرده بانکی

 

1 . آیا بانک مرکزی می تواند بخشی از سپرده ها را تحت عناوینی چون ذخیره قانونی خود نگه داری کند؟

2 . آیا بانک مرکزی می تواند از این ذخایر استفاده کند (آن ها را به صورت وام یا شکل دیگر در اختیار بانک ها قرار دهد) یا باید جهت تامین امنیت سپرده ها و کنترل حجم پول، در بانک مرکزی بماند؟

3 . آیا بانک مرکزی موظف است برای این اندوخته ها به بانک ها سود بپردازد و در این صورت، این سود، متعلق به سپرده گذار ست یا بانک؟

پاسخ پرسش های پیشین را در دو محور بررسی کرده ایم: محور اول به سپرده های دیداری و پس انداز مربوط است و چون ماهیت آن ها را قرض دانسته ایم، بانک ها مالک هستند و بانک مرکزی براساس اصل قراردادها می تواند بخشی از آن ها را از بانک ها مطالبه کند و چگونگی استفاده بانک مرکزی از این ذخایر و پرداخت سود در مقابل آن ها نیز به نوع رابطه بین بانک مرکزی و دیگر بانک ها بستگی دارد .

محور دوم، به سپرده های سرمایه گذاری مربوط است و چون رابطه صاحبان این سپرده و بانک ها، رابطه وکالت یا شرکت است، بانک ها می توانند با گرفتن اجازه از صاحبان سپرده، بخشی از آن ها را به بانک مرکزی قرض دهند یا نزد آن به امانت گذاشته یا با آن شریک شوند که با توجه به هر یک از این پاسخ ها، پاسخ پرسش دوم و سوم متفاوت خواهد بود .

بخش پایانی مقاله به صورت گذرا عملکرد این ابزار در نظام پولی ایران و نقش آن در اعمال سیاست های پولی را بررسی می کند .

مقدمه

یکی از وظایف مهم دولت ها در صحنه اقتصاد، سیاستگذاری مناسب جهت رسیدن به اهداف مورد نظر نظام اقتصادی است . دولت ها با انجام سیاست های مالی مناسب در جهت ایجاد تعادل بین درآمدها و مخارج خود و اجرای سیاست های پولی متناسب با فعالیت های اقتصادی کشور، زمینه رسیدن به رشد اقتصادی را بدون گرفتارشدن در دام تورم و رکود، فراهم می کنند .

سیاست پولی، شاخه ای از سیاست اقتصادی و به طور کلی، مجموعه تدابیری است که دولت به منظور نظارت بر نظام پولی و حفظ ثبات نسبی ارزش داخلی و خارجی پول در جامعه پیش می گیرد . (3)

بانک مرکزی، برای اجرای سیاست های پولی، ابزارهای گوناگونی در اختیار دارد . کاربرد این ابزارها در زمان ها و در کشورهای گوناگون (باتوجه به تفاوت ساختارهای اقتصادی و اجتماعی) یک سان نیست و انتخاب ابزار مناسب باید با در نظر گرفتن این وضعیت باشد . نظارت بر حجم پول و تعیین میزان مناسب آن به طور معمول از طریق ایجاد تغییراتی در پایه پولی، ضریب فزاینده پولی یا هر دو انجام می شود . ابزارهای «عملیات بازار باز» و «تغییر در نرخ تنزیل » از طریق تغییر در پایه پولی بر حجم پول تاثیر می گذارند .

این ابزارها به جهت ابتنا بر بهره، در بانکداری اسلامی قابلیت کاربرد ندارند; البته ابزارهای جایگزینی معرفی شده است که از طریق تاثیر بر پایه پولی می تواند حجم پول را در نظام پولی اسلام کنترل کند . (4)

در بانکداری سنتی، ابزاری که ضریب فزاینده پولی را تغییر داده، اعمال سیاست پولی را از آن طریق ممکن می سازد، تغییر در نرخ ذخیره قانونی است که در این مقاله از آن بحث می شود . (5)

بانک ها برابر قانون وظیفه دارند درصدی از سپرده های مردم را به صورت ذخیره قانونی در بانک مرکزی نگه دارند و با بقیه سپرده ها به فعالیت های بانکی و گسترش حجم پول بپردازند . هر چه نرخ ذخیره قانونی بیش تر باشد، گسترش حجم پول کم تر خواهد بود و هر قدر این نرخ کم تر باشد، قدرت پول آفرینی بانک ها بیش تر می شود; بنابراین، بانک مرکزی می تواند با تغییر نرخ ذخیره قانونی، ضریب فزاینده پولی، و در نتیجه، حجم پول را تغییر دهد .

اثر استفاده از این ابزار، بی درنگ در همه بانک های کشور ظاهر می شود; البته تاثیر آن در صورتی است که بانک ها دارای ذخایر مازاد نباشند; زیرا در صورت افزایش نرخ، بانک ها از طریق ذخایر مازاد خود، افزایش ذخایر قانونی را جبران می کنند و در صورت کاهش نرخ نیز با وجود ذخایر اضافی بانک ها، اثری در انبساط حجم پول پیدا نمی شود .

یکی از موضوعاتی که به طور معمول درباره نسبت سپرده های قانونی از آن بحث می شود، مساله پرداخت بهره به سپرده قانونی است . پیروان نظریه پرداخت بهره به سپرده های قانونی، اعتقاد دارند که این سپرده ها همانند اوراق قرضه، نوعی بدهی بخش دولتی به شمار می روند و باید به آن ها بهره ای مناسب تعلق گیرد . در مقابل، گروهی بر این عقیده پای می فشارند که عدم رداخت بهره به سپرده های قانونی، در حقیقت دریافت نوعی مالیات از سوی بانک مرکزی از بانک ها است که این خود باید در کنار سیاست کلی مالیاتی کشور بدان توجه شود . به عبارت دیگر، این عده معتقدند که چون پس اندازکنندگان، از تسهیلات بانکی بهره مند می شوند و مالیاتی بابت آن نمی پردازند، عدم دریافت بهره، نوعی پرداخت مالیات غیر مستقیم از سوی صاحبان سپرده به شمار می آید .

در این مقاله، ابتدا به کارگیری این ابزار را در ادبیات اقتصاد اسلامی مطالعه کرده، سپس ماهیت آن را از دیدگاه فقه و حقوق اسلام می کاویم و در این کاوش، با طرح دیدگاه های گوناگون درباره سپرده های بانکی، ماهیت ذخایر را در دو محور «ذخایر قانونی بر سپرده های دیداری و پس انداز» و «ذخایر قانونی بر سپرده های سرمایه گذاری » بررسی کرده، به پرسش های ذیل پاسخ می دهیم .

1 . آیا بانک مرکزی می تواند بخشی از سپرده ها را تحت عناوینی چون ذخیره قانونی نزد خود نگه دارد؟

2 . آیا بانک مرکزی می تواند از این ذخایر استفاده کند (آن ها را به صورت وام یا شکل دیگر در اختیار بانک ها قرار دهد) یا باید جهت تامین امنیت سپرده ها و کنترل حجم پول، در بانک مرکزی بماند؟

3 . آیا بانک مرکزی موظف است برای این اندوخته ها، به بانک ها سود بپردازد و در این صورت، این سود متعلق به سپرده گذار ست یا بانک؟

ادبیات بحث

در میان اقتصاددانان مسلمان درباره استفاده از این ابزار، اختلاف نظر بسیاری وجود دارد . برخی از اقتصاددانان، اعتقادی به استفاده از این ابزار در بانکداری اسلامی ندارند . توتونچیان (1376) افزون بر این که معتقد است در نظام پولی اسلام، سیاست پولی معنا ندارد، در مقام انتقاد از به کارگیری اندوخته قانونی می گوید:

سپرده قانونی در نظام بانکداری سنتی برای کنترل حجم پول و جلوگیری از افراط در ایجاد آن توسط بانک ها است; در حالی که اگر بانک اسلامی واقعی به وجود آید، بانک از یک طرف هم به صورت وکیل و هم به صورت شریک سپرده گذار، و از طرف دیگر به صورت شریک سرمایه گذار در می آید . دلیلی برای حفظ سپرده های قانونی وجود ندارد; زیرا سپرده ها از طریق عقود اسلامی می توانند به سرمایه تبدیل شوند و افزایش سرمایه نه تنها عامل منفی نمی باشد، بلکه سازنده و مفید است . (6)

وی معتقد است که چون اعطای تسهیلات در نظام اسلامی، تورم زا نیست - زیرا معاملات صوری در این نظام وجود ندارد و به ازای این تسهیلات، تولید در جامعه افزایش می یابد - چنین ذخیره ای نه تنها ضرورت ندارد، بلکه مخالف با رشد و توسعه است; پس نیازی به گرفتن ذخایر قانونی از هیچ یک از سپرده های جاری و مدت دار نیست .

او اولا روشن نکرده است که آیا در سپرده های جاری هم سپرده گذار با بانک شریک می شود یا بانک به وکالت از او به دادن تسهیلات اقدام می کند . اگر چنین است، چرا در قانون که خود وی از واضعان آن بوده است، به قرض بودن آن ها تصریح می کند ضمن این که در همین قانون، مساله سیاست پولی را از وظایف بانک مرکزی قلمداد، و ابزارهایی را نیز برای آن معرفی کرده ست .

ثانیا افزایش تولید در هر زمان و با هر وضعیتی برای اقتصاد مفید نیست; بلکه این افزایش باید با رشد دیگر بخش های اقتصاد و متناسب با افزایش تقاضای واقعی مردم هماهنگی کند . در غیر این صورت، به ایجاد برخی اختلالات از جمله رکود خواهد انجامید .

ثالثا چون تغییر نرخ ذخیره قانونی موجب تغییر سود حاصل از سپرده ها و در نتیجه، سهم سود سپرده گذاران می شود، از این ابزار برای نظارت بر حجم سپرده ها نیز می توان استفاده کرد .

ترکمانی (1988) نیز به جهت این که معتقد است در اقتصاد اسلامی، بانک ها اعم از بانک های تجاری یا صندوق زکات نمی توانند بیش از اموالی را که در اختیار دارند، قرض دهند، استفاده از اندوخته قانونی را به صورت ابزار سیاست پولی منتفی می داند . وی در مقام استدلال بر مدعای خود می نویسد:

سپرده هایی که ممکن است برای نقدینگی اقتصاد مشکل ایجاد کنند، سپرده های دیداری اند و این سپرده ها به جهت محدودیت هایی که در اسلام برای نگه داری آن ها وضع شده (مانند تشریع زکات و حرمت کنز) رقم قابل توجهی را در میزان سپرده ها نداشته اند و بخش اعظم آن ها به صورت سپرده سرمایه گذاری جلوه خواهد کرد; اما سپرده های سرمایه گذاری نیز به منظور به کارگیری در فعالیت اقتصادی و بهره مند شدن از سود آن ها ایجاد شده اند و اغلب پس از اتمام دوره مالی می توانند سپرده های خود را از بانک دریافت کنند; بنابراین نیازی به اندوخته قانونی نیست . (7)

ترکمانی به استفاده از این ابزار اعتقادی ندارد; اما انگیزه او به ویژه در سپرده های دیداری، با توتونچیان متفاوت است . او حجم سپرده های دیداری را کم می داند و خلق پول را نیز از اختیارات صندوق زکات که وجوه فراوانی ندارد، می شمرد; بنابراین، از نظر وی به استفاده از این ابزار نیازی نیست .

بدیهی است که واقعیت درباره سپرده های دیداری، خلاف نظر او را نشان می دهد; به طوری که امروزه، حجم فراوانی از سپرده ها در حساب جاری بانک ها قرار دارد . افزون بر این، در سپرده های سرمایه گذاری نیز شرط بهره مندی از مزایای این حساب، ماندن وجه تا مدت مشخصی نزد بانک است; اما صاحبان سپرده در صورت نیاز می توانند پول خود را از بانک مطالبه کرده، از سودی که به پولشان تعلق می گیرد چشم بپوشند و گاهی نیز بانک ها، در این صورت با آن سپرده ها، معامله سپرده کوتاه مدت می کنند; بنابراین، امکان این که افرادی از این گروه برای دریافت وجوه خود به بانک مراجعه کنند، وجود دارد و به همین دلیل، نگه داری ذخیره قانونی برای این سپرده ها نیز ضرورت می یابد .

در بین موافقان سپرده های قانونی نیز اختلاف وجود دارد . گروهی به نگه داری اندوخته همه سپرده ها اعتقاد دارند و جمع بسیاری، این ذخایر را فقط برای سپرده های دیداری سفارش می کنند .

گروه دوم نیز خود دو دسته هستند: عده ای با استدلال های گوناگون معتقدند: برای این سپرده ها، نگه داری 100 درصد ذخیره قانونی لازم است که در این صورت، دیگر تلقی از آن به صورت ابزار سیاست پولی بی معنا است و جمع دیگر نسبت معینی را برای آن تعیین نکرده و در واقع تعیین آن را به سیاست گذار ارجاع داده اند .

از جمله کسانی که به نگه داری 100 درصد اندوخته برای سپرده های دیداری اعتقاد دارند می توان محسن خان (1989)، منذر قحف (1987) و الجرحی (1983) را نام برد . (8)

محسن خان در طرحی همانند طرح سیمونز (9) می گوید: بانک ها برای سپرده ها از طریق دو باجه فعالیت می کنند یک باجه فقط به وجوه سپرده های معاملاتی پوشش داده، بابت آن ها بهره ای نمی پردازد . این سپرده ها همانند سپرده های دیداری اند با این تفاوت که این سپرده ها دارای صددرصد اندوخته قانونی هستند و امکان هیچ گونه استفاده از آن ها به منظور ایجاد چند برابر وجود ندارد . دلیلی که برای در نظر گرفتن صد در صد ذخیره قانونی برای این سپرده ها وجود دارد، این است که این سپرده ها به طور کامل ایمن باشند . به این ترتیب، هم خواسته کسانی را که از قبول خطر می پرهیزند، تامین می کنند و هم جلو خطرهایی را که ممکن است بر اثر دخالت در مکانیزم پرداخت ها به واسطه هجوم برای برداشت سپرده ها بروز کند، می گیرند . باجه دیگر به حساب سود و زیان یا دارایی سهمی مربوط است که در آن، سپرده گذار مانند سهامدار بانک تلقی می شود . دولت دلیلی ندارد برای این سپرده های سرمایه گذاری به لحاظ این که منابع سرمایه گذاری تلقی می شوند، تکلیف ذخیره قانونی وضع کند; اگر چه بانک ها احتمالا و به ملاحظه دوراندیشی، مبلغی را به صورت ذخیره حداقل نگاه می دارند .

او در پایان می نویسد:

اگر چه باجه های دوگانه ذکر شده، عملا در حال پیاده شدن درکشورهای اسلامی می باشد، لیکن هیچ گونه تغییر اساسی در خصوص تکلیف ذخیره قانونی بر انواع مختلف سپرده ها ایجاد نشده است . (10)

میرآخور (1989) در نتیجه گیری از الگوهای مطرح در بانکداری اسلامی با استدلال درباره نگه داری 100 درصد ذخیره قانونی برای سپرده های دیداری از جانب طرفداران این دیدگاه می گوید:

1 . چنین عملی باعث افزایش کارایی نظام می شود; زیرا:

ا . در حالی که هرگونه تغییری از پول پرقدرت به سپرده ها و به عکس در یک نظام بانکداری که ذخیره قانونی درصدی از کل سپرده ها است، باعث بی ثباتی می گردد; ولی چنان چه صددرصد ذخیره نگه داری شود، تنها ترکیب پول عوض می شود و عرضه کل پول تغییری نمی یابد .

ب . در یک نظام بانکداری که ذخیره قانونی کم تر از صددرصد است، حفظ یا افزایش سپرده های واقعی، در نتیجه تغییر در عرضه پول ناشی از خلق سپرده یا جایگزینی سپرده و پول نقد، پرهزینه تر است .

ج . نگه داری صددرصد ذخیره، امکان می دهد که منافع حاصل از خلق پول به همه جامعه برگردد . (11)

2 . این سپرده ها امانت در نزد بانک بوده و بنابراین باید به طور کامل نگه داری شود .

همچنین با مقایسه مفهوم سپرده در نظام اسلامی با آن چه در غرب مرسوم است، گفته شده در غرب سپرده گیرنده می تواند از آن ها برای مقاصد تجاری استفاده کند . این در حالی است که در نظام اسلامی به جهت تلقی خاص از حقوق مالکیت، محدودیت هایی برای استفاده از اموالی که نزد شخص به امانت گذاشته شده، اعمال می گردد . در این تلقی، هر عملی که سبب شود برخی از افراد جامعه نسبت به اموال دیگران صاحب حق مالکیت شده بدون آن که در مقابل، چیزی تفویض شده باشد، در اسلام ممنوع شده است . (12) همین طور به لحاظ این که در صورت بی کشش بودن عرضه کل، ممکن است افزایش اعتبار در یک بخش با کاهش اعتبار در بخش دیگر جبران شود، تخصیص مستقیم به بخش ها توسط مقامات پولی را در صورت نگه داری 100 درصد اندوخته، توصیه می کند . (13)

در این استدلال ها، اشکالات متعددی وجود دارد:

1 . این استدلال بر این مبتنی است که ماهیت سپره های جاری را ودیعه بدانیم و این قول، در فقه و حقوق طرفداران بسیار کمی دارد و بیش تر به قرض بودن آن ها اعتقاد دارند .

2 . گرچه در اثر نگه داری اندوخته، 100 درصد حجم پول ثابت خواهد ماند، باید توجه داشت که چنین نتیجه ای همیشه مطلوب نیست و اصولا تامین حجم پول، متناسب با رشد بخش واقعی اقتصاد، زمینه ساز رشد است و گرچه این هدف را از طریق افزایش پایه پول نیز می توان محقق ساخت، پیامدهای افزایش حجم پول از این طریق کم تر است .

3 . نویسنده ادعا می کند که در اسلام، تملک بدون عوض وجود ندارد; در حالی که امثال قرض و هبه و برخی عقود دیگر مصداق روشن تملک بدون عوض هستند .

4 . بین ادعای نگه داری ذخیره قانونی 100 درصد و اثر آن مبنی بر این که منافع خلق پول، به عموم مردم برمی گردد، تنافی وجود دارد; زیرا در صورت اعمال چنین سیاستی، قدرت خلق پول از بانک ها به طور کلی سلب می شود .

5 . نویسنده به طور ضمنی می پذیرد که در صورت گزینش این روش نمی توان از این ابزار در اجرای سیاست پولی استفاده کرد با این که وظیفه بانک مرکزی را در جهت نظارت و کنترل نظام بانکی، همانند بانکداری ربوی بلکه قوی تر از آن می داند .

الجرحی و قحف نیز مانند خان 100 درصد ذخیره قانونی را پیشنهاد داده اند; (14) اما الجرحی برای ادعای خود، استدلال دیگری کرده است . او در الگویی که برای نظام پولی اسلام ارائه می دهد، پیشنهاد می کند که وسائل مبادله بدون پشتوانه، از طرف ولت به صورت رایگان و به میزان مورد نیاز عرضه شود و نسبت اندوخته قانونی صددرصد نیز برای بانک ها وضع شود . وی ادعا می کند: اقتصادهایی که در آن ها بابت استقراض، بهره پرداخت نمی شود و نیز بانک ها روش چند برابر کردن پول را اعمال نمی کنند، در بیان ترتیبات نهادی گوناگون بررسی شده، بهینه ترین هستند . این بدان معنا است که اگر دولت، پول خود را به صورت رایگان تهیه و آن را به طور رایگان وام دهد و نسبت اندوخته صددرصد برای آن ها وضع کند، حداکثر کارایی تامین خواهد شد .

صدیقی (1982- 1980)، چاپرا (1985) و عزیر (1980) (15) ضمن اعتقاد به نگه داری اندوخته قانونی نسبت به سپرده های دیداری، درصد خاصی برای آن قائل نیستند . (16)

چاپرا ضمن بحث گسترده ای درباره سپرده های دیداری، از دو نوع اندوخته نام می برد:

1 . بخشی تحت عنوان نصیب عامه مردم در حدود 25 درصد از سپرده های دیداری که در اختیار دولت قرار می گیرد تا در پروژه های عمومی که بخش خصوصی، انگیزه فعالیت در آن ها را ندارد، به کار گرفته شود .

2 . بانک های تجاری موظفند افزون بر مقدار پیشین، بین 10 تا 20 درصد از سپرده های دیداری را تحت عنوان ذخیره احتیاطی نزد بانک مرکزی نگه دارند . این نسبت به وسیله بانک مرکزی به منظور اجرای سیاست پولی تغییر می کند .

چاپرا درباره تحویل بخشی از سپرده ها به دولت چنین استدلال می کند:

اموالی که از این طریق در اختیار بانک ها قرار دارد، به عموم مردم منسوب است و بانک ها برای آن هیچ گونه سودی نمی پردازند . صاحبان سپرده نیز ریسکی را متحمل نمی شوند و سپرده های آن ها در امنیت کامل قرار دارد; بنابراین، جزئی از منافع آن باید نصیب همگان شود [ . او درباره ذخیره های احتیاطی در اختیار بانک مرکزی نیز می نویسد: ] بخشی [از این اندوخته ها] نیز در اختیار بانک مرکزی می ماند تا به صورت قرض دهنده نهایی از آن استفاده کند و برای این منظور می تواند صندوق مشترکی ایجاد کند که این وجوه در آن باشد و هنگام لزوم، در اختیار بانک های تجاری قرار گیرد . بانک مرکزی همچنین می تواند این وجوه را در فعالیت های اقتصادی سرمایه گذاری کند . بخشی از منافع حاصل برای بانک مرکزی از این سپرده ها، به منظور تامین هزینه های بانک های تجاری در اختیار آن ها قرار می گیرد . دولت نیز در برابر گردآوری سپرده ها به وسیله بانک های تجاری، مبلغی را به صورت هزینه به آن ها می پردازد . (17)

چاپرا همچنین درباره عدم نگه داری اندوخته برای سپرده های سرمایه گذاری می گوید:

این وجوه، دارای ماهیت سرمایه است و تمام انواع سرمایه، از نگه داری این ذخیره معاف هستند . از طرفی، این کار در اعمال سیاست پولی تاثیر منفی نداشته است; زیرا این کار از طریق کنترل پول پایه در بانک مرکزی انجام می گیرد [ . آن گاه در پاسخ اعتراض برخی مبنی بر این که نگه داری این اندوخته در جهت ایجاد امنیت و نقدینگی مناسب جهت پاسخگویی به مراجعات صاحبان سپرده لازم است، می گوید: ] بهتر است این هدف از راه های دیگر تامین شود; زیرا در این روش، افزون بر بلوکه شدن بخشی از سرمایه ها، ممکن است به انتقال سپرده ها از بانک های تجاری به مؤسسات مالی دیگر بینجامد که وضعیت بانک ها را در وضعیت نسبی بدتری قرار دهد . (18)

صدیقی نیز افزون بر نگه داری ذخیره قانونی، از ابزار دیگری به نام نسبت ذخیره نقدی نام برده، می گوید:

همه بانک ها باید اجبارا قسمتی ثابت از سرمایه های ذخیره شده در حساب های وام و مضاربه را به طور نقدی اندوخته و بر طبق مقررات، نیمی از آن را در بانک ذخیره نمایند . (19)

چاپرا نیز افزون بر اندوخته قانونی بر سپرده ها که پیش تر به آن اشاره شد، به نگه داری این اندوخته اشاره کرده، می گوید:

این درصد، شامل پول نقد، سپرده دیداری بانک تجاری نزد بانک های دیگر و دارایی های با درجه نقدینگی بالا است . (20)

آن گروه از اقتصاددانان ایرانی که در چارچوب بانکداری بدون ربا مقالاتی نوشته اند، به طور کلی نگه داری اندوخته قانونی را در همه سپرده ها مطرح کرده اند . تا آن جا که مهدوی (1369)، تغییر در اندوخته قانونی سپرده های سرمایه گذاری را از ابزارهای سیاست پولی قلمداد کرده و گفته است:

میزان سپرده های قانونی، مستقیما بر سود سپرده گذار از دو طریق تاثیر می گذارد: یکی از طریق افزایش سهم سود این سپرده ها در تسهیم به نسبت سود بانک و مشتری . دوم از نسبت بیش تر سپرده های مذکور که وارد عملیات بانکی می شود; بنابراین، هر قدر ذخایر قانونی این سپرده ها بیش تر باشد، سود قابل پرداخت به سپرده گذار کم تر و در نتیجه، حجم کم تری از سپرده ممکن است جذب بانک شود . (21)

موسویان (1378) نیز معتقد است:

بانک مرکزی، ذخایر قانونی سپرده های بانکی را به عنوان مشارکت قبول کرده و متناسب با سیاست های اقتصادی، در خرید و فروش سپرده های انتقال پذیر بانک های تخصصی، سرمایه گذاری کرده و به بانک های عمومی از این بابت سود بپردازد . (22)

نتایج بررسی دیدگاه های گوناگون درباره نگه داری ذخیره قانونی بر سپرده های بانکی را می توان چنین خلاصه کرد:

اندوخته قانونی در ابتدابه دو منظور وضع شد:

1 . تامین امنیت سپرده ها و حمایت از بانک ها به وسیله بانک مرکزی هنگام مواجه با خطر ورشکستگی و مراجعه همزمان سپرده گذاران;

2 . اعمال سیاست پولی و کنترل حجم پول از این طریق .

امروزه، تامین امنیت سپرده ها از راه های دیگری چون بیمه کردن آن ها نیز امکان پذیر است . در مقام سیاستگذاری و کنترل حجم پول نیز هنگامی که بانک مرکزی در صدد اعمال سیاست انبساطی باشد می تواند با کاهش نرخ این اندوخته، هدف خود را محقق سازد; اما اعمال سیاست انقباضی در صورتی ممکن است که بانک ها دارای ذخایر مازاد نباشند; بنابراین درباره سپرده های دیداری با توجه به نامشخص بودن میزان مراجعه صاحبان سپرده برای دریافت وجوه خود و نیز به منظور اعمال سیاست پولی، بدون تردید نگه داری اندوخته قانونی ضرورت دارد . بدیهی است همان طور که در بررسی اقوال نیز اشاره شد، در صورتی می توان از آن به صورت ابزار سیاست پولی استفاده کرد که نرخ آن کم تر از 100 درصد و متغیر و به دست بانک مرکزی باشد .

درباره سپرده های مدت دار از جهت تامین هدف اول نگه داری بخشی از این سپرده ها ضرورت دارد; زیرا همان طور که اشاره شد، این امکان وجود دارد که تعدادی از سپرده گذاران، پیش از موعد برای دریافت سپرده های خود مراجعه کنند، مگر این که هنگام سپرده گذاری شرط شود تا پیش از پایان قرارداد، سپرده پرداخت نخواهد شد که در این صورت، ممکن است رغبت برخی به سپرده گذاری کم شود; اما از جهت اعمال سیاست پولی، ممکن است تصور شود نگه داری این ابزار ضرورتی ندارد; زیرا سپرده های مدت دار نقش چندانی در ایجاد خلق پول ندارند .

برای تحلیل این مساله، فرایند خلق پول را در این سپرده ها بررسی می کنیم .

فرض می کنیم شخص «الف » ، 100 هزار تومان به منظور سرمایه گذاری در بانک سپرده گذاری کند . با فرض این که نرخ اندوخته، 20 درصد باشد، بانک 80 هزار تومان آن را در اختیار متقاضیان تسهیلات (شخص ب) قرار می دهد . طبیعی است که این شخص به سپرده گذاری مدت دار در بانک اقدام نمی کند; زیرا این مبلغ را از بانک گرفته است تا با آن، فعالیت اقتصادی کند . با فرض این که تمام پرداخت ها از طریق بانک صورت می گیرد، این شخص به سپرده دیداری در بانک اقدام می کند . بانک می تواند بخشی از این سپرده ها را در اختیار شخص «ج » قرار دهد . «ج » دوباره برای انجام پرداخت های خود به سپرده دیداری در بانک اقدام می کند و به همین صورت . . . ; بنابراین مشاهده می شود که حتی اگر پرداخت های بانک، صرف فعالیت های واقعی شود و هیچ گونه فعالیت صوری در کار نباشد، باز سپرده های مدت دار همانند سپرده دیداری، منشا خلق پول خواهد بود; البته در صورتی که این اندوخته فقط در سپرده دیداری اعمال شود، قدرت خلق پول بانک دوبرابر می شود .

به منظور تحلیل فقهی نگه داری این وجوه و سودی که از کارکرد با آن به دست می آید، لازم است در بخش دیگری، ماهیت این ذخایر را بررسی کنیم .

ماهیت ذخایر قانونی

از آن جا که نرخ ذخیره قانونی می تواند شامل همه

/ 0 نظر / 13 بازدید